نوشادوری برکدیر – نشادرش تند است (ماخوذ از داستان ملا نصرالدین).
نشادورى بركدير
نوشادوری برکدیر – نشادرش تند است (ماخوذ از داستان ملا نصرالدین).
نوشادوری برکدیر – نشادرش تند است (ماخوذ از داستان ملا نصرالدین).
نه اکرسن اونی بیچرسن – – نظیر: ای نور چشم من بجز از کشته ندروی (حافظ).
نه اومورسان باجوندان، باجون ئولور آجیندان – نظیر: کف دست که مو ندارد. چه میخواهند از او.
نه بالین ییه ره م، نه ده بلاسین چکره م – نظیر: نه شیر شتر نه دیدار عرب.
نه حمام، نه طاس؟ – نظیر: چه کشکی، چه پشمی؟
نه خورگین (خوراکین) آدام خوراکیدیر نه ناخوشلوغون آدام ناخوشلوغودور – مریضی به پزشک مراجعه و اظهار کرد: حکیم باشی، مو های ریشم درد میکند. پزشک پرسید: ناها را چه خورده ای؟ مریض جواب داد: نان و یخ. پزشک در حالیکه سرش را تکان میداد گفت: نه خوراکت خوراک آدم است و نه بیماریت!
نه دیندن گئچر نه دیناردان – نظیر: هم خدا را میخواهد و هم خرما را.
نه قاییریرام دریادا چاغیرام یا خضر یا الیاس – نظیر: چکار دارم زیر پای شتر بخوابم تا خواب آشفته ببینم؟!
نه نه سینین امجگین کسن دیر – سینه مادرش را هم میتواند ببُرد.
نه نه سینه نا محرمدیر – نظیر: ولد الزنای صحیح النسب است.
نه نه م منی داغ اوسته دوغوب – مادرم مرا بالاى كوه زاييده، نظیر: صندوق سر کسی نیستم.
نه نون وئره ن اولسیدی یئددی ایللیق سرکه سی اولمازدی – اگر مادرت بخشنده بود سرکه هفت ساله نمیداشت. توضیح: شخصی به مادرش مراجعه کرده گفت: یکی از رفقایم تقاضا دارد که یک بطری از آن سرکه هفت ساله ات را برایش بدهی. مادر گفت: «نه نون وئره ن اولسیدی…»
نه یاتدیم نه یوخی گؤروم – مگر خوابیدم که خواب هم ببینم؟!
نه یاتدوق نه اوزاندوق، حاضر اوغلان قازاندوق – نه خوابیدیم و نه دراز کشیدیم، اما یک پسر آماده نصیبمان شد!
نه یئر قبول ائلیر نه گؤی – نه زمین قبولش دارد نه آسمان.
نیزه ویراندور – نظیر: چشته خور است. کلاش است.
نیت هارا، منزل اورا – نیت هر کجا باشد منزل آنجاست.
نوکر گئدیر مکه یه، آغا گئدیر سید حمزه یه – ترجمه: نوکر به مکه میرود، اربابش به امامزاده سید حمزه (در تبریز). سید حمزه بقعه ایست در محله سرخاب تبریز که بنا به روایتی مدفن یکی از اولاد امام هفتم حضرت موسی ابن جعفر است و بعضی ها حدس میزنند که قبر سید حمزه وزیر غازان خان مغولی است.
نه تؤکسن آشوا ،چیخار قاشقوا – هرچه به آشت ریزی همان به قاشقت آید.
مال گئدر بیر یانا، ایمان گئدر مین یانا – نظیر: دزد راهی رود و صاحب کالا راهی (هندی)
مال صاحبینه اوخشار – ترجمه: کالا شبیه صاحبش میشود.
مال یئمزین مالینی ییه ر بیر قاللاج – نظیر: هر نخوری یک بخور دارد.
مالووی قیّم توت، قونشووی اوغری توتما – ترجمه: مالت را قیم نگه دار، همسایه ات را دزد مخوان.
مالیمیز یوخ, عرضه میز اولسون – ترجمه: حالا که مال و منال نداریم حداقل عرضه داشته باشیم.
مالین ایتلر ییه جاق، جانین بیتلر – نظیر: نه خود خورد نه کس دهد – گنده کند به سگ دهد.
مالین عزیز توتان جانین ذلیل توتوب – ترجمه: کسی که مالش را عزیز شمرده جانش را ذلیل شمرده.
ماما ایکی اولسا اوشاق ترسه گلر – نظیر: آشپز که دو تا شد غذا یا شور است یا بیمزه.
ماما گتیره نی مرده شور آپارار – نظیر: با شیر اندرون شده با جان بدر رود.
مایه سیز فطیر اولار – نظیر و ترجمه: بی مایه فطیر است.
مایه سی یئلدندیر – نظیر: باد آورده است.
ماوال (مبال) قویوسونا داش سالمیشوق دای اییی کسیلمز – نظير: به او گفتند پالان خر را راست کن، دیگر ول نمیکند.
مثلده مناقشه یوخدور – ترجمه و نظیر: در مثل مناقشه نیست.
محبتدن (یا: مرحمتدن) مرض حاصل اولار – ترجمه: محبت زیادی باعث مرض است.
مربع! وار؟ وار، اما نه او غلیظلیقدا! – ترجمه: مربع! داری؟ دارم، اما نه به آن غلیظی! توضیح: طلبه ای که احتیاج به مربا داشت من باب فضل فروشی از بقال پرسید: مربع داری؟ بقال گفت: دارم، اما نه به آن غلیظی!
مرد ئوزوندن گؤره ر، نامرد ئوزگه دن – مرد اشکال کار را در خود بیند نامرد در دیگری.
مزیقیللی (ويزيقيللى) گئچیر – نظیر: خود را به کوچه علی چپ میزند.
مسجد ائشّک باغلامالی یئر دگیل – مسجد جای خر بستن نیست.
مسجد قاپیسی دیر، نه سؤکماق اولار نه یاندیرماق – در مسجد است نه میتوان آنرا کند و نه سوزانید. نظیر: کبوتر حرم است.
مسجدین قاپیسی آچیقدیر، ایتین حیاسینا نه گلیب؟ – در مسجد باز است اما حیای سگ کجا رفته؟
مسلمان، تویوغومون لله گی گؤروکور. رجوع شود به مثل بالا:
مسلمان، سنون آندووا ایناناق یا خوروزون قویروغونا؟ – ای مسلمان، قسم ترا باور کنیم یا دم خروس را؟ توضیح: مسلمانی خروس یکی از ارامنه را دزدید و زیر عبایش قایم کرده براه افتاد. ارمنی خبردار شد و از پشت مسلمان رسید و خروس را مطالبه کرد. مسلمان بی آنکه ملتفت شود که دم خروس از زیر عبا پیداست قسم های موکد میخورد که «روح من از این قضیه بی خبر است.» ارمنی نیز میگفت: «ای مسلمان، قسم ترا باور کنم یا دم خروس را؟»
مسلمانین ایشی اولماز چوکون کسر ئوزنه ایش آچار – نظیر: ملانصرالدین کار نداشت جوالدوز به تخمش میزد.
مشروطه سین آلیب – نظیر: بر اسب مراد سوار شده.
مفته سرکه بالدان شیرین اولار – سرکه مفت شیرین تر از عسل باشد.
من ئولوم سن ئوله سن اینن ایش دوزلمه ز – با من بمیرم و تو بمیری کاری پیش نمیرود.
من گلمیشدیم قنددانلارا قند قویام، گلمه میشدیم اورگیمه درد قویام – نظیر: شوهر کردم وسمه کنم نه اینکه وصله کنم.
مئشه ده قورد آز ایدی بیری ده گمی اینن گلدی – گرگ در بیابان کم بود یکی هم با کشتی آمد.
مئشه دن چاققال اسکیک اولماز – از بیشه شغال کم نشود.
مین ایشچی دن بیر باشچی – از هزار کارگر یک سرپرست اولی تر است.
مین کوزه یه قیرپ قویوپ – هزار کوزه را دسته گذاشته.