رشبرلیخ رمّاللیق گؤتورمز

رشبرلیق (رنجبرلیق) رمّاللیق گؤتورمز – ترجمه: کشاورزی با رمالی وفق نمیدهد مراد آنکه زارع نباید آثار جوی را در نظر بگیرد بلکه باید بموقع شیار کند و تخم پاشد.

رشدلی جوجه

رشدلی جوجه یومورتادا بللی اولار (دهخوارقانی) – نظیر گیاه از تخمش پیداست (هندی).

رشید اوغول

رشید اوغول ویرماغا آتاسیندان اذن آلماز – ترجمه: پسر رشید برای کتک زدن کسی از پدرش اجازه نمیگیرد.

رعیتین دوواری

رعیتین دوواری آلچاق اولار – ترجمه: دیوار رعیت کوتاه است.

رمضاندان چوخ راضییوخ

رمضاندان چوخ راضییوق ششه سین ده ساخلییاق! توضیح: واعظی بالای منبر میگفت که مطابق حدیث معتبر هر کس عمل خیری انجام دهد خداوند ثواب ده برابر آنرا به وی عطا میکند. بنابراین اگر کسی برای ماه رمضان ششه نگه دارد یعنی پس از عید فطر بلافاصله شش روز دیگر روزه بگیرد که جمعا سی و شش روز روزه گرفته باشد خداوند ثواب روزه 360 روز یعنی روزه یکسال تمام را جزو حسنات آن شخص مینویسد. شاهسونی که پای منبر نشسته بود میگوید: «رمضاندان…»

رنگ وئردی

رنگ وئردی، رنگ آلدی – ترجمه: رنگ برنگ شد.

خوروزوم قاچيب

خوروزوم قاچيب، ئوزوم كه قاچماميشام! – خروسم فرار كرده اما من خودم كه فرار نكرده ام!

خوروزون له له گى

خوروزون له له گى گؤروكور – دُم خروس پيداست.

خوروزون سققلى

خوروزون سققلى آغارسا دا بهاسى اون دؤرت شاهى دير(رياحى).

خوروز يوخیدى

خوروز يوخ ایدى، سحر آچيلميردى – نظير مگر بلال مرد اذان گو قحط است.

خوش گونى

خوش گونى قاپيلاردا گئچر – روز هاى خوشش در خانه ديگران ميگذرد (مراد آنكه سور چران عجيبى است).

چؤل قوشی

چؤل قوشی بیابان داشیدور – مرغ صحرا و سنگ بیابان است. مراد آنکه دائم در سفر است.

چؤلمک آشدان ایسّی

چؤلمک آشدان ایسّی اولدی؟ – دیزی از آش گرمتر شده؟ نظیر: کاسه از آش داغ تر؟

چؤلمک داشا توخونسا

چؤلمک داشا توخونسا وای چؤلمگین حالینا، داش چؤلمگه توخونسا گینه وای چؤلمگین حالینا – اگر دیزی به سنگ بخورد وای بحال دیزی، اگر سنگ به دیزی بخورد باز وای بحال دیزی.

چؤلمک دیغیررانار

چؤلمک دیغیرلانار دوواقین تاپار – دیزی میچرخد و بالاخره سر پوشش را پیدا میکند. نظیر: تره به تخمش میرود و حسنی به باباش. و یا: کبوتر با کبوتر باز با باز.

چؤلمکده ات توکندی

چؤلمکده ات توکندی، چغندر باش قالدیردی – در دیزی گوشت ته که کشید، چغندر سر بلند کند. یعنی: جائیکه گوشت نیست چغندر پهلوان است.

چؤلمگه وئره وئره

چؤلمگه وئره وئره چیخدی قازان بهاسینا – بهاب دیزی های شکسته از قیمت یک دیگ هم بیشتر شد. نظیر: آفتابه کهنه خرج لهیم است.

چؤمبلميينجه

چؤمبلميينجه هوره نمز – تا چمباته نزند لائيدن نتواند. نظير: زوارش در رفته.

چارشنبه توخومودى

چهارشنبه (چارشنبه) توخومودى – تخم چهارشنبه است. نظير: تخم نا بسم الله است.

چمچه آشدان ایسّی اولدی

چمچه آشدان ایسّی اولدی – قاشق از آش گرمتر! نظیر: کاسه داغتر از آش!

چارشنبه يميشيدير

چهارشنبه (چارشنبه) يميشيدير – ميوه چهارشنبه سورى است. نظير: از همه آجيل بشكن.

جوجه

جوجه ننه سیندن سوت گؤرمییب – ترجمه: جوجه از مادرش شیر ندیده. منظور: پای چراغ تاریک است.

جوجه نی پائیزده سایارلار

جوجه نی پائیزده سایاللار – ترجمه: جوجه را در پائیز میشمارند.

جوجه نین باشین کسرلر

جوجه نین طویدا دا باشین کسللر یاسدا دا – ترجمه: سر جوجه را هم در عروسی میبرند و هم در عزا.

