فشرده و به زبانی تا حد امکان ساده
پیشگفتار و برخی تعریف ها
هدف از این نوشتۀ مختصر در باره واج شناسی ترکی آذری ایران برشمردن «واج» های نظام آوایی این زبان و در عین حال اشاره و تعریف تغییرات جزئی یعنی «غیر تعیین کننده معنا» و ویژگی های تلفظی آنها در محیط واژه و جمله های مختلف است.
یعنی چه «واج» یا (طوری که زبان شناسان اروپایی میگویند) «فونِم» ؟
مثلا «ک» یک واج معین در نظام آوایی ترکی آذری ایران است. به موقعیت و تلفظ «ک» در این واژه ها دقت کنیم:
«کیم» (چه کسی)، «بلکه»، «شکر»، «اَکین» (کِشت)
«چؤرَک» (نان)، «تَپیک» (لگد)
«کارگر»، «کُت»، «کارمند»
،«شَرییی/شریکی» (شریک را)، «اَرییی/اَریکی» (زردآلو را).
تؤه/تؤک (بریز)، تؤه/تؤک (مو)، اما «تؤکؤنی» (مویش را).
در هر گروه از این نمونه ها تلفظ حرف یا آوای «ک» از گروه دیگر فرق میکند. در بعضی نمونه ها تلفظ «ک» به طور آشکار تبدیل به آوایی میان «ک»، «ه» میشود (مانند چؤره، تؤه) در بعضی نقاط آذربایجان ایران آن آوای پایانی را مانند «ch» نرم آلمانی مانند «ich» تلفظ میکنند، یعنی آوایی میان «خ» و «ه».
اما در همه این موارد میدانیم که اصل این آوا «ک» است، اگرچه این حرف در محیط ها و واژه های مختلف به انواع گوناگون تلفظ میشود. با این حال، همه، آن را به همان گونه «ک» می نویسند و میفهمند.
بر پایه این مشخصات، «ک» را یک واج نظام آوایی ترکی آذری می نامیم.
اگر کمی حاشیه برویم، میتوانیم بگوئیم که اصولا هیچکدام از الفبا ها (چه فارسی و عربی و چه ترکی و لاتین) واقعیت تلفظ روزمره آوا ها و حرف های نمایندۀ آنان را عینا و به طور کامل منعکس نمیکند، بلکه اینها «عنوان ها یا علامت هایی» فرضی و قراردادی هستند که در هر زبان، هر لهجه، هر کشور و منطقه به گونه ای نزدیک، اما نه صد در صد عین آن تلفظ های مورد نظر نوشته و خوانده می شوند.
اکثر حرف ها و علامت های الفبا و املا در بسیاری از زبان ها به همین صورت عمل میکنند.
مردم غیر متخصص معمولا نه از «واج» بلکه از «حرف» و در بهترین حالت از صدا/آوا صحبت میکنند و به الفبای یک زبان اشاره میکنند. ولی منظور از «واج» کاملا حرفی نیست که ما از الفبا می شناسیم، بلکه صدا، آوا و «نشانه» یا حرفی است که در مقایسه با واژه ای که به جز یک حرف در تمامی نوشتار و املای یک واژه، مشابه است و باعث تغییر معنای آن واژه میشود و یا آن را بی معنا میکند.
این یعنی چه؟
برای آنکه واج های یک زبان تعریف و معین شوند، دو واژه مقایسه میشوند که فقط و فقط در همین حرف یا واج مورد نظر فرق میکنند. مثلا چند نمونه از این مقایسه ها را در نظر بگیریم:
بال/بیل (عسل/بدان)، بِل/تِل (بیل/سیم)، قار/قان (برف/خون)، من/سَن )من/تو)
bAl/bİl, Bel/Tel, qaR/qaN, Män/Sän…
و غیره. املای لاتین فرق های یک دوگانه را بهتر از املای فارسی/عربی نشان میدهد. در آنجا حرف هایی که بزرگ نوشته شده اند و پررنگ تر هستند، هرکدام یک واج را نشان میدهند، یعنی در مثال بالا: آ، ای،ب، ت، ر، م، س… اینگونه مقایسه ها را «جُفت مخالف» (اپوزیسیون) می نامند. اگر یک عنصر این جفت معنایی ندهد هم، عنصر دیگر به عنوان یک «واج» در نظر گرفته میشود، زیرا در آن صورت واژه دوم معنای واژه نخست را نمیدهد و این آوا یا فونم «عنصر تعیین کننده معنا» به حساب می آید، مانند:
Badam/*Radam, alMa/*alKa
بادام/*رادام، آلما (سیب)/*آلکا
نشانه ستاره پیش از هر واژه یعنی این «واژه» بی معناست.
به خواندن ادامه دهید «واج شناسی ترکی آذری ایران»