ئوپماغون یوخ، سؤیماغون یوخ

ئوپماغون (اؤپماغون) یوخ، سؤیماغون یوخ، آجی آجی دیشله ماغون وار – ماچ و بوسه که نداری، فقط بلدی گاز بگیری. توضیح: پسری که از دست مادر پیرش به تنگ آمده بود روزی نزد وی آمده گفت: ترا به شوهر داده ام و امشب ترا نزد داماد خواهم برد. وقتی که شب رسید پیرزن هفت قلم آرایش کرد و همراه پسرش براه افتاد تا اینکه بصحرا رسیدند. در اینجا پسر به مادرش گفت بنشین تا داماد بیاید و خودش به ده مراجعت کرد. پس از مدتی انتظار پیرزن را خواب برد. در این وقت گرگی که بامید طعمه میگشت به پیرزن نزدیک شده با دندانش چاقچور را کنار زد تا وی را بدرد و قهرا دندانهایش وارد گوشت زن بدبخت گردید که بیدار شده گفت: «ماچ و بوسه که نداری، فقط بلدی گاز بگیری.»

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in 1948 in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager. He has written several books and hundreds of articles in Persian, English, Turkish, and German on current affairs as well as the history and languages of Iran, Central Asia, and Turkey.

مثل و یا واژه جالبی دارید که در اینجا نیست؟ به ما بفرستید.