به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs collected by Abbas Djavadi

طرز کاربرد این سایت

(0)

این وب سایت دارای بیش از دوهزار و پانصد مثل ترکی آذری ایران است. روی حرف نخست ضرب المثل مورد نظرتان کلیک کنید و یا واژه ای از آن ضرب المثل را در قوطى «جستجو» تایپ کنید تا مثل مورد نظرتان را بیابید. Advertisements

ا-alef »

ئولماخ، خیریلداماخ

(0)

ئولماخ (اؤلماخ) ئولماخدی، خیریلداماخ ندی؟! (مرگ مرگ است، دیگر خِر خِر کردن چرا؟) به این معنا که حالا که فلان وضع موجود هست و شما هم باید آن را تحمل کنید شکوه و زاری دیگر چه معنائی دارد؟

آ-a »

آغزى اولان دانيشير

(0)

آغزى اولان دانيشير يعنى هر كسى كه دهانى دارد صحبت ميكند، اگرچه در باره موضوعى كه صحبت ميكند و حتى نظر ميدهد اصلا دانش و تخصصى ندارد.

ب-be »

بابا دگیل

(0)

بابا دگیل وبادی – بابا نگو وبا بگو.

پ-pe »

پیشیک

(0)

پیشیک اؤلدورور آدام قورخودور! – گربه میکشد و آدم میترساند!

ت-te »

تویدان سورا

(1)

تویدان سونرا ناغارانین فایداسی اولماز – منظور: ساز و اواز بعد از عروسی بی فایده است.

ج-jim »

جان وئره ر

(0)

 جان وئره‌ر مال وئرمه ز (جانین وئر ه ر ،ولی مالین ورمه ز) – جانش را میدهد اما مالش را نمیبخشد.

چ-che »

چوخ گولن

(0)

چوخ گوله ن چوخ آغلار – کسی که زیاد بخندد زیاد گریه کند.

ح-he »

حاجی لک لک

(0)

حاجی لک ‌لگین آرتیق بالاسی – جوجه اضافی لک‌ لک ( جوجه‌‌ای که خود لک‌لک از لانه بیرون پرت میکند(.

خ-khe »

خلقه ایت هورر

(0)

خلقه ایت هورر، بیزه چاققال = به مردم سگ پارس می کند، به ما شغال

د-dal »

دیلی یانان

(0)

دیلی یانان، یوغوردی پوفلییه پوفلییه ییه ر: کسی که زبانش سوخته، حتی ماست را فوت میکند و بعد میخورد، به معنی اینکه اگر کسی از نتیجه یک کار ضرری دیده باشد، دفعه بعد قبل از اینکه چنین کاری انجام دهد ده بار فکر میکند که آیا این کار درست است یا نه.

ذ-zal »

ذکر سیز مومن

(0)

ذکرسیز مومنی شیطان آللادار – مومن بدون ذکر و نماز را شیطان گمراه می کند.

ر-re »

رحمت دوزه نه

(0)

رحمت دوزه نه ، لعنت پوزانا – رحمت برکسی که کارها را درست می کند و لعنت برکسی که کارها را خراب میکند.

ز-ze »

زیرناچی

(0)

زورنا چی نین اؤز تویی دی – یعنی آدم کار بلد دارد برای خودش کار میکند. مثلا نجار برای خودش کمدمیسازد. کنایه از این است که یک نفر -به دلایل شخصی- دارد سنگ تمام میگذارد.

س-sin »

سن اوخيينلرى من توخوموشام

(1)

سن اوخویانلاری من توخوموشام = «آن چه تو میخوانی آنها را خود من بافته ام (سروده ام).» مجازا این بدان معنی است که آنچه تومیگوئی برای من چیز نوی نیست، میدانم. این البته کمی لحن بی اهمیت جلوم دادن گفته های طرف مختطب را دارد و از این نگاه شاید توهین آمیز تفسیر شود.

ش-shin »

شاهدده ایمان

(0)

شاهدده ایمان یوخ، بیگ ده عدالت – زیبا روحان ایمان ندارند و پادشاهان عدالت.