جوجه سبد آلتدا

جوجه همیشه سبد آلتدا قالماز – ترجمه: جوجه همیشه زیر سبد نمیماند.

جوجی باننیندن

جوجی باننیندن شام اذانینا کیمین – ترجمه: از بانک خروس تا اذان مغرب. نظیر: از بام تا شام.

سن چالدون!

سن چالدون! – ترجمه: تو نواختی! توضیح: شخصی که عازم اردبیل بود رفقایش او را دور کرده و درخواست میکردند که در مراجعت برای فرد فرد آنان یک عدد نی ساخت اردبیل بیاورد. فقط از بین درخواست کنندگان یک نفر چهار عباسی بهای یک عدد نی را در مشت مسافر گذاشته تمنی کرد که موقع برگشتن نی مرا فراموش نکن. مسافر خندیده گفت: سن چالدون!

سن ساغ من سلامت!

سن ساغ من سلامت! – نظیر: تو بخیر ما به سلامت!

سندن کور ایت خیر گؤرمییب!

سندن کور ایت خیر گؤرمییب! – ترجمه: از تو سگ کور هم خیری ندیده! نظیر: از تو آدم تخم مرغ بخرد زرده ندارد.

سن آغا من آغا

سن آغا من آغا اینکلری کیم ساغا – ترجمه: اگر هم من و هم تو ادعای آقائی کنیم پس گاو ها را کی خواهد دوشید؟

یوغورتلی

سن دییرسن منیمکی یوغورتلودور(یوغورتدودوی)، یئسن ده بودور (بودی) یئمه سن ده بودور (بودی) – تو میگوئی مال من (نان من) ماست است. بخوری هم همین است نخوری هم همین استبا .

سن دییرسن

سن دییرسن منیمکی یوغورتلودور(یوغورتدودوی)، یئسن ده بودور (بودی) یئمه سن ده بودور (بودی) – تو میگوئی مال من (نان من) ماست است. بخوری هم همین است نخوری هم همین استبا .

سن نه بیلیرسن

سن نه بیلیرسن آیی هاردا یومورتدار! نظیر: تو چه دانی گربه کجا تخم میگذارد!

سن دییه ن اولدی

سن دییه ن اولدی من دییه ن؟ (صابر) – ترجمه: آنچه که تو میگفتی همان شد که من میگفتم (مگر نه)؟

صمد اوتارا

صمد اوتارا، نه نه سی ساغا – ترجمه: به شرطی که صمد بچراند و مادرش بدوشد (نادرشاه). توضیح: روزی که در حضور نادرشاه صحبت از کارهای پرمنفعت بمیان آمده بود حضار متفقا اظهار داشتند که گله داری نفعش از هر چیز بیشتر است. فاتح هندوستان در حالیکه با دستش فرزند خود صمد میرزا را نشان میداد میگوید: «صمد اوتارا…».

صنعت قیزیل اوزوکدور

صنعت قیزیل اوزوکدور – نظیر: حرفه مرد زینت مرد است.

صنعته کژ باخان

صنعته کج باخان آج قالار – نظیر: ز پیشه بخور، همیشه بخور.

صوفی سوغان یئمز

صوفی سوغان یئمز، گؤرسه قابوغون دا قویماز – ترجمه: صوفی پیاز نمیخورد ولی وقتی پیاز را دید حتی به پوستش هم رحم نمیکند. نظیر: آب نمیبیند و گرنه شناگر قابلی است.

سون بئشیکدی

صون بئشیکدور – نظیر: ته تغاری است.

ذره جه عشقی اولانین

ذره جه عشقی اولانین دریاجا تابی گره ک – کسی که ذره ای عشق به دل دارد باید تحملی باندازه دریا داشته باشد.

ذغالی ایسلادیب

ذغالی ایسلادیب. ترجمه: ذغال را خیسانده.

ذوقسوز طاعت

ذوقسوز طاعت بارسیز آغاجدی. ترجمه: عبادت بی خضوع درخت بی بر است.

دووار بنادان

ديوار بنادان قائم اولار – دیوار بر زیر بنا قائم است.

دووارين داليسى

ديوارين داليسى غربتدور – آن سوى ديوار غربت است.

دووارين هر ايكى اوزون ييخماماخ

ديوارين هر ايكى اوزون ييخماماق گره ك – هر دوسوی دیوار را باید ویران کرد.

ديوان ايشي

ديوان ايشين سهل سايما، ديوان ايله ديوانليق ائله ماق اولماز – كار ديوان را سهل مگير.

ديوان

ديوان حقه ده آغنار، ناحقه ده – دیوان بر حق هم چیره شود بر ناحق هم.

ديوانداكى

ديوانداكى ائوده كينين آروادين اره وئره ر – آنکه در دیوان است زن کسی را که در خانه است شوهر میدهد.

ديوانه تک گئديب

ديوانا يالقوز گئديب – تنها بقاضى رفته.

دئو قولاغينا قورقوشوم

دئو (ديو) قولاغينا قورقوشوم – نظير: گوش شيطان كر.