به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi

قاریم

قاریم
(qarım)
=آبراه، جوی آبی که برای هدایت آب باران درست میکنند، جوی داخل حیاط، پس از برپاکردن چادر دور چادر جوی کوچکی درست میکنند که آب باران از آنجا رفته وبه زیر و داخل چادر نرود. مثلا میگویند: چادرین دورسن قاریم ائله، حیاطدان یئکه قاریم ایلییب سویو سالیب ائشیگه

دسته‌بندی شده در: ق qaf, لغات

۱ پاسخ »

  1. بو قاريم كلمه سينه بنزيين «گيردي چيخدي» لغتيدي. باغلارين دوواريننان ايكي باجا اچيب چشمه نين سويين بيرينن ايشيگه اوتوروب او بيرينن ايچرييه گتيررديلر كي ايشيكده بير بالاجا اخار سو چشمه سي دوزه لردي. بيله ليكله ايشيكده كيلرده او سودان ايچيب يا مال حيوانلارينا ويررديلر

مثل و یا واژه جالبی دارید که در اینجا نیست؟ به ما بفرستید.

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: