اوز وئرسن قوهوملوق ادعاسی ائله ر – رو بدهی ادعای خویشی کند.
اوز ويرسن قوهوملوخ ادعاسى ائلر
اوز وئرسن قوهوملوق ادعاسی ائله ر – رو بدهی ادعای خویشی کند.
اوز وئرسن قوهوملوق ادعاسی ائله ر – رو بدهی ادعای خویشی کند.
ایت یانیندا بیگ کیمین، بیگ یانیندا ایت کیمین – پیش سگ رفتاری مثل خان ها دارد و پیش خان رفتاری مثل سگ ها.
ایتین کیچیگی اولاسان، قردشین کیچیگی اولمییه سن – سگ کوچک باش اما برادر کوچک نباش!
ایتی ایته بوغدوراللار – سگ را بجان سگ اندازند. مراد آنکه دزدان و چاقوکشان را بجان هم اندازند تا از دست همه شان خلاص شوند.
ایچریم اؤزومی یاندیریر ائشیگیم اؤزگه نی – درونم خودم را میسوزاند بیرونم دیگران را.
ایسلانمیشین یاغیشدان نه دردی وار! – آدم خیس را از باران باکی نیست.
ایش کیشی نین زینتیدیر – کار زینت مرد است.
ایگیت امک ایتیرمز – جوانمرد نیکی را فراموش نکند. توضیح: ترجمه «ایگیت» به فارسی مشکل است. منظور مردی است جوان، لوطی منش، طرفدار حق و عدالت اما آماده دعوا و مبارزه…
ایگیت میداندا بللی اولار – مرد در میدان شناخته شود.
ایگیت یا هراتدا گره ک یا یئر آتدا – جوانمرد باید یا در هرات بجنگد و یا زیر خاک باشد.
ایگیتلیگ اوندور، دوققوزی دوندور – جوانمردی ده را دارد، نُه تایش عبارت از لباس است. مراد آنکه احترام مرد بسته به لباسش است.
ایگیتین آدی چیخینجا جانی چیخار – تا جوانمردی نام برآورد جانش در میاید.
ایگیتین یوخسولونا دلی دییه رلر – اگر جوانمردی فقیر بود او را دیوانه مینامند.
ایلان ایلان یئمیینجه اژدها اولماز – مار تا مار نخورد اژدها نشود.
ایلان چیخدیغی باجانی یاخشی تانیر – مار سوراخی را که از آن بیرون آمده خوب میشناسد.
ایلان ییپ اژدها اولوپ – مار خورده و افعی شده.
ایلان ویران (ووران، سانجان) آلا چاتیدان قورخار – مار گزیده از ریسمان رنگی میترسد.
ایلان هر یانا اگری گئتسه اؤز یوواسینا دوز گئده ر – مار به هر کجا هم که کج رود به لانه خود راست میرود. نظیر: کارد دسته خود را نبُرد.
ایلانی سید احمدین الیینن توتور – مار را بدست سید احمد میگیرد (یعنی خودش زیر خطر نمیرود).
ایلانی شیرین دیل یوواسیندان چیخاردار – زبان شیرین مار را از لانه اش بیرون کشد.
ایلانین زهله سی یارپوزدان گئده ر، او دا گله ر بیته ر یوواسی نین قاباغیندا – مار از پونه بدش آید پونه هم درست میاید جلوی لانه مار سبز میشود.
ایلانین قنیمی بالاسیدیر – بچه مار وبال مار است. نظیردم روبه وبال روباه است.
ایلانین قویروغون ایاخلاماسان، دؤنوب ساشماز (سانجماز) – تا پا روی دُم مارنگذاری برگشته نیشت نمیزند.
ائل آتان داش اوزاغا دوشه ر – سنگی که مردم بیاندازند دور تر افتد.
ائل گوجی، سئل (سیل) گوجی – قدرت ایل مثل قدرت سیل است.
ائل دلی سین چؤله آتماز – ایل دیوانه اش را طرد نکند.
ائلچی یه زوال یوخدور – فرستاده را زوال نیست. نظیر: المامور معذور. نامه رسان مسئول نامه نیست.
ائل ایچون آغلایان گؤزسوز قالار – کسی که که برای ایل (جامعه) گریه کند نابینا شود.
ائل (ایل) ییلاغا دایاندی، قیر قیر ایندی اویاندی – ایل به ییلاق (سرد سیر) رسید و «قیر قیر» تازه از خواب بیدار شد. توضیح: «قیر قیر» مرغ کوچکی است که پس از کوچ کردن ایل در «یورت» میگردد و از ریخت و پاش ایل شکمی سیر میکند.
ائل دلی اولسا ملایا گئده ر، ملا دلی اولسا هارا گئده ر؟! – ایل اگر دیوانه شود پیش ملا رود. اگر ملا دیوانهشود کجا رود؟
ائو ییه سی ائوین قبله سین یاخشی تانیر – صاحبخانه قبله خانه را بهتر از هرکس داند.
ائل آغزی چووال آغزی – زبان مردم بی بند و بار است.
اوغری پیشیک آغاچ گؤتورمه میشدن بللی اولار – چوب را که بردارند گربه دزد معلوم میشود.
اوزاقدان باخانا دؤگوش آسان گلیر – به نظاره بر جنگ آسان بود.
ایله (ائله) ائلمه كه كؤرپى قالا چايين او تاييندا – كارى