به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs collected by Abbas Djavadi

طرز کاربرد این سايت

(0)

این وب سایت دارای بیش از دوهزار و پانصد مثل ترکی آذری ایران است. روی حرف نخست ضرب المثل مورد نظرتان کلیک کنید و یا واژه ای از آن ضرب المثل را در قوطى «جستجو» تایپ کنید تا مثل مورد نظرتان را بیابید.

ب-be »

بورجلی بورجلونون

(0)

بوشلی (بورجلی، بورشلی، بوشلی)  بوشلونون ساغلیغین ایستر.

پ-pe »

پیشیک

(0)

پیشیک اؤلدورور آدام قورخودور! – گربه میکشد و آدم میترساند!

ت-te »

تویدان سورا

(1)

تویدان صونرا ناغارانین فایداسی اولماز – منظور: ساز و اواز بعد از عروسی بی فایده است.

ج-jim »

جان وئره ر

(0)

 جان وئره‌ر مال وئرمه ز (جانین وئر ه ر ،ولی مالین ورمه ز) – جانش را میدهد اما مالش را نمیبخشد.

چ-che »

چوخ گولن

(0)

چوخ گوله ن چوخ آغلار – کسی که زیاد بخندد زیاد گریه کند.

ح-he »

حکیم محرم دیر

(0)

حکیم محرم دیر – حکیم محرم است.

خ-khe »

خلقه ایت هورر

(0)

خلقه ایت هورر، بیزه چاققال = به مردم سگ پارس می کند، به ما شغال

د-dal »

دیل چاشار

(0)

دیل چاشار دوزونی دییه ر – گاه زبان می لغزد و راستش را می گوید.

ذ-zal »

ذکر سیز مومن

(0)

ذکرسیز مومنی شیطان آللادار – مومن بدون ذکر و نماز را شیطان گمراه می کند.

ر-re »

رحمت دوزه نه

(0)

رحمت دوزه نه ، لعنت پوزانا – رحمت برکسی که کارها را درست می کند و لعنت برکسی که کارها را خراب میکند.

ز-ze »

زیرناچی

(0)

زورنا چی نین اؤز تویی دی – یعنی آدم کار بلد دارد برای خودش کار میکند. مثلا نجار برای خودش کمدمیسازد. کنایه از این است که یک نفر -به دلایل شخصی- دارد سنگ تمام میگذارد.

س-sin »

سوسوز

(0)

(فلان کس) آدامی سوسوز چشمه یه آپارار، سوسوز گتیرر> (فلانی) آدم را تشنه تا چشمه آب می برد و تشنه برمی گرداند (برای تعریف زرنگی و یا حیله گری کسی گفته می شود.)

ش-shin »

شیرینجه گل

(0)

شیرینجه گل، شیرینجه گئت – ترجمه: با خوشی بیا و با خوشی برو.

ص-sad »

صابون و قره پالاز

(0)

صابون قره پالاز آغارتماز. ترجمه: گلیم سیاه را صابون نمیتواند سفید کند.

ض-zad »

ضحین داماری آچیلیب

(0)

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).

ط-ta »

طرز کاربرد این سايت

(0)

این وب سایت دارای بیش از دوهزار و پانصد مثل ترکی آذری ایران است. روی حرف نخست ضرب المثل مورد نظرتان کلیک کنید و یا واژه ای از آن ضرب المثل را در قوطى «جستجو» تایپ کنید تا مثل مورد نظرتان را بیابید.

ظ-za »

ظالم ایتین قویروغودی

(0)

ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.

ع-eyn »

عزرائیل اوشاق پایلییر

(0)

بیری دییپ: عزرائیل اوشاخ پایلییر. او بیری دییپ: منیمکین آلماسین، وئرمگی باشینا دگسین! یکی میگوید: عزرائیل بچه توزیع میکند. دیگری جواب میدهد: بچه مرا ازدستم نگیرد، توزیع بچه به سرش بخورد!

غ-gheyn »

غربت جنت

(0)

غربت جنت اولسادا، گینه وطن یاخشی دیر – حتی اگر غربت جنت باشد، باز وطن بهتر از آنست. نظیر: یوسف که به مصر پادشاهی میکرد می گفت بی شاهی کنعان خوشتر.

ف-fe »

فمن يعمل

(0)

شخصى از ديگرى پرسيد: فارسى بلدى؟ مخاطب جواب داد: فمن يعمل! او با اين جمله مي خواست بگويد بله، كمى بلدم. سوال كننده خنديد و گفت: پس معلوم ميشود عربى هم ميدانى!

ق-ghaf »

قونشوم شاد

(0)

قونشوم شاد، من ده شاد – اگر همسایه من شاد باشد من هم شاد خواهم بود.

ک-kaf »

کاسب

(0)

کاسب ایتی نین آدینی قویار «گوموش»! – آدم بی پول نام سگش را میگذارد «نقره»! اشاره به کسانی است که مال خود را بالا تر و بهتر از همه تصور میکنند.

گ-gaf »

گزمه‌گه غریب اؤلکه

(0)

گزمه‌یه غریب اؤلکه، اؤلمه‌یه وطن یاخچی: کشور غریبه برای گردش خوب است، وطن برای مُردن (هر قدر می خواهی در غربت بگرد، اما برای مردن وطن مناسب ترین جاست)

ل-lam »

لای لای

(0)

سن کی لای لای باشاریسان، نیه ئوزوون یوخون توتمور؟ – تو که لالائی بلدی چرا خودت نمیخوابی؟ نظیر: گر تو بهتر میزنی، بستان بزن!

م-mim »

مشه ده قورد آز ایدی

(0)

مشه ده قورد آزد ایدی، بیری ده گمی نن گلدی – در جنگل گرگ کم بود یكى هم با کشتی آمد! بمعنی: مزاحم کم بود یکی هم اضافه شد! در ضمن نگاه کنید به: آزوارایدیآجآدام……

ن-nun »

نسیه

(0)

نسيه موقوف حتي سنه ده – نسيه حتي براي تو ممنوع.

و-vav »

واری اولان

(0)

واری اولان تاخار یوخو اولان باخار – کسی که دارد استفاده می کند کسی که ندارد تماشا میکند. نظیر: دارندگی و برازندگی.

ه-he »

هاداران پاداران

(0)

هاداران پاداران دانیشیر – نظیر: پرت و پلا میگوید.

ى-ye »

یاخینا گلمه

(1)

یاخینا گلمه یانیرام، اوزاغا گئتمه دونورام=زیاد به من نزدیک نشو که مرا می سوزانی، زیاد از من دور نشو که سردم می شود.