به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs collected by Abbas Djavadi

م-mim rss

مشه ده قورد آز ایدی

(0)
12 سپتامبر 2014

مشه ده قورد آزد ایدی، بیری ده گمی نن گلدی – در جنگل گرگ کم بود یی هم با کشتی آمد! بمعنی: مزاحم کم بود یکی هم اضافه شد! در ضمن نگاه کنید به: آز وارایدی آج آدام…… Advertisements

اونومی اله میشم

اونومو اله میشم، قلبیریمی ده آسمیشام – من آردم را بیخته ام و قلبیرم را آویخته ام. یعنی کار من تمام است. من کارم را به سر رسانده ام.

من دگیلدیم

من دگیلدیم، الیم ایدی، بقال اوغلی کریم ایدی! – نظیر: کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!

مربع وار؟

مربّع وار؟ – وار، آما نه او غلیظلیقدا! – مربا داری؟ – دارم، اما نه به آن غلیظی! گویند طلبه ای که احتیاج به مربا داشت من باب فضل فروشی از بقال پرسد: مربّع! داری؟ بقال هم جواب داد: دارم، اما نه به آن غلظت!

مسلمان، سنون آندووا ایناناخ

مسلمان، سنون آندووا ایناناخ یا خوروزون قویروغونا؟! – ای مسلمان، قسم ترا باور کنیم یا دم خروس را؟! مسلمانی خروس یکی از ارامنه را دزدید و زیر عبایش قایم کرده به راه افتاد. ارمنی خبردار شد و از پشت مسلمان رسید و خروس را مطالبه کرد. مسلمان بی آنکه ملتفت شود که دم خروس از… ادامهٔ مطلب ›

مچیدین قاپیسی

مچيدين (مسجدين) قاپيسى آچيخدى، بس پيشيگين حياسينا نه اولوپ؟! – گيرم كه در مسجد باز است، پس شرم و حياى گربه كجا رفته است (كه وارد مسجد ميشود)؟!

منه سو چیخماز

منه سو چیخماز، سنه پول کی چیخار! – از این کار آب گیر من نمیاید، اما پول که گیر تو میاید! گویند حاجی میرزا آغاسی صدر اعظم محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود. روزی که به بازدید چاه ها رفت مقنی گفت کندن چاه در این منطقه بی حاصل است چون این… ادامهٔ مطلب ›

میلچک

میلچک میندار اولماز اوره ک بولاندیرار – مگس نجس نیست اما دل آدم را بهم میزند.

بیر میخ

بیر میخ بیر نالی، بیر نال بیر آتی، بیر آت بیر پهلوانی، بیر پهلوان بیر لشکری، بیر لشکر بیر کشوری ساخلار – یک میخ یک نعل را، یک نعل یک اسب را، یک اسب یک پهلوان را، یک پهلوان یک لشکر را، یک لشکر یک کشور را  نگه دارد.

مسجد

مسجد اوسّورمالی یئر دگیل – مسجد جای گوزیدن نیست. مانند: مسجد ائشّک باغلامالی یئر دگیل – مسجد جای خر بستن نیست. یعنی اینجا نمیتوان از آن حرف ها زد و کار های بد و بیهوده انجام داد.

ملا اؤلدو

ملا اؤلدو مکتب داغیلدی – ملا مرد مکتب هم تعطیل شد.

معلوم دگیل

معلوم دگیل هانسی یووانین قوشودی! – معلوم نیست مرغ کدام لانه است! مراد آنکه معلوم نیست کیست و  چه میخواهد!

او مراغه باستیغی دیر

او مراغه باستیغی دیر، ایلده بیر دفعه اولار! – آن که میگوئی باسلوق مراغه است و سالی یک بار یافت میشود! (کمیاب است).

[خواندن نوشته]

مال داوارا زیانی یوخدی – ترجمه: زیانی به گاو و گوسفند ندارد. (توضیح: آخوندی که بعنوان مهمان پیش ایلی رفته بود وقت ظهر شروع به گفتن اذان میکند. در بین اذان خان ایل که از شکار میرسد از افراد میپرسد که این مرد چرا داد میزند؟ جواب میدهند خان سلامت باد، اذان میخواند. خان مجددا… ادامهٔ مطلب ›

[خواندن نوشته]

ماتاهیم (متاعیم) ماتاه اولونجا بازاریم بازار اولسون.

مال گئدر بیر یانا، ایمان گئدر مین یانا

مال گئدر بیر یانا، ایمان گئدر مین یانا – نظیر: دزد راهی رود و صاحب کالا راهی (هندی)

مال، صاحبينه اوخشار

مال صاحبینه اوخشار – ترجمه: کالا شبیه صاحبش میشود.

مال يمزين مالينى يير بير قللاش

مال یئمزین مالینی ییه ر بیر قاللاج – نظیر: هر نخوری یک بخور دارد.

مالووى قيم توت

مالووی قیّم توت، قونشووی اوغری توتما – ترجمه: مالت را قیم نگه دار، همسایه ات را دزد مخوان.

ماليميز يوخ

مالیمیز یوخ, عرضه میز اولسون – ترجمه: حالا که مال و منال نداریم حداقل عرضه داشته باشیم.