واج های مصوّت و صامت در ترکی آذری ایران

الف – واج های مصوّت

در ترکی آذری ایران نُه (9) واج مصوت داریم که وابسته به ویژگی های تولید خود در دهان (همراه با زبان، لب، دندان ها، کام، بینی و حلق) به چند گروه تقسیم میشوند:

A a, Ä ä, E e, İ i, I ı, O o, Ö ö, U u, Ü ü

ترکی آذری ایران (آذربایجان ایران) از نظر نظام مصوت‌ها تقریباً همان دستگاه مصوتی ترکی آذربایجانی معیار را دارد. این زبان ۹ مصوت اصلی دارد که بر اساس دو ویژگی مهم دسته‌بندی می‌شوند:

  1. پسین (قالین) / پیشین (اینجه)
  2. گِرد (لَبی) / غیرگرد

جدول مصوت‌های ترکی آذری

پیشین/پسینغیرگردگرد
پیشین (incä)e, ä, iö, ü
پسین (qalın)a, ıo, u

توضیح هر مصوّت

a

  • پسین، باز، غیرگرد
  • شبیه «ا» در فارسی «باد»
  • مثال: ana (مادر)

Ä

  • پیشین، باز، غیرگرد
  • صدایی میان «اَ» و «ـِ»
  • یکی از مشخصه‌های مهم آذری
  • مثال: äl (دست)

e

  • پیشین، نیمه‌بسته، غیرگرد
  • شبیه «ِـه» در «به»
  • مثال: ev (خانه)

İ

  • پیشین، بسته، غیرگرد
  • مانند «ی» در «شیر»
  • مثال: dil (زبان)

I

  • پسین، بسته، غیرگرد
  • صدایی که در فارسی وجود ندارد
  • میان «اِ» و «او»؛ شبیه حرف I در ترکی استانبولی (kız)
  • مثال: qız (دختر)

o

  • پسین، نیمه‌باز، گرد
  • شبیه «او»ی کوتاه در «توپ»
  • فقط در هجای نخست بیشتر واژه‌های بومی دیده می‌شود
  • مثال: ot (علف)

u

  • پسین، بسته، گرد
  • شبیه «او» در «نور»
  • مثال: uzun (دراز)

ö

  • پیشین، گرد
  • مانند آلمانی ö در schön
  • در فارسی معیار وجود ندارد
  • مثال: göz (چشم)

ü

  • پیشین، بسته، گرد
  • مانند آلمانی ü در Tür
  • در فارسی معیار وجود ندارد
  • مثال: gül (گل، خندیدن)

ویژگی بسیار مهم: هماهنگی مصوت‌ها

در ترکی آذری معمولاً همهٔ مصوت‌های یک واژه از یک گروه‌اند:

مصوت‌های پیشین (اینجه)

e, ä, i, ö, ü

مثال:

  • evlär (خانه‌ها)
  • güllär (گل‌ها)

مصوّت‌های پسین (قالین)

a, ı, o, u

مثال:

  • dağlar (کوه‌ها)
  • qapılar (درها)

پسوندها نیز شکل خود را با مصوت ریشه هماهنگ می‌کنند. مثلاً:

  • ev → evlär
  • dağ → dağlar

در اینجا باید دقت کرد. در گویش تبریز (بر خلاف ارومیه) اینگونه هماهنگی مصوت ها به صورت وسیعی به هم ریخته است. مثلا:

تبریز: «verirux, gelisüz, gedirux, atuz, itüz, dayun, evün»

وئریروخ (میدهیم)، گلیسوز(می آئید)، گئدیروخ (میرویم)، آتوز(اسب شما)، ایتوز(سگ شما)، دایون (دایی تو)، ائوون (خانه تو)

ارومیه : «verirıx, gälisiz, gedirıx, atız, itiz, dayın, evin»

باکو: «veririk, gäli(r)siz, gedirik, atı(nı)z, iti(ni)z, dayın, evin»

به دلایل این اختلاف ها در صحبت های دیگر اشاره خواهد شد.

