به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi

طرز کاربرد این سايت

(0)

این وب سایت دارای بیش از دوهزار و پانصد مثل ترکی آذری ایران است و تعداد روزافزونی واژگان و اصطلاحات ترکی آذری ایران است که معولا در فرهنگ های لغات ترکی یافت نمی شوند. در واقع این سایت از دو بخش عبارت است: یکم: ضرب المثل ها و دوم: لغات و اصطلاحات جالب و نایاب… ادامهٔ مطلب ›

الف، آ، همزه -alef »

اُوسارلاماخ

(0)

اوسارلاماخ، اُوسارلاماق=افسار کردن، به افسار بستن (اسب را، و یا به معنی مجازی: مهار کردن، مطیع نمودن، مانند شعر صابر «لاپ بیزی اوسارلادیلار، میندیلر») owsarlamax

ب-be »

بیر تیل

(0)

بیرتیل= یکراست، مستقیما، به سرعت؛ مثلا بیر تیل ائوه گئتدیم=یکراست به خانه رفتم. Bir til

پ-pe »

پولوشک

(0)

پولوشک=تفاله (معمولا پس مانده میوه، بخصوص پس از خوردن) مثلا: آلمانی یئدیم، پولوشگونی آتدیم pülüşk

ت-te »

تولوخ، تولوق

(0)

تولوخ، تولوق (کهنه شده): خیک، مشک، کیسه از چرم بز و گوسفند برای حمل مایعات و همچنین روغن و کره.

ج-jim »

جیغاللیخ ائله ماخ

(0)

جیغاللیخ ائله ماخ=کلک زدن، ناروزدن (در بازی) برای بُردن بازی

ح-he »

حکیم محرم دیر

(0)

حکیم محرم دیر – حکیم محرم است.

خ-khe »

خلقه ایت هورر

(0)

خلقه ایت هورر، بیزه چاققال = به مردم سگ پارس می کند، به ما شغال

د-dal »

دَستَرخان

(0)

دَستَرخان=سفره (از رواج افتاده است. امروزه بیشتر سفره می گویند).

ذ-zal »

ذکر سیز مومن

(0)

ذکرسیز مومنی شیطان آللادار – مومن بدون ذکر و نماز را شیطان گمراه می کند.

ر-re »

رحمت دوزه نه

(0)

رحمت دوزه نه ، لعنت پوزانا – رحمت برکسی که کارها را درست می کند و لعنت برکسی که کارها را خراب میکند.

ز-ze »

زینه زینه

(0)

زینه زینه و یا زینی زینی=کم کم، مرتبه به مرتبه، آهسته آهسته (مثلا جاری شدن آب از شیر آب، بالا رفتن و یا پائین آمدن از یک پلکان)

س-sin »

سوسوز

(0)

(فلان کس) آدامی سوسوز چشمه یه آپارار، سوسوز گتیرر> (فلانی) آدم را تشنه تا چشمه آب می برد و تشنه برمی گرداند (برای تعریف زرنگی و یا حیله گری کسی گفته می شود.)

ش-shin »

شیرینجه گل

(0)

شیرینجه گل، شیرینجه گئت – ترجمه: با خوشی بیا و با خوشی برو.

ص-sad »

صابون و قره پالاز

(0)

صابون قره پالاز آغارتماز. ترجمه: گلیم سیاه را صابون نمیتواند سفید کند.

ض-zad »

ضحین داماری آچیلیب

(0)

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).

ط-ta »

طرز کاربرد این سايت

(0)

این وب سایت دارای بیش از دوهزار و پانصد مثل ترکی آذری ایران است و تعداد روزافزونی واژگان و اصطلاحات ترکی آذری ایران است که معولا در فرهنگ های لغات ترکی یافت نمی شوند. در واقع این سایت از دو بخش عبارت است: یکم: ضرب المثل ها و دوم: لغات و اصطلاحات جالب و نایاب… ادامهٔ مطلب ›

ظ-za »

ظالم ایتین قویروغودی

(0)

ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.

ع-eyn »

عزرائیل اوشاق پایلییر

(0)

بیری دییپ: عزرائیل اوشاخ پایلییر. او بیری دییپ: منیمکین آلماسین، وئرمگی باشینا دگسین! یکی میگوید: عزرائیل بچه توزیع میکند. دیگری جواب میدهد: بچه مرا ازدستم نگیرد، توزیع بچه به سرش بخورد!

غ-gheyn »

غربت جنت

(0)

غربت جنت اولسادا، گینه وطن یاخشی دیر – حتی اگر غربت جنت باشد، باز وطن بهتر از آنست. نظیر: یوسف که به مصر پادشاهی میکرد می گفت بی شاهی کنعان خوشتر.

ف-fe »

فمن يعمل

(0)

شخصى از ديگرى پرسيد: فارسى بلدى؟ مخاطب جواب داد: فمن يعمل! او با اين جمله مي خواست بگويد بله، كمى بلدم. سوال كننده خنديد و گفت: پس معلوم ميشود عربى هم ميدانى!

ق qaf »

قیرنا

(0)

قیرنا=شیر آب (کهنه شده)

ک-kaf »

كره نى

(1)

کره نئی: بوری کیمی بیر شئی, کومور ساماوارین باشینا قویولار کی کومورلری آلیشدیرسین .ساماوارین سویو ن قایناتسین…ایندی ده پیک نیک لرده کومور ساماوارین و كره نئى گؤرمك اولار (زز)  

گ-gaf »

گؤینه مگ

(2)

گؤینه ماخ=احساس سوزش کردن. بیشتر در مورد سوزش معده، پوست و یا دندان به کار می رود.

ل-lam »

لئسلَنماق

(0)

لئسلَنماخ=لذت بردن از هوای مطبوع و خنک، مثلا: یاتیب پنجره نین قاباغیندا ،سرین هاوادا لئسلَنیر

م-mim »

مارا

(0)

مارا: در بازی های کودکان گوشه ای از اطاق و یا حیاط که بچه ها سعی می کنند آن را بگیرندکه در آن صورت بازیکن دیگری نمی تواند آنجا بیاید و دوست بازیکنش را در آنجا را بگیرد. محل امن برای بازیکن، مثلا در بازی قاچان-قاچان (بدو-بگیر)

ن-nun »

نسگل

(1)

نیسگیل: استفاده از این واژه در زبان ترکی آذربایجانی در جملات مختلف، معانی مختلفی میدهد. معانی چون: حسرت، آرزو بو تیکه‌نی سنه نیسگیل ائله‌میشم: این لقمه را بخاطر تو آماده کرده‌ام، آرزو کردم تو بخوری. کلمۀ نیسگیل یک معنای دیگری هم دارد، که من با استفاده از یک مجموعۀ کلمات قصار، آن را در یک… ادامهٔ مطلب ›

ه-he »

هفته بیجار

(0)

هفته بیجار = نوعی ترشی مخلوط است عبارت از گل کلم، سیر، کرفس، هویج، خیار، و دیگر انواع سبزی مخصوص ترشی. بمعنی مجازی: انسان متلون المزاج و کسی که فکر و نشرش را مرتبا عوض میکند. ————- از فیس بوک: EE «هفته بیجار» در منطقۀ ارسباران به نوعی ترشی گفته میشه که معمولاً در اواخر… ادامهٔ مطلب ›

ى-ye »

یووخ

(0)

یووخ (یو-ووق)= به معنی یاخین، نزدیک (در لهجه اورمیه)