به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs collected by Abbas Djavadi

ک-kaf rss

کاسب

(0)
15 ژوئیه 2014

کاسب ایتی نین آدینی قویار «گوموش»! – آدم بی پول نام سگش را میگذارد «نقره»! اشاره به کسانی است که مال خود را بالا تر و بهتر از همه تصور میکنند. Advertisements

کاسیب گییسه

کاسیب گییسه دییه رلر هاردان تاپدین ، دولتدی (دولتلی) گییسه دییه رلر مبارکدیر – آدم فقیر چیز نوی بپوشد میگویند از کجا پیدا کردی؟ آدم پولدار اگر لباس جدیدی بپوشد میگویند مبارک باشد!

کاسیبین سؤزی

کاسیبین سؤزو ، یورغونون گؤزو – حرف آدم فقیر مثل چشمان آدم خسته است.

یاغ یؤغورتداندی

یاغ یؤغورتداندی،یؤغورت یاغدان – کره از ماست بعمل اید و ماست از کره.

گچی نین

گئچی نین (کئچی نین) قطوری بولاغین گؤزوندن سو ایچر – بز گر از سر چشمه آب می خورد.

کاسب چراغین یاندیرار

کاسب چراغین یاندیرار، دولتلی نین حسابین گئده ر – ترجمه: درویش چراغ خود سوزد و حساب توانگران کند.

کاسب دَ ن تاپدی

کاسیپ ده ن تاپدی، قاب تاپاممادی – ترجمه: دانه پیدا کرد و ظرف پیدا نکرد.

[خواندن نوشته]

کاسبی دوه اوسته بووه سانجار – ترجمه: درویش را روی شتر رتیل گزد. نشیر: محنت زده را ز هر طرف سنگ آید.

كساد بازارين گليرى

کساد بازارین گلیری اولماز – ترجمه: بازار کساد درآمدی ندارد.

كور توتدوغون بوراخماز

کور توتدوغون بوراخماز – کور آنچه را که گرفته دیگر ول نمیکند.

[خواندن نوشته]

کفگیر قازانین تکینه دگیر – ترجمه: کفگیر به ته دیگ خورده.

[خواندن نوشته]

ککلیک باشین قویلار قارا، قویروغوندان خبری اولماز – کبک سرش را میکند زیر برف و از دُم خودش هم بی خبر میشود.

[خواندن نوشته]

کنکن قویونی نه قدر درین قازسا ئوزونی تکینده گؤره ر – نظیر: چاه کن همیشه در قعر چاه است.

[خواندن نوشته]

کؤچ کؤچر ایت یوگوره ر، ایکی سی بیر منزله چاتار – قافله کوچ میکند و سگ میدود اما هر دو در یک آن به منزل میرسند.

[خواندن نوشته]

کیچیک داش دا باش یارار – سنگ کوچک هم سر بشکند.

[خواندن نوشته]

کیچیکدن خطا بؤیوکدن عطا – نظیر: از بزرگان عفو بوده است و از فرودستان گناه.

[خواندن نوشته]

کؤرپونی گئچنه جن ایی یه دایی دیه – تا از پل نگذشته ای خرس را دائی بخوان. نظیر: از برای مصلحت مرد حکیم / دم خر را بوسه زد خواندش کریم (مولوی).

[خواندن نوشته]

کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.

[خواندن نوشته]

کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.

كوفته نى سال

کوفته نی سال، سفره نی سال – نظیر: چلو را دم کن، سفره را پهن کن.