ص-sad »

صمد اوتارا

(0)

صمد اوتارا، نه نه سی ساغا – ترجمه: به شرطی که صمد بچراند و مادرش بدوشد (نادرشاه). توضیح: روزی که در حضور نادرشاه صحبت از کارهای پرمنفعت بمیان آمده بود حضار متفقا اظهار داشتند که گله داری نفعش از هر چیز بیشتر است. فاتح هندوستان در حالیکه با دستش فرزند خود صمد میرزا را نشان… ادامهٔ مطلب ›

ض-zad »

ضحین داماری آچیلیب

(0)

ضحین داماری آچیلیب. نظیر: دل توی دلش بند نمیشود، ریسه میره (میرود).

ط-ta »

طویدان صورا ناغارا

(0)

تویدان (توی- طوی) صونرا ناغارا (نقاره) – ترجمه: نقاره بعد از عروسی. نظیر: نوشداروی بعد از مرگ سهراب

ظ-za »

ظالم ایتین قویروغودی

(0)

ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.

ع-eyn »

عزرائیل اوشاق پایلییر

(0)

بیری دییپ: عزرائیل اوشاخ پایلییر. او بیری دییپ: منیمکین آلماسین، وئرمگی باشینا دگسین! یکی میگوید: عزرائیل بچه توزیع میکند. دیگری جواب میدهد: بچه مرا ازدستم نگیرد، توزیع بچه به سرش بخورد!

غ-gheyn »

غربت جنت

(0)

غربت جنت اولسادا، گینه وطن یاخشی دیر – حتی اگر غربت جنت باشد، باز وطن بهتر از آنست. نظیر: یوسف که به مصر پادشاهی میکرد می گفت بی شاهی کنعان خوشتر.

ف-fe »

فتنه ليكده مالون ساخلا

(0)

فتنه ليخدا مالون ساخلا، ایگیدلیکده باشون – ترجمه: زمان فتنه مواظب مالت باش، زمان قهرمانی مواظب سرت.

ق-ghaf »

قونشوم شاد

(0)

قونشوم شاد، من ده شاد – اگر همسایه من شاد باشد من هم شاد خواهم بود.

ک-kaf »

کاسب

(0)

کاسب ایتی نین آدینی قویار «گوموش»! – آدم بی پول نام سگش را میگذارد «نقره»! اشاره به کسانی است که مال خود را بالا تر و بهتر از همه تصور میکنند.

گ-gaf »

گئچی سنه قوربان

(1)

گئچی سنه قوربان دی اما دری سی یوز مین تومن – بزه فدای سرت (قابلی ندارد) ولی پول پوستش 100هزار تومان میشود. این ضرب المثل در نکوهش تعارفات بیجا کاربرد دارد.

ل-lam »

لپه

(0)

لپه نی دئمه دويونو ده، دونه نی دئمه بويونو ده – از لپه نگو از برنج بگو، از ديروز نگو از امروز بگو. نظیر: داشتم داشتم حساب نيست دارم دارم حساب است.

م-mim »

مشه ده قورد آز ایدی

(0)

مشه ده قورد آزد ایدی، بیری ده گمی نن گلدی – در جنگل گرگ کم بود یی هم با کشتی آمد! بمعنی: مزاحم کم بود یکی هم اضافه شد! در ضمن نگاه کنید به: آز وارایدی آج آدام……

و-vav »

واری اولان

(0)

واری اولان تاخار یوخو اولان باخار – کسی که دارد استفاده می کند کسی که ندارد تماشا میکند. نظیر: دارندگی و برازندگی.

ه-he »

هاداران پاداران

(0)

هاداران پاداران دانیشیر – نظیر: پرت و پلا میگوید.

ى-ye »

یددی عباسی لیق توتون

(0)

یددی عباسی لیق دان چکیر – توتون هفت عباسی میکشد. منظور اینکه اعیان است. توضیح: توتون چپق که قدیم الایام میکشیدند ارزانش سه عباسی و مرغوبش هفت عباسی بود (هر عباسی = یک ریال).