یعنی چه «آواهای اصلی»؟ این گونه آواها، یا صداها (فون ها) آواهایی نام دارند که باعث تغییر معنا در یک کلمه میشوند. مثلا این کلمه های دو گانه در فارسی را مقایسه کنید: آب/آش. اینجا آواهای ب و ش هرکدام یک «واج» در زبان فارسی هستند، زیرا با انتخاب «ب» یا «ش» معنای این کلمه ها هم عوض میشود. در اکثر زبان ها تعداد معینی ار این آواهای «ممیز» یا «تعیین کننده معنا» وجود دارد. مردم عادی به همه این آوا ها «حرف» میگویند.
مثلا در ترکی آذری ایران به این تمایز این واج ها دقت کنید: من/سن. بر پایه این مقایسه هم میتوانیم بگوئیم که «م» و «س» دو واج با فونِم جداگانه ترکی آذری است زیرا با جایگزینی این دو آوا، معنای این دو کلمه هم عوض میشود. ضمنا ممکن است تغییر یکی از دو آوا باعث بی معنا شدن کلمه هم بشود، مثلا جایگزین شدن آوای نخست این دو واژه در ترکی: یول (راه)/مول (که معنا نمیدهد).
واج های ترکی آذری ایران بر دو نوع هستند: مصوت ها (یا آوا های باصدا) مانند «آ، او، ای» و صامت ها (یا واج های بی صدا، یا همخوان ها) مانند (ب، ت، س، ژ و غیره). در اکثر زبان ها این دوگانگی آواهای اصلی یا واج ها وجود دارد. اما هر زبان ممکن است برخی آواهای مخصوص به خود هم داشته باشد. مثلا واج «د» در هر دو زبان ترکی و فارسی وجود دارد. اما واج «اؤ» ترکی (مانند گؤل=گل) در فارسی وجود ندارد.
از همین آخرین مثال هم می بینیم که الفبای موجود هر زبان برخی آواهای اصلی یک زبان دیگر را ندارد. مثلا الفبای رایج فارسی واج های مصوت ترکی:
A,E, Ä, Ee, İ, I, O, Ö, U, Ü
را ندارد که تلفظ و املای دققیق آنها را معین کند. این چیز عجیبی نیست. عربی هم در دستور زبان و الفبای خود واج و حرف معینی برای «گ» و «ژ» ندارد. انگلیسی هم حرف های معینی برای بعضی آوا های ترکی و فارسی و عربی ندارد. بین الفباهای انگلیسی، فرانسه و روسی هم شاهد اینگونه مشکلات میشویم.
در حاشیه بد نیست اشاره شود که بر خلاف تصور بعضی ها هیچکدام از زبان هایی که می شناسیم الفبای کاملا منطبق با تلفظ و استاندارد و معیار در دستور زبان و کاربرد مردم خود ندارد، لیکن بعضی از الفباها که در یکی دو قرن اخیراز طرف دانشمندان ایجاد شده و از سوی دولت ها رسمیت یافته و یا جایگزین الفبا های قدیمی تر خود شده اند (مانند ترکی ترکیه) در مقایسه با دیگر الفبا های قدیمی تر با واج های این زبان ها بیشترهمخوانی دارند. لیکن در همین زبان ها نیز همخوانی کامل بین شیوه تلفظ و الفبا و املا یا همخوانی میان الفبای رایج و کاربرد این زبان ها در زندگی روزمره وجود ندارد. حتی در انگلیسی و ترکی هم گاه یک واج را طوری مینویسند و آن را طور دیگری تلفظ میکنند. حرف «سی» در انگلیسی میتواند در لغات مختلف میتواند تلفظ های مختلفی داشته باشد. به همین ترتیب در ترکی «گ» را «گ» لاتینی مینویسند و بالای آن یک کلاهک میگذارند.
ğ
این حرف لاتینی ترکی هم به چند شکل (گاه آی کمی طولانی تر، گاه «غ» نرم و غیره) تلفظ میشود و شما باید از جمله و محیط معنایی آن متوجه شوید که تلفظ «درست» این حرف کدام است.
در پایان این مقدمه این را هم باید اضافه کرد که در هر زبان تلفظ هر حرف یا آوا/واج ممکن است وابسته به دوره تاریخی، محل کاربرد این زبان (شهر، روستا، شمال یا جنوب، شرق یا غرب و حتی خانواده های مختلف) فرق کند. دربه این گونه ها «لهجه» و در مقیاس محدود تر و کوچکتر «گویش» میگویند. مثلا ترکی آذری آستارا یا اردبیل احتمالا نوعی لهجه است، اما گونه ترکی آذری خوی که به تبریز نزدیک تر است احتمالا باید نوعی «گویش» به شمار برود. اینها البته ضمنا به قضاوت و تجربه شخص یا گروهی هم بستگی دارد که این لهجه ها و گویش ها را بررسی میکند.
در توضیحات مختصر واج های ترکی آذری ایران هم خواهیم دید که مثلا واج «ک» کدام چهار گونه و واج های «چ» و «ق» کدام گونه های تلفظ را دارا هستند و چگونه تلفظ آنها در ابتدا، وسط و یا پایان یک واژه ممکن است فرق کند، اگرچه در نوشتار (رسمی، کتابی یا پایه) اکثرا همه را به یک شکل اصلی (مثلا «ک») مینویسند اما هنگام وصل شدن واژه «چؤرک» به وند مفعولی «ی» آن را «چؤره یی» تلفظ میکنند).
(ادامه دارد)
