واج های مصوّت در ترکی آذری ایران

در ترکی آذری ایران نُه (9) واج مصوت داریم که وابسته به ویژگی های تولید خود در دهان (همراه با زبان، لب، دندان ها، کام، بینی و حلق) به چند گروه تقسیم میشوند:

A a, E e, Ä ä, E e, İ i, I ı, O o, Ö ö, U u, Ü ü

برای دقیق بودن بحث، این لیست را با حروف لاتینی نوشه ایم، زیرا الفبای فارسی، این حرف ها را با دقت لازم از یکدیگر متمایز نمی کند.

برخی منابع برای نوشتن این آواها، وابسته به ذوق یا امکانات خود و یا املاهایی که در یکی دو قرن پیش در آثار کتبی ترکی آذری به کار برده شده، حرف ها و اشاره های گوناگونی رابه کار میگیرند (مانند «ؤ» در «گؤل» به معنی دریاچه). از نظر اینگونه نوآوری ها، نظام نوشتاری که با اشاره های معین و مشترک مورد قبول همه باشد و در نوشتار به کار رود، هنوز رواج نیافته است و باید بر پایه معنای جمله ای که اینگونه واژه ها در آن به کار رفته و واژه ها و حرف های پس و پیش آن واژه و حرف، حدس زد که مثلا در جمله «بورادان ساوالان داغینی گورماخ (یا گؤرماخ) اولمور» آن حرف «و، ؤ» را چگونه خواند و تلفظ نمود. «v, o, ö, u, ü»

البته گورماخ یا گؤرماخ به معنی «دیدن» درک و تلفظ درستی است، اما این را با املا و حروف و اشارات موجود و رایج فارسی نمیتوان دقیق نشان داد.

بعضی ها این را کمبودی بسیار مهم در الفبا و املای فارسی برای نوشتن متون ترکی می شمارند. بعضی از آنها حتی به همین دلیل خواستار تغییر الفبای سنتی فارسی/عربی ما در نوشتار ترکی و قبول الفبا و املای لاتین-بنیاد میشوند. اما خود فارسی و عربی و دیگر الفباهای «ابجدی» خاورمیانه هم همین مشکل را دارند. یعنی مثلا کلمه های «گل» و «رفتن» فارسی را چگونه باید خواند؟ گِل یا گُل، رَفتن یا رُفتن؟ البته باید معنای جمله را در نظر گرفت تا این کلمه ها را درست بخوانیم و تلفظ کنیم. این کار را به جز آموزش خواندن و نوشتن و جدی گرفتن این آموزش نمیتوان انجام داد. در دنیای فارسی زبان، ترکی زبان و عربی زبان میلیون ها انسان هستند که به طور روان (و اغلب با لهجه محلی خود) به زبان خود حرف میزنند اما قادر به نوشتن و خواندن درست و حسابی به زبان خود نیستند.

به خواندن ادامه دهید «واج های مصوّت در ترکی آذری ایران»

آواهای اصلی یا واج های ترکی آذری ایران

یعنی چه «آواهای اصلی»؟ این گونه آواها، یا صداها (فون ها) آواهایی نام دارند که باعث تغییر معنا در یک کلمه میشوند. مثلا این کلمه های دو گانه در فارسی را مقایسه کنید: آب/آش. اینجا آواهای «ب» و «ش» هرکدام یک «واج» در زبان فارسی هستند، زیرا با انتخاب «ب» یا «ش» معنای این کلمه ها هم عوض میشود. در اکثر زبان ها تعداد معینی ار این آواهای «ممیز» یا «تعیین کننده معنا» وجود دارد. مردم عادی به همه این آوا ها «حرف» میگویند.

مثلا در ترکی آذری ایران به تمایز این واج ها دقت کنید: من/سن. بر پایه این مقایسه هم میتوانیم بگوئیم که «م» و «س» دو واج یا فونِم جداگانه ترکی آذری است زیرا با جایگزینی این دو آوا، معنای این دو کلمه هم عوض میشود. ضمنا ممکن است تغییر یکی از دو آوا باعث بی معنا شدن کلمه هم بشود، مثلا جایگزین شدن آوای نخست این دو واژه در ترکی: یول (راه)/ مول (که معنا نمیدهد).

واج های ترکی آذری ایران بر دو نوع هستند: مصوت ها (یا آوا های باصدا) مانند «آ، او، ای» و صامت ها (یا واج های بی صدا، یا همخوان ها) مانند (ب، ت، س، ژ و غیره). در اکثر زبان ها این دوگانگی آواهای اصلی یا واج ها وجود دارد. اما هر زبان ممکن است برخی آواهای مخصوص به خود هم داشته باشد. مثلا واج «د» در هر دو زبان ترکی و فارسی وجود دارد. اما واج «اؤ» ترکی (مانند گؤل=گل) در فارسی وجود ندارد.