*****************

برای دقیق بودن بحث، این لیست را با حروف لاتینی نوشه ایم، زیرا الفبای فارسی، این حرف ها را با دقت لازم از یکدیگر متمایز نمی کند.

برخی منابع برای نوشتن این آواها، وابسته به ذوق یا امکانات خود و یا املاهایی که در یکی دو قرن پیش در آثار کتبی ترکی آذری به کار برده شده، حرف ها و اشاره های گوناگونی رابه کار میگیرند (مانند «ؤ» در «گؤل» به معنی دریاچه). از نظر اینگونه نوآوری ها، نظام نوشتاری که با اشاره های معین و مشترک مورد قبول همه باشد و در نوشتار به کار رود، هنوز رواج نیافته است و باید بر پایه معنای جمله ای که اینگونه واژه ها در آن به کار رفته و واژه ها و حرف های پس و پیش آن واژه و حرف، حدس زد که مثلا در جمله «بورادان ساوالان داغینی گورماخ (یا گؤرماخ) اولمور» آن حرف «و، ؤ» را چگونه خواند و تلفظ نمود. «v, o, ö, u, ü»

البته گورماخ یا گؤرماخ به معنی «دیدن» درک و تلفظ درستی است، اما این را با املا و حروف و اشارات موجود و رایج فارسی نمیتوان دقیق نشان داد.

بعضی ها این را کمبودی بسیار مهم در الفبا و املای فارسی برای نوشتن متون ترکی می شمارند. بعضی از آنها حتی به همین دلیل خواستار تغییر الفبای سنتی فارسی/عربی ما در نوشتار ترکی و قبول الفبا و املای لاتین-بنیاد میشوند. اما خود فارسی و عربی و دیگر الفباهای «ابجدی» خاورمیانه هم همین مشکل را دارند. یعنی مثلا کلمه های «گل» و «رفتن» فارسی را چگونه باید خواند؟ گِل یا گُل، رَفتن یا رُفتن؟ البته باید معنای جمله را در نظر گرفت تا این کلمه ها را درست بخوانیم و تلفظ کنیم. این کار را به جز آموزش خواندن و نوشتن و جدی گرفتن این آموزش نمیتوان انجام داد. در دنیای فارسی زبان، ترکی زبان و عربی زبان میلیون ها انسان هستند که به طور روان (و اغلب با لهجه محلی خود) به زبان خود حرف میزنند اما قادر به نوشتن و خواندن درست و حسابی به زبان خود نیستند.

بدون شک الفبا ها و املاهای لاتینی/یونانی-بنیاد برخلاف الفبا های آرامی-بنیاد فارسی و عربی در انعکاس آوا های اصلی این زبان ها دقیق تر هستند، اما دیگر زبان های «ابجدی» مانند عبری و آسوری هم با وجود اصلاحات نقطه گذاری خود، درالفبای خود دقت کاملی را در این زمینه ندارند. به طور کُل میتوان گفت عبری و آسوری هم مانند عربی و فارسی اکثر صامت ها یعنی همخوان ها را در الفبای خود منعکس میکنند، اما برای نمایش واج های مصوت اصولا باید از متن جمله فهمید که منظور چیست و کدام معناست.

حتی در انگلیسی و فرانسه و آلمانی هم یک و یا جمع چند حرف میتواند در کلمه ها و محیط های مختلف تلفظ های گوناگون داشته باشد.

واج های مصوّت

تقسیم بندی زیر بر پایه طرز تولید آوا ها گروه بندی شده اند.

«ای İi»

مثال خلاف: «iz/üz» (اثر، رد پا/چهره، صورت)

در زبانشناسی به گونه های تلفظ یک واج واحد (مثلا تلفظ کمی متفاوت واج «ک» که در معنا تغییری به وجود نمی آورند (مثلا «کی» و «کار») «آلوفون» میگویند.

«ای İi»دو گونه تلفظ یا آلوفون دارد :

(1) در ابتدا یا وسط یک هجا مانند «ایندی» (اکنون)، «گیرده» (گِرد) (معمولا کوتاه، اما گاه، به ویژه در واژه های غیر ترکی دراز تر مانند نام «سیمین» ، و

(2) تا حد زیادی مکتوم و به اصطلاح «نیمه نصفه» در پایان هجا ها مانند «دیری» (زنده) یا «علی») نام خاص).

«او، اؤ Üü»

مثال خلاف: «üz/az» (چهره، صورت/کم)

«او، اؤ ü» دو گونه یا آلوفون تلفظ دارد.

(1) در آغاز و وسط کلمه مانند «üzüm» (انگور)، و

(2) در پایان کلمه، کمی مکتوم و تحت تاثیر مصوت پیش از خود، مانند «gözi» (چشم را).

«Iı, ای»

مثال مخالف: «sındi/sindi» (شکست/جانیما سیندی، خوشم آمد)

«Iı, ای» دو گونه یا آلوفون تلفظ دارد.

(1) در آغاز و وسط کلمه، مانند «قیز، qız» و

(2) در پایان کلمه که در ترکی آذری میل به «ای» معمولی میکند، مانند «qızi, )دختر را».

توضیح: این حرف را امروزه در جمهوری آذربایجان قفقاز تحت تاثیر ترکیه به صورت «ای» بدون نقطه (ı) می نویسند.

«Uu, او، و»

مثال مخالف: «buz/biz» (یخ/ما)

«Uu, او، و» دو گونه (آلوفون) تلفظ دارد.

(1) در آغاز و وسط کلمه، مانند «اوشاخ ، duz (نمک)، uşax» (کودک)، و

(2) در یایان کلمه که به «ای» میل میکند، مانند «دولودی (پُر است).

«Ää اَ»

مثال مخالف: «ät/at» (گوشت/اسب)

«Ää » «، بر خلاف آت مانند اَت ät (گوشت) یا کلم käläm. این حرف آلوفون یا گونه های دیگر تلفظ ندارد.

این حرف در آذربایجان قفقاز به صورت «Əə» نوشته میشود. در الفبای رسمی ترکیه وجود ندارد. آن را معمولا به صورت «A, E» مینویسند، مانند «gel» به معنی «بیا». اما در ترکی آذری (چه ایران و چه قفقاز) آشکارا از «آ» و «اِ» متمایز است، مانند «اَت/آت/ائت» «ät/at/et.» در برخی منابع دیگر (از جمله همین رساله کوتاه که میخوانید) این حرف به صورت «Ä ä» نوشته میشود.

«Aa آ»

مثال مخالف: «at/et» (اسب/انجام بده)

این واج آلوفون یا گونه های دیگر تلفظ ندارد.

«Öö ئو»

مثال مخالف: «söz/saz» (سخن/ساز)

این واج آلوفون یا گونه های دیگر تلفظ ندارد.

«Ee اِ»

مثال مخالف: «yer/yar» (جا/یار)

این واج آلوفون یا گونه های دیگر تلفظ ندارد.

«Oo و»

مثال مخالف: «bol/bal» (فراوان/عسل)

این واج آلوفون یا گونه های دیگر تلفظ ندارد.

ب – واج‌های صامت (همخوان)

در ادامه، خلاصه‌ای از واج‌های همخوان یا صامت «(consonants)» در ترکی آذری ایران را، بر پایهٔ توصیف‌های زبان‌شناسی رایج و با در نظر گرفتن ویژگی‌های گویش‌های ایران، می‌آورم. تفاوت‌های اندکی میان گویش‌های تبریز، اردبیل، زنجان، ارومیه و… وجود دارد، اما این جدول برای بیشتر آنها معتبر است.

شیوهٔ تولیددو لبیلبی-دندانیدندانی/لثویپس‌لثویکامینرم‌کامیملازیچاکنایی
انسدادیp, bt, dk, gq
سایشیf, vs, zş, jx, ğh
نا سایشیç, c
خیشومیmn
روانl, r
نیم‌واکهy
ویژگی‌های هر گروه همخوان ها

۱. انسدادی‌ها (Stops)

  • p: پول (pul، پول)
  • b: باش (baş، سر)
  • t: داش (daş، سنگ؛ در پایان واژه [t] شنیده می‌شود)
  • d: دیل (dil، زبان)
  • k: کؤلگه (kölgä، سایه)؛ معمولاً پیش از مصوت‌های پیشین.
  • g: گل (gäl، بیا)
  • q: قاپی (qapı، در)

۲. سایشی‌ها (Fricatives)

  • f: فیکیر/فکر (fikir )
  • v: وار (var، هست)
  • s: سو (su، آب)
  • z: اوزون (uzun، بلند)
  • ş: شهر (şähär/şähr، شهر)
  • j (/c/): ژورنال (jurnal)؛ بیشتر در وام‌واژه‌ها.
  • x (/x/): یاخشی (yaxşı/yaxşi خوب)
  • ğ: در آذری ایران معمولاً یک سایشی نرم‌کامیِ واک‌دار [ɣ] است، مانند داغ (dağ). برخلاف ترکی استانبولی، غالباً ارزش آوایی خود را حفظ می‌کند.
  • h: هوا (hava)

۳. ناسایشی‌ها (Affricates)

  • ç: چای (çay، چای/رود)
  • c (/dz/): جان (can)

۴. خیشومی‌ها (Nasals)

  • m: من (män، من)
  • n: نه (nä، چه)

در برخی گویش‌ها [ŋ] (مانند صدای «نگ» در فارسی «سنگ») نیز به صورت واجگونه یا در مجاورت /k/ و /g/ دیده می‌شود، اما معمولاً واج مستقل به شمار نمی‌آید.


۵. روان‌ها (Liquids)

  • l: ال (äl، دست)
  • r: آرا (ara، فاصله)

۶. نیم‌واکه (Glide)

  • y: یول (yol، راه)

چند ویژگی مهم همخوان‌های ترکی آذری ایران

  1. تقابل واک‌دار و بی‌واک در بیشتر انسدادی‌ها و سایشی‌ها وجود دارد:
    • p / b
    • t / d
    • k / g
    • ç / c
    • s / z
  2. وجود هر دو آوای x و h
    • برخلاف ترکی استانبولی، هر دو آوا در آذری ایران حفظ شده‌اند:
      • xästä (خسته)
      • hava (هوا)
  3. حفظ آوای ğ
    • در آذری ایران معمولاً [ğ] تلفظ می‌شود، نه صرفاً کشیده‌کنندهٔ مصوت مانند ترکی استانبولی. این ویژگی تا حدی تحت تأثیر همجواری تاریخی با زبان‌های ایرانی نیز دانسته شده است.
  4. (همخوان‌های دولا یا «مشدّد» (با تشدید (Geminates)
    • در واژه‌هایی مانند:
      • سَکّیز (säkkiz/säkgiz، هشت)
      • ساقّال (saqqal/säqqäl، ریش)
      • آدّیم (addım، گام)
        دوگانگی همخوان در تلفظ حفظ می‌شود.
  5. تأثیر فارسی و عربی
    • واج‌هایی مانند f، h، j و برخی خوشه‌های همخوانی در وام‌واژه‌ها فراوان‌تر از واژه‌های اصیل ترکی هستند، به‌ویژه در آذری ایران که تماس زبانی با فارسی بسیار گسترده بوده است.
جمع‌بندی

در بیشتر توصیف‌های زبان‌شناختی گفته میشود که ترکی آذری ایران حدود ۲۳ تا ۲۶ واج همخوان یا صامت دارد (بسته به اینکه برخی آواهای جایگزین یا واجگونه‌ها مستقل شمرده شوند یا نه). این دستگاه همخوانی از نظر ساختار بسیار به ترکی جمهوری آذربایجان نزدیک است، اما در آذری ایران، به دلیل تماس دیرینه با فارسی، حفظ آواهای /x/، /h/ و /ğ/ و نیز حضور گسترده‌تر وام‌واژه‌های فارسی و عربی از ویژگی‌های شاخص آن به شمار می‌رود.

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, and worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager.

مثل و یا واژه جالبی دارید که در اینجا نیست؟ به ما بفرستید.