اؤکوز گوجون بولسه چوبانا اگیلمز- گاو اگر زورخودش را میدانست تسلیم چوپان نمیشد.
الینده ن سو داممیر
الینده ن سو داممیر – از دستش آب نمیچکد. مراد آنکه آدم خسیسی است.
اود پارچاسی
اوت پارچاسی دی – یک پارچه آتش است. مراد آنکه فوق العاده زرنگ و پرکار است.
اؤز گؤزونده
اؤز گؤزونده دیره یی گؤرمور ، اؤزگه نین کینده توکو گؤرور – تیر را در چشم خود نمیبیند ولی مو را در چشم دیگری میبیند.
اؤلو دوروب
ئولى دوروپ مرده شیری یوور – مرده بلند شده دارد مردهشور را غسل میدهد. داستان: يك پير مرد مريض را كه راهى حج بود به مرد جوانى سپردند كه بهمراه او برود و اگر بخاطر بيمارى و كهولت به آن پير مرد اتفاقى افتاد او را همانجا غسل دهد و دفن كند. بعد از چهل روز آن مرد پير و مريض تنها از حج بر ميگردد. ميپرسند چه شد؟ ميگويد هيچى والله، آن مرد جوانى كه براى مواظبت از من با من آمده بود در راه مريض شد و فوت كرد، من هم غسلش دادم، دفن اش كردم و آمدم!
ای بسا اسب تیز رو که بماند
که خر لنگ جان بمنزل برد
بس که در خاک تندرستان را
دفن کردیم و زخم خورده نمرد
اؤلمه ک
اؤلمه ک اگر اؤلمه کدیر، بونه جان وئرمه کدیر – نظیر: مرگ یک بار شیون هم یک بار.
سن اوخويانلارى
سن اوخويانلارى من توخوموشام – مراد آنكه من از تو بهتر ميدانم.
آز گل قیزیم
آز گل قیزیم ناز گل قیزیم. – کم مهمان بیا دخترم، آمدنت با ناز باشد.
ایش ایچینده
ایش ایچینده ایش وار (و یا: بو ایشده بیر ایش وار) – کاسه ای زیر نیم کاسه است.
آللاه
آللاه ایکی قاپازی بیر باشا وور ماز. – خدا دو سرکوفت را به یک سر نمی زند.
اراولسون
اراولسون اکبر اولسون – منظور اینکه اخلاق و رفتار مهم نیست مهم این است که شوهر و سایه سر باشد.
ایت هوره ر
ایت هوره ر کروان کئچر – سگ عو عو کند، کاروان بگذرد. نظیر: جواب ابلهان خاموشی است.
گتير گؤروم
گتير گؤروم دستماليندا نئيين وار! – مراد آنكه نشان بده كه واقعا چه دارى و يا چه كارى كرده اى تا ببينيم!
آدادا قورت
آدادا قورد آز ایدی، بیری ده گمیله گلدی – در جزیره گرگ کم بود، یکی هم با کشتی آمد. نظیر: گلپایگان گرگ کم داشت، یکی هم از گوگد آمد.
آدامین
آدامین آغزیندان سؤز آلیر – از دهان آدم حرف میکشد.
آغزیما داش
آغزیما داش تورپاق! – نظیر: خدا نکند!
ناشى نين اول گئجه اوغورروغى
ناشى نين اول گئجه اوغورروغى دوشدى آى ايشيغينا – آدم ناشى خواست دزدى برود اولين شبش خورد به مهتاب.
ایش قالسا
ایش قالسا اوستونه قار یاغار- اگر کار بماند رویش برف میبارد. نظیر: کار امروز را نگذار فردا.
ائله دانیشیر کی
ائله دانیشیر کی پیشمیش تووغون گولماغی گلیر – چنان حرف می زند که مرغ بریان خنده اش می گیرد (مراد آنکه حرف بی معنی میزند).
ائله قورخور
ائله قورخور ، جین دمیرده ن قورخان کیمی – مثل ترسیدن جن از آهن می ترسد (کنایه از آدم ترسو است).
آللاه ایلانی تانییپ
آللاه (الله) ایلانی تانییب ، اياخلارينى قارنینا سوخوب – نظیر: خدا خر را شناخت و شاخش نداد.
آلینمیش
آلینمیش تاپیلمیش دی – چیزی که خریده شده غنیمت است.
آیدان آری
آیدان آری، سودان دوری – پاک تر از ماه، صاف تر از آب (وصف زیبائی فوق العاده).