از همین آخرین مثال هم می بینیم که الفبای موجود هر زبان برخی آواهای اصلی یک زبان دیگر را ندارد. مثلا الفبای رایج فارسی واج های مصوت ترکی:

A,E, Ä, E, İ, I, O, Ö, U, Ü

را ندارد که تلفظ و املای دقیق آنها را معین کند. این چیز عجیبی نیست. عربی هم در دستور زبان و الفبای خود واج و حرف معینی برای «گ» و «ژ» ندارد. انگلیسی هم حرف های معینی برای بعضی آوا های ترکی و فارسی و عربی ندارد. بین الفباهای انگلیسی، فرانسه و روسی هم شاهد اینگونه مشکلات میشویم.

به خواندن ادامه دهید «آواهای اصلی یا واج های ترکی آذری ایران»

آواهای اصلی یا «واج» های ترکی آذری ایران (۲)

چؤرک یا چؤره؟ چؤرگی یا چؤره یی؟

در یک رشته نوشته های توضیحی شکل های مختلف برخی حرف ها، درست ترش: آوا های ترکی آذری ایران را توضیح خواهم داد.

این تعابیر «آوا» و «حرف» و «واج» و غیره یعنی چه؟ این بحث ها علمی و دانشگاهی است و احتمالا بسیاری ها علاقه ای به آن بحث ها و تعابیر ندارند و یا با آن آشنایی چندانی ندارند.

بنا براین در این رشته بحث ها کوشش خواهد شد تا این تعاریف و قرارداد ها به زبانی ساده توضیح داده شوند و حد الامکان از تعابیر لاتینی و اروپایی کمتر استفاده شود. اما باید این را هم دانست: بدون دانستن پایه های علمی این بحث، بحث و اظهار نظر در این زمینه نیز مانند دیگر رشته های علمی امکان ناپذیر است و ما را به گمانه زنی های سطحی و غلط می بَرد.

به خواندن ادامه دهید «آواهای اصلی یا «واج» های ترکی آذری ایران (۲)»

این لغت های ترکی آذری را می شناسید؟

(باز نشر از احتمالا 25 یا 30 سال پیش)

عباس جوادی – سال ها پیش وقتی من به دبیرستان میرفتم اول کلکسیون تمبر دااشتم. بعد عکس های هنرپیشه ها را جمع میکردم. بعدا هم به سرم زد که لغت های جالب و نادری را که ما آن وقت ها در تبریز بکار میبردیم بنویسم. این کار را کردم و نتیجه این کار دفترچه ای بود شامل حدودا 70-80 لغت که متاسفانه بعداز دوران دبیرستان که به خارج از کشور آمدم گم و گور شد. حیف.

حالا از آن لغت ها فقط چند تائی در ذهنم مانده که میخواهم اینجا بنویسم و از شما دعوت کنم که اگر از این قبیل کلمات ولغات و تعابیر اطلاع دارید که امروزه احتمالا مهجور و فراموش شده، بنویسید و بفرستید تا به این لیست اضافه کنم. (شاید بهتر است که مستقیما زیر این مقاله در بخش «نظر شما» بنویسید که سریعتر منتشر شود. و یا اینکه بنویسید و از طریق «تماس» بفرستید.)

(tänäbi) ته نه بی

به معنای «قوناق اوتاغی» و یا اطاق پذایرئی مهمانان.

پر رو، سمج. احتمالا اصلش «سیمین تن» است =   (simitän) سیمیتن

به خواندن ادامه دهید «این لغت های ترکی آذری را می شناسید؟»

جمله های سؤالی در ترکی آذری

این نوشته بر پایه مقاله ای تهیه شده است که در سال 1366 در مجله «وارلیق» چاپ تهران منتشر شده بود:

در ترکی آذربایجان سه نوع جمله سوالی داریم:

الف – جملاتی که با  ادات سوالی و لحن سوالی ساخته میشوند مانند:
کیم بونو سنه دئدی؟ (این را کی به تو گفت؟)
مگر بیلمیرسن؟ (مگر نمیدانی؟)
گؤره سن هاردادیر؟ (تعجب میکنم که کجاست؟)
هارا گئدیرسن؟ (کجا میروی؟)
نه وقت گله جکسن؟ (کی بر میگردی؟)
نئجه اولدو؟ (چطور شد؟)

به خواندن ادامه دهید «جمله های سؤالی در ترکی آذری»