قاریم

قاریم
(qarım)
=آبراه، جوی آبی که برای هدایت آب باران درست میکنند، جوی داخل حیاط، پس از برپاکردن چادر دور چادر جوی کوچکی درست میکنند که آب باران از آنجا رفته وبه زیر و داخل چادر نرود. مثلا میگویند: چادرین دورسن قاریم ائله، حیاطدان یئکه قاریم ایلییب سویو سالیب ائشیگه

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in 1948 in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager. He has written several books and hundreds of articles in Persian, English, Turkish, and German on current affairs as well as the history and languages of Iran, Central Asia, and Turkey.

یک فکر برای “قاریم”

  1. بو قاريم كلمه سينه بنزيين «گيردي چيخدي» لغتيدي. باغلارين دوواريننان ايكي باجا اچيب چشمه نين سويين بيرينن ايشيگه اوتوروب او بيرينن ايچرييه گتيررديلر كي ايشيكده بير بالاجا اخار سو چشمه سي دوزه لردي. بيله ليكله ايشيكده كيلرده او سودان ايچيب يا مال حيوانلارينا ويررديلر

برای مسعود دهقاني پاسخی بگذارید لغو پاسخ