به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs collected by Abbas Djavadi

الف، آ -alef rss

ئولماخ، خیریلداماخ

(0)
21 مهٔ 2017

ئولماخ (اؤلماخ) ئولماخدی، خیریلداماخ ندی؟! (مرگ مرگ است، دیگر خِر خِر کردن چرا؟) به این معنا که حالا که فلان وضع موجود هست و شما هم باید آن را تحمل کنید شکوه و زاری دیگر چه معنائی دارد؟ Advertisements

آغزى اولان دانيشير

آغزى اولان دانيشير يعنى هر كسى كه دهانى دارد صحبت ميكند، اگرچه در باره موضوعى كه صحبت ميكند و حتى نظر ميدهد اصلا دانش و تخصصى ندارد.

ايكى اششيين آرپاسى

.(فلان كس) ايكى اششيين آرپاسينى بولنمز (بولممز): (فلانى) حتى قادر نيست يك مقدار جو را بين دو خر هم تقسيم كند (خيلى بى عرضه است)

آنا سوتی

(فلان شئی) ننه (آنا) سوتی کیمین حلالدی! = (فلان چیز) مثل شیر مادر حلال است!

ایت ده گئتدی

ایت ده گئتدی، ایپ ده – هم سگ از دست رفت و هم طناب. یعنی: همه چیز از دست رفت.

اؤلى ائششك

(فلان كس) ئوزو اؤلى (ئولى) ائششك آختارير نالين (نعلين) چكسين! – فلانى خودش دنبال خر مُرده ميگودد تا نعلش را بكشد و بردارد! يعنى او خودش محتاج است و از او نميتوان كمكى توقع داشت.

اوز وئرسن

اوز وئرسن آستار ايستر=رو بدهى آسترش را طلب ميكند!

آزا دئديلر

آزا دئديلر هارا گئديرسن؟ دئدى چوخون يانينا! – به «كم» گفتند كجا ميروى؟ گفت پيش «زياد.» به عبارتی دیگر: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.

آز وار ایدی آج آدام

آز وار ایدی آج آدام، بیری ده دوشدی باجادان – آدم گرسنه کم بود، یکی هم اضافه شد؛ و یا: مزاحم کم بود یکی دیگر هم آمد! و یا: آز ایدی آریق اوروق،بیری ده گلدی دابانی جیریق. ویا: مشه ده قورد آزدی، بیریده گمی نن گلدی = در جنگل گرگ کم بود یی هم با کشتی… ادامهٔ مطلب ›

اونومی اله میشم

اونومو اله میشم، قلبیریمی ده آسمیشام – من آردم را بیخته ام و قلبیرم را آویخته ام. یعنی کار من تمام است. من کارم را به سر رسانده ام.

دیلی اولان دانیشیر

دیلی (آغزی) اولان دانیشیر دا – هر که زبان (دهان) دارد چیزی میگوید. منظور اینکه نظر دادن و حرف زدن که مسئولیت ندارد هر کس هر چه میخواهد میگوید!

آتین اؤلومو

آتين ئولومی آرپادان اولسون – کاش مرگ اسب از فرط جو خوردن باشد!

آغاج گؤره نده

آغاج گؤره نده٫ هیز ایت قاچار – سک پررو وقتی چوب را ببیند پا به فرار میگذارد.

آغ یارما

آغ یارما٬ قارا گون اوچوندور – گندم سفید برای روز سیاه است.

آشاغیدا اگلشمیر

آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا یئر یوخدو – پائین نمی نشیندّ بالا هم جا نیست.

یئر برک اولاندا

یئر برک اولاندا ئوکوز ئووکوزدن اینجی یر – زمین که سفت باشد گاو از گاو می رنجد.

علی بؤرکون ولی یه

علی بؤرکون ولی یه، ولی بؤرکون علی یه – کلاه علی به سر ولی، کلاه ولی به سر علی.

آغیر اوتور

آغیر اوتور باتمان گل – منظور اینکه زیاد پر حرفی نکن بلكه رفتار بیش از حد با طمانینه و سنگینی از خود نشان بده. این مثل بیشتر با یک لحن طنز آميز گفته میشود به این معنی كه اگر چه نیازی و دلیلی برای این رفتار سنگین نیست اما خودت را طوری نشان بده که… ادامهٔ مطلب ›

بال چؤره ک

ایستیرسن بال چؤره ک، آل الووه بئل کوره ک – نظیر: هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد.

سور دره یه

آقا دییر سور دره یه، سن ده سور دره یه! – ارباب که میکوید بزن به دره، تو هم بزن به دره! – منظور اینکه هر دستوری که شد باید اجرا کنی (این مثل بیشتر بصورت طنز و در تنقید اطاعت کورکورانه استفاده میشود).

آلاداغ، بالاداغ

آلاداغدا يير، بالاداغدا س..چير – منظور اينكه زندگى بى خيال و بدون نگرانى دارد، هر جا خواست ميماند و ميرود و هر چه خواست ميكند.

اوشاغا

اوشاغا ایش دیه، دالیسیجان گئت – به معنی: کار سپردن به بچه کار خود را زیاد کردن است.

دوز آدام…

دوز آدام حیدر تکیه سینده نی نیر ؟ – آدم درست و حسابی در حیدر تکیه سی چکار دارد؟ زمان قاجارها محله (حیدر تکیه سی) درخیابان ثقه الاسلام بین پل گاری و مقبره الشعرا مرکز تجمع روسپیان بود و ادم های معتبرازآنجا عبور نمی کردند.این مثل زمانی مطرح میشود که گفتاروکردار کسی ضد هم باشد…. ادامهٔ مطلب ›

هر ايته بير سوموك

هر ايته بير سوموك بورجوم وار -،به هر سگى يك استخوان بدهكارم. اين مثل را در اهانت به طلبكار سمج گويند. – رضا جنتى راد

ایت الیندن…

ایت الینّن (الیندن) سوموک گمیرمخ اولمور! – نمیشود دست به کاری زد از بس که مردم تقلید میکنند.

اییرمی دؤرد مین پیغمبر

اییرمی دؤرد مین پیغمبره یالوارینجا بیر دانا آللاها یالوار – به جای اینکه به بیست و چهار هزار پیغمبر التماس کنی دست به دامن یك خدا شو.

ائله بیل

ائله بیل نه قورد گلیپ نه زیانکارلیخ ائلی ییپ – نظیر: انگار نه انگار.

اؤلی ائششک

اؤلى ائششك آختارير نالين (نعلين) چكسين – دنبال يك خر مرده ميگردد كه نعلش را در آورد. منظور اينكه: خيلى محتاج است (ضمنا به معنى: خبلى حريص است).

آدی

آدی ئوزوندن بؤیوکدی – نامش از خودش بزرگتر است. مراد اینکه شهرتش بیشتر از واقعیت است.

اتیم تؤکولدی

اتيم تؤكولدى:  («گوشت هايم ريخت»)، منظور اينكه آبرويم رفت. اتفاق بدى افتاد و جلوى ديگران شرمنده شدم.

اولیدی خرما

اولایدی خرما پیشیرردیک قیساوا،درد تاوا دردی دگیل بالا! یاغ دا یوخدی! – اشاره به کسانی که با خواب و خیال آرزوی کار های بزرگ میکنند در حالیکه امکانات آن کار ها را ندارند.

ایپک

ایپک اوقدر خار اولدی اشّگه افسار اولدی – ابریشم آن قدر خوار شده که بند افسار خر شده است.

ایلانین قویروغی

ایلانین قویروغون اياخلاماسان، چالماز – اگر پا روی دُم مار نگذاری نیشت نمیزند.

اوتوروپ

اوتوروب گمی نین ایچینده، گمی چی نین گؤزون اویور (و یا: اتوروب گمی نین ایچینده، گمی چی نه ن ساواشیر) – هم در کشتی نشسته و چشم ناخدا را در میاورد (با او دعوا میکند).

ایلانی اوتوپ

ایلانی اوتوب اژدها اولوب – مار را قورت داده و شده اژدها. نظیر: مار خورده افعی شده.

ایکی قیرغی

ایکی قیرغی ساواشار،سئرچه یه ده ن دوشه ر – دو قرقی با هم جنگ میکنند، برای گنجشک دانه می افتد.

ائو ساتان

ائو ساتان بیر ایل دؤلتلی اولار ائو آلان بیر ایل کاسب – هر کس خانه بفروشد یک سال ثروتمند میشود و هر کس خانه بخرد یک سال فقیر میشود.

الی باغلی

الی باغلی اولانین دؤگنی چوخ اولار – کسی که دستهایش بسته است خیلی ها جسارت زدنش را پیدا می کنند.

اوسّورماغی بس دیی

اوسورماغی بس دگیل یئل قاباغندا دا دورور – گوزیدنش کم نیست جلوی باد هم می ایستد.

احمد بیغم

احمد بی غم دیر – مراد آنکه آدم بی خیالی است.

ار

ار آخار چای دی آرواد سویون بندی – شوهر رود در جریان است و زن آب بند است. مراد اینکه شوهرزندگی را جمع می کند.

آچارام ساندیغی

آچارام صانديغى، تؤكرم پامبيغى – صندوق را باز ميكنم و همه پنبه را بيرون ميريزم. مراد آنكه اسرار نهان را فاش خواهم كرد.

اششك نه بيلير

اشّک نه بیليرآرپا باهادی – خر که نمی فهمد جو گران است. نظیر: خر چه داند قیمت قند و نبات!

اؤکوز

اؤکوز گوجون بولسه چوبانا اگیلمز-  گاو اگر زورخودش را میدانست تسلیم چوپان نمیشد.

الینده ن سو داممیر

الینده ن سو داممیر – از دستش آب نمیچکد. مراد آنکه  آدم خسیسی است.

اود پارچاسی

اوت پارچاسی دی – یک پارچه آتش است. مراد آنکه فوق العاده زرنگ و پرکار است.

اؤز گؤزونده

اؤز گؤزونده دیره یی گؤرمور ، اؤزگه نین کینده توکو گؤرور – تیر را در چشم خود نمی‌بیند ولی مو را در چشم دیگری می‌بیند.

اؤلو دوروب

ئولى دوروپ مرده شیری یوور –  مرده بلند شده دارد مرده‌شور را غسل میدهد. داستان: يك پير مرد مريض را كه راهى حج بود به مرد جوانى سپردند كه بهمراه او برود و اگر بخاطر بيمارى و كهولت به آن پير مرد اتفاقى افتاد او را همانجا غسل دهد و دفن كند. بعد از چهل روز… ادامهٔ مطلب ›

اؤلمه ک

اؤلمه ک اگر اؤلمه کدیر، بونه جان وئرمه کدیر – نظیر: مرگ یک بار شیون هم یک بار.

آز گل قیزیم

آز گل قیزیم ناز گل قیزیم. – کم مهمان بیا دخترم، آمدنت با ناز باشد.