اردوی همایونی با آن همه شوکت سپلندى، عار اولدی منه یکه و تنها سپلنماخ. توضیح: روزی که لشکریان عباس میرزا از گنجه به نخجوان عقب نشینی میکردند میرزا فتحعلی ندیم ولیعهد قاجار که طبع شعر داشت کرّه الاغی گیر آورده با بقیه السیف بسوی نخجوان روان بود. پس از چند ساعتی که به اردو میرسد تا چشم ولیعهد به وی میافتد بشوخی میگوید: «میرزا فتحعلی، گینه سوپالانمیسان؟» میرزا فتحعلی فی البداهه میگوید: «اردوی همایونی با آن همه شوکت سوپالاندی، عار اولدی منه یکه و تنها سوپالانماق.»
