من موتالدان ال چکدیم

من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in 1948 in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager. He has written several books and hundreds of articles in Persian, English, Turkish, and German on current affairs as well as the history and languages of Iran, Central Asia, and Turkey.

مثل و یا واژه جالبی دارید که در اینجا نیست؟ به ما بفرستید.