آغیر اوتور باتمان گل – مراد اینکه وقارت را از دست مده.
دسته: الف، آ، همزه
آغزینی خیره آچ
آغزینی خیره آچ – دهنت را با حرف خیر باز کن. نظیر: خبر بد به بوم باز گذار.
آغیز یاندیران آش
آغیز یاندیران آشی قاشق تانیر – آشی دهن سوز را قاشق میشناسد.
آغیزی آشا یتیشنده
آغیزی آشا یتیشنده باشی داشا یتیشیر – تا دهانش به آش برسد سرش هم به سنگ قبر میرسد. یعنی آدمی تا میخواهد از رفاه و ثروتی که اندوخته استفاده کند اجلش سر میرسد.
آغزیما داش تورپاق
آغزیما داش تورپاق – نظیر: رویم به دیوار. حاشا لک. توضیح: وقتی از مصیبتب صحبت میکنند و نخواهند مخاطب به آن دچار شود از این اصطلاح استفاده کنند.
آغزینی پیچاق آچمیر
آغزینی پیچاق آچمیر – دهانش را کارد هم باز نمیکند. مراد آنکه لب فرو بسته. ماتم گرفته.
تورشولی آش
نه یئمیسن، تورشولی آش! – ترجمه: چه خورده ای؟ آش ترش! (آش گوجه). (در باره کسی میگویند که کتک حسابی بخورد).
آغانین مالی
آقانین مالی چیخار، نوکرین جانی – نظیر: شاه می بخشد، شیخعلی خان نمی بخشد.
آیاخلار باش اولوب
آیاقلار باش اولوب، باشلار آیاق – سر ها پا شده و پا ها سر. نظیر: بر عکس گشته کار ها – شحنه را دزد آورد بازار ها.
