یا موسی، کتکی ده یئدون شیر برنجی ده – یا موسی، هم کتک را خوردی و هم شیر برنج را – روزی که حضرت موسی برای مناجات به طور رفته بود از حضرت باریتعالی پرسید که من امروز ناهار را چه خواهم خورد؟ جواب شنید: شیر برنج خواهی خورد! حضرت موسی بمنظور اطمینان خاطر که به رای العین ببیند که چگونه مشیت الهی تحقق پیدا خواهد کرد تصمیم میگیرد که آنروز را تا میتواند شیر برنج نخورد و برای این منظور سر به بیابان مینهد تا از آبادی دور باشد . پس از مدتی طی طریق به چوپانی تصادف کرده و خوراکی میخواهد. چوپان فورا بزی را دوشیده و با کمی برنج که در انبان داشت شیر برنج لذیذی پخته به حضور مهمان میاورد ولی حضرت موسی از خوردن امتناع میکند. چوپان که از این حرکت عصبانی میود چوب دستیش را بر سر پیغمبر خدا فرود آورده و داد میزند: چرا معطلی؟ چه عیبی میگذاری؟ در زیر شکنجه حضرت موسی شیر برنج را تا آخر میخورد. آنگاه خطاب میرسد که: «یا موسی، هم کتک را خوردی و هم شیر برنج را!»