ائله بير داليسيجان آتلى قوور – گوئى سواره در حال تعقيبش است. اشخاصيرا ميگويند كه در را بشدت ميكوبند و عجله دارند.
ماه: آگوست 2013
ائله بیل دوه دن زینقیروو آسلانیر
ائله بير دوه دن زينقيروو آسلانير – نظير: مانند فيل و فنجان هستند. مراد آنكه يكى قد بلند و ديگرى قد كوتاه است.
ائله بير دوه نعلبنده باخير
ائله بير دوه نعلبنده باخير – گوئى گاو به سراج نگاه ميكند. اشخاصى را كه غضب آلود نگاه كنند تشبيه نمايند.
ائله بير دده سينى ئولدورموش
.ائله (ایله) بير دده سينى ئولدورموشم – گوئى با هم پدر كشتگى داريم
ائله بير سامره يولچوسودى
ائله (ایله) بير سامره يولچوسودى – مثل اينكه گداى سامره است. با اين تشبيه به انسان هاى سمج اشاره ميكنند.
ائله بير سووا دوشموش سيچاندير
ائله بير سووا دوشموش سيچاندير – مثل موش آب كشيده است.
ائله بير قاريشقييه مينيب
ائله بير قاريشقييه مينيب – گوئى سوار مورچه شده است. منظور اينكه آمدنش خيلى طول ميكشد.
ائله بيرقوش ديمديگينده
ائله بيل قوش ديمديگينده گتيريب – مثل اينست كه مرغ در منقارش آورده. حبوبات تميز و پاكيزه را گويند.
ائله بير داليسيجان آتلى قوور
ائله بير داليسيجان آتلى قوور – گوئى سواره در حال تعقيبش است. اشخاصي را ميگويند كه در را بشدت ميكوبند و عجله دارند.
ائله دانيشير كه…
ائله (ایله) دانيشير كه پيشميش تويوغون گولماغى گلير – چنان حرف ميزند كه مرغ بريان خنده اش ميگيرد. مراد آنكه حرفهاى باورنكردنى و مسخره ميگويد.
ائله شور ايدى كى…
ائله (ایله) شور ايدى كه خان دا بيلدى – چنان شور بود كه خان هم فهميد.
ائله كچل دگيل
ائله (ایله) كچل دگيل كه قاتماغى يئره تؤكوله – از آن كچل هائى نيست كه شوره هايش بزمين بريزد. يعنى: رد پائى بجا نميگذارد.
ائله يئرده ياتماز
ائله (ايله) يئرده ياتماز كه آلتينا سو گئچه – جائى نميخوابد كه زيرش خيس شود. مراد آنكه آدم فوق العاده محتاطى است.
او قدر سمن وار
او قدر سمن وار كه ياسمن يادا دوشمور – آن قدر (گل سه برگ) هست كه ياسمن به ياد آدمى نميافتد.
اول نماز
اول نماز صونرا نیاز – اول نماز بعدا نیاز.
ائله يه كه هميشه ييه سن
ائله يه كه هميشه ييه سن – چنان خور كه هميشه بخورى. نظير: هر آفتى را سببى است، سبب درويشى اسراف است.
اى ميخى مسمارا دؤندرن الله!
اى ميخى مسمارا دؤندرن الله! – اى خدائى كه ميخ را تبديل به مسمار ميكند! توضيح: گويند سلطان محمود غزنوى آهنگرى را مامور ساخت كه در ظرف يك هفته مقدار زيادى ميخ كه براى اردوكشى لازم بود تهيه نمايد. آهنگر هر چه عجز و لابه نمود كه ميخهاى سفارشى در عرض يك هفته تمام نميشود بخرج سلطان نرفت كه سهل است صنعتكار را تهديد هم نمود كه اگر سفارش در سر موعد حاضر نشود سرب داغ به حلق وى خواهد ريخت. آهنگر بدبخت هفت روز و شب تمام خواب و خور را بر خود حرام كردو لاينقطع ميخ ساخت ولى نتوانست بيش از دو ثلث سفارش را انجام دهد. شب آخر كه همچنان مشغول كار بود و بر مرگ خود حتم داشت دست نياز بجانب پروردگار دراز نموده و از صميم قلب دعاكرد. صبح زود در زدند. آهنگر با ترس و لرز براى گشودن در رفت و پرسيد كيست؟ از پشت در صدائى جواب داشت: فرستاده دربارم زود چهار عدد مسمار براى تابوت سلطان كه شب گذشته برحمت ايزدى پيوسته بساز و بده ببرم. آهنگر بى اختيار گفت: «اى ميخى مسمارا دؤندرن الله!»
ايمانيم يوخ
ايمانيم يوخ شيطان آپارا، ماليم يوخ ديوان – نه ايمانى دارم كه شيطان ببرد و نه ثروتى كه ديوان ببرد. نظير: درويش در قافله ايمن است.
اينانما
اينانما گيلن دوستووا، سامان تپه ر پوستووا – به دوستت اعتماد مكن چرا كه ميتواند كاه در پوستت پُر كند.