راوی سی
اما راوی سی معتبر دير ها! – اما راوی اش خیلی معتبر است! توضیح: روزی شخصی دوستی را در کوچه دید و اظهار خوشحالی و در ضمن تعجب کرده گفت: ولی من از فلان کس شنیده بودم که تو فوت کرده ای. دوست شخص گفت: اما طوری که می بینی من زنده ام و نمرده ام و طرف جواب داد: عجیب است، چونکه راوی خبر خیلی معتبر است!
ملا ئولدو
ملا ئولدی مکتب داغیلدی – ملا مرد مکتب هم تعطیل شد.
آغانین مالی
آغانین (آقانین) مالی چیخاندا نؤکرین جانی چیخار – آقا دارد مالش را میخشد نوکر اجازه نمیدهد. نظیر: شاه می بخشد شیخعلی خان نمی بخشد.
آتاسین
آتا سین گؤرمه ین شاهلیق ادعاسی ائدیر – هرکه پدرش را ندیده ادعای پادشاهی میکند.
آنا اولماخ
آتا اولماق آساندی ،آتالیق ائله مک چتیندیر – پدر شدن سهل است ،اما پدری کردن سخت.
پُزی عالی
پُزی (پوزی) عالی، جیبی خالی – نظیر: اوستو بزه ك، آلتى تزه ك ،و یا: آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هيچى.
شووه ران
شووه ره ن (شووه ران) مزاج دیر – نظیر: دمدمی مزاج است. مراد آنکه نظرش را زود تغییر میدهد.
آلما قاخی
آلما قاخی دا قاخدی اریک اوندان قاباخدی – برگه سیب هرچند برگه هست ولی برگه زرد آلو از آن به مراتب بهتر است.
شهرین دروازاسی
شهرین دروازاسین باغلاماق اولار ملتین آغزین یوخ – دروازه شهر را میتوان بست ولی دهان مردم را نمی توان.
معلوم دگیل
معلوم دگیل هانسی یووانین قوشودی! – معلوم نیست مرغ کدام لانه است! مراد آنکه معلوم نیست کیست و چه میخواهد!
گولمه قونشووا
گولمه قونشووا ، گلر باشووا – به همسایه نخند ، بر سر خودت هم میاید.
لای لای بیلیرسن
لای لای بیلیرسن نیه یاتمیرسان؟ – اگرلالایی بلدی چرا نمی خوابی؟
دوواری نم ییخار
دوواری نم ییخار ،انسانی غم – دیوار را رطوبت ویران کند و انسان راغم.
هله هاراسیدی
هله هاراسیدی (هاراسیدیر)؟! – حالاکجایش را دیدی؟!
تولکی
تولکی سوواخلی باغا گیرمه ز . روباه به باغ محصور وارد نمی شود.
سودا بوغولان
سودا بوغولان سامان چؤپوندن یاپیشار – کسی که غرق میشود بر هر گیاه خشک چنگ زند.
خالام بیلدی
خالام بیلدی، عالم بیلدی – خاله ام که این را بداند همه عالم این را خواهد دانست.
پخمه اولماسا
پخمه اولماسا، مرد رند آجیندان اؤلر – اگر آدم پخمه وجود نداشته باشد، رند از گرسنگی می میرد.
سو بیر یئرده
سو بیر یئرده قالسا ایی له نر – آب که یک جا ماند بو میگیرد. مراد آنکه تحرک لازمه زندگی است.
اوستو بزه ك
اوستو بزه ك، آلتى تزه ك – نظير: پُزی (پوزی) عالی، جیبی خالی، و یا: آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هيچى.
گئدیب حاماما
گئدیب حاماما ،اولوب شاماما – رفته حمام و تر و تمیز و معطر شده.
بوقارا
بوقارا او قارا یا بنزه مز – این سیاه از آن سیاه ها نیست. نظیر: این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست.
سئرچه
سئرچه (قاریشقا) ندیر کله پاچا سی نه اولا – مراد آنکه این موضوع بی اهمیتی است و قابل بحث نیست.
آتامی آنامی
آتامی آنامی آتمیشام تکجه سنی توتموشام – پدر و مادرم رارها کرده و فقط تو را چسبیده ام.
انگه وئریر
انگه وئریر – مراد آنکه پر حرفی و روده درازی میکند.
بورنوندان
بورنوندان (و یا: بورنون) توتسان جانی چیخار – اگر دماغش را بگیری جانش در میآید. مراد آنکه بسیار ضعیف و ناتوان است.
دامی چوخ
دامی چوخ اولانین قاری دا چوخ اولار – هرکه بامش بیش، برفش بیشتر.
