به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi

دا…

(0)
04/19/2021 • لغات, د-dal

دا! = حرف ندا برای تاکید. ترجمه این حرف سخت است. در این نمونه ها می توان تقریبا به معنای آن پی برد: گئتدیم دا… (رفتم دیگه!) تاکید می کند که رفته است. من ده دئمیشدیم دا! = من هم گفته بودم دیگه! معمولا آوای «آ» در آخر این حرف ندا طولانی است و تا… ادامهٔ مطلب ›

الف، آ، همزه -alef »

اُباشدان

(0)

اوباشدان=سَحور (در ماه رمضان) obaşdan=(Ramazan ayında) sahur

ب-be »

نوخوشون تری

(0)

بوگون نوخوشون (ناخوشون) تری گلدی=امروز مریض عرق کرد (حالش رو به بهبود است). Noxuşun teri geldi

پ-pe »

پالاز

(0)

پالاز=پلاس، گلیم (کلیم)، فرش پشمی و اغلب ارزان که پرز ندارد. palaz

ت-te »

تَنَبی

(0)

تَنَبی = اطاق پذیرایی در خانه، قوناغ-اوتاغی (قوناخ اتاغی) (کهنه شده) tänäbi  

ج-jim »

جوبوتماخ

(0)

جوبوتماخ=کِش رفتن، یواشکی دزدیدن (البته به جدیت و وخامت دزدی نیست. بیشتر در مورد چیزهای کوچک و گاه من باب شوخی و مزاح و همچنین در زبان کودکان به کار می رود. مثلا: او شینی لری جوبوتدی=آن شیرینی ها را کش رفت. cübütmax  

ح-he »

حکیم محرم دیر

(0)

حکیم محرم دیر – حکیم محرم است.

خ-khe »

خلقه ایت هورر

(0)

خلقه ایت هورر، بیزه چاققال = به مردم سگ پارس می کند، به ما شغال

د-dal »

دا…

(0)

دا! = حرف ندا برای تاکید. ترجمه این حرف سخت است. در این نمونه ها می توان تقریبا به معنای آن پی برد: گئتدیم دا… (رفتم دیگه!) تاکید می کند که رفته است. من ده دئمیشدیم دا! = من هم گفته بودم دیگه! معمولا آوای «آ» در آخر این حرف ندا طولانی است و تا… ادامهٔ مطلب ›

ذ-zal »

ذکر سیز مومن

(0)

ذکرسیز مومنی شیطان آللادار – مومن بدون ذکر و نماز را شیطان گمراه می کند.

ر-re »

رحمت دوزه نه

(0)

رحمت دوزه نه ، لعنت پوزانا – رحمت بر کسی که کارها را درست می کند و لعنت بر کسی که کارها را خراب می کند. rähmät düzänä, lä’nät pozana

ز-ze »

زینقیرو

(0)

زینقیرو= زنگوله. مثلا: ایله بیل دوه دن زینقیرو آسلانیر=گوئی زنگوله ای است برگردن شتر، به معنی دو آدم نا متناسب با یکدیگر، مانند فیل و فنجان. zınqırow

س-sin »

سَپگیل

(0)

سَپگیل=کک و مک (مخصوصا در صورت) säpgil

ش-shin »

شِه

(0)

شِه=نم، رطوبت کم، شِه چکمک (چَهماخ)=نم کشیدن، رطوبت کمی از هوا یا از زمین مرطوب به خود گرفتن. şeh

ص-sad »

صابون و قره پالاز

(0)

صابون قره پالاز آغارتماز. ترجمه: گلیم سیاه را صابون نمیتواند سفید کند.

ض-zad »

ضحین داماری آچیلیب

(0)

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).

ط-ta »

تویدان سورا

(1)

تویدان صونرا ناغارانین فایداسی اولماز – منظور: ساز و اواز بعد از عروسی بی فایده است.

ظ-za »

ظالم ایتین قویروغودی

(0)

ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.

ع-eyn »

عزرائیل اوشاق پایلییر

(0)

بیری دییپ: عزرائیل اوشاخ پایلییر. او بیری دییپ: منیمکین آلماسین، وئرمگی باشینا دگسین! یکی میگوید: عزرائیل بچه توزیع میکند. دیگری جواب میدهد: بچه مرا ازدستم نگیرد، توزیع بچه به سرش بخورد!

غ-gheyn »

غربت جنت

(0)

غربت جنت اولسادا، گینه وطن یاخشی دیر – حتی اگر غربت جنت باشد، باز وطن بهتر از آنست. نظیر: یوسف که به مصر پادشاهی میکرد می گفت بی شاهی کنعان خوشتر.

ف-fe »

فمن يعمل

(0)

شخصى از ديگرى پرسيد: فارسى بلدى؟ مخاطب جواب داد: فمن يَعمَل! او با اين جمله مي خواست بگويد بله، كمى بلدم. سوال كننده خنديد و گفت: پس معلوم ميشود عربى هم ميدانى!

ق qaf »

قیتمیر

(0)

قیتمیر (و یا: چیلیس)= خسیس qıtmır

ک-kaf »

کوله

(0)

کوله= آدم قد کوتاه (تلفظ واو مانند گول به معنی گل). külä

گ-gaf »

گؤز گؤرمسه

(0)

گؤز گؤرمسه اوز اوتانماز = تا به چشم خود نبیند شرمنده نمی شود Göz görmese, üz utanmaz

ل-lam »

لئسلَنماق

(0)

لئسلَنماخ=لذت بردن از هوای مطبوع و خنک، مثلا: یاتیب پنجره نین قاباغیندا ،سرین هاوادا لئسلَنیر

م-mim »

میرَسٓک

(0)

میرَسٓک=تخم مرغ سرخ شده در روغن mirässak

ن-nun »

نسگل

(1)

نیسگیل: استفاده از این واژه در زبان ترکی آذربایجانی در جملات مختلف، معانی مختلفی میدهد. معانی چون: حسرت، آرزو بو تیکه‌نی سنه نیسگیل ائله‌میشم: این لقمه را بخاطر تو آماده کرده‌ام، آرزو کردم تو بخوری. کلمۀ نیسگیل یک معنای دیگری هم دارد، که من با استفاده از یک مجموعۀ کلمات قصار، آن را در یک… ادامهٔ مطلب ›

ه-he »

هِی

(0)

هِی = (قید) مرتبا، دائما، همیشه. مثلا: فلان کس هی شکایت ائلیر=فلانی دائما شکایت می کند. Hey

ى-ye »

یووخ

(0)

یووخ (یو-ووق)= به معنی یاخین، نزدیک (در لهجه اورمیه)