به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs collected by Abbas Djavadi

آ-a rss

آغزى اولان دانيشير

(0)
10 نوامبر 2016

آغزى اولان دانيشير يعنى هر كسى كه دهانى دارد صحبت ميكند، اگرچه در باره موضوعى كه صحبت ميكند و حتى نظر ميدهد اصلا دانش و تخصصى ندارد. Advertisements

ايكى اششيين آرپاسى

.(فلان كس) ايكى اششيين آرپاسينى بولنمز (بولممز): (فلانى) حتى قادر نيست يك مقدار جو را بين دو خر هم تقسيم كند (خيلى بى عرضه است)

آنا سوتی

(فلان شئی) ننه (آنا) سوتی کیمین حلالدی! = (فلان چیز) مثل شیر مادر حلال است!

آزا دئديلر

آزا دئديلر هارا گئديرسن؟ دئدى چوخون يانينا! – به «كم» گفتند كجا ميروى؟ گفت پيش «زياد.» به عبارتی دیگر: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.

آز وار ایدی آج آدام

آز وار ایدی آج آدام، بیری ده دوشدی باجادان – آدم گرسنه کم بود، یکی هم اضافه شد؛ و یا: مزاحم کم بود یکی دیگر هم آمد! و یا: آز ایدی آریق اوروق،بیری ده گلدی دابانی جیریق. ویا: مشه ده قورد آزدی، بیریده گمی نن گلدی = در جنگل گرگ کم بود یی هم با کشتی… ادامهٔ مطلب ›

آغزی اولان

آغزی (دیلی) اولان دانیشیر دا – هر که دهان (زبان) دارد چیزی میگوید. منظور اینکه نظر دادن و حرف زدن که مسئولیت ندارد هر کس هر چه میخواهد میگوید!

آتین اؤلومو

آتين ئولومی آرپادان اولسون – کاش مرگ اسب از فرط جو خوردن باشد!

آغاج گؤره نده

آغاج گؤره نده٫ هیز ایت قاچار – سک پررو وقتی چوب را ببیند پا به فرار میگذارد.

آغ یارما

آغ یارما٬ قارا گون اوچوندور – گندم سفید برای روز سیاه است.

آشاغیدا اگلشمیر

آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا یئر یوخدو – پائین نمی نشیندّ بالا هم جا نیست.

علی بؤرکون ولی یه

علی بؤرکون ولی یه، ولی بؤرکون علی یه – کلاه علی به سر ولی، کلاه ولی به سر علی.

آغیر اوتور

آغیر اوتور باتمان گل – منظور اینکه زیاد پر حرفی نکن بلكه رفتار بیش از حد با طمانینه و سنگینی از خود نشان بده. این مثل بیشتر با یک لحن طنز آميز گفته میشود به این معنی كه اگر چه نیازی و دلیلی برای این رفتار سنگین نیست اما خودت را طوری نشان بده که… ادامهٔ مطلب ›

سور دره یه

آقا دییر سور دره یه، سن ده سور دره یه! – ارباب که میکوید بزن به دره، تو هم بزن به دره! – منظور اینکه هر دستوری که شد باید اجرا کنی (این مثل بیشتر بصورت طنز و در تنقید اطاعت کورکورانه استفاده میشود).

آلاداغ، بالاداغ

آلاداغدا يير، بالاداغدا س..چير – منظور اينكه زندگى بى خيال و بدون نگرانى دارد، هر جا خواست ميماند و ميرود و هر چه خواست ميكند.

دوز آدام…

دوز آدام حیدر تکیه سینده نی نیر ؟ – آدم درست و حسابی در حیدر تکیه سی چکار دارد؟ زمان قاجارها محله (حیدر تکیه سی) درخیابان ثقه الاسلام بین پل گاری و مقبره الشعرا مرکز تجمع روسپیان بود و ادم های معتبرازآنجا عبور نمی کردند.این مثل زمانی مطرح میشود که گفتاروکردار کسی ضد هم باشد…. ادامهٔ مطلب ›

آدی

آدی ئوزوندن بؤیوکدی – نامش از خودش بزرگتر است. مراد اینکه شهرتش بیشتر از واقعیت است.

آچارام ساندیغی

آچارام صانديغى، تؤكرم پامبيغى – صندوق را باز ميكنم و همه پنبه را بيرون ميريزم. مراد آنكه اسرار نهان را فاش خواهم كرد.

آز گل قیزیم

آز گل قیزیم ناز گل قیزیم. – کم مهمان بیا دخترم، آمدنت با ناز باشد.

آللاه

آللاه ایکی قاپازی  بیر باشا وور ماز. – خدا دو سرکوفت را به یک سر نمی زند.

آدادا قورت

آدادا قورد آز ایدی، بیری ده گمیله گلدی – در جزیره گرگ کم بود، یکی هم با کشتی آمد. نظیر: گلپایگان گرگ کم داشت، یکی هم از گوگد آمد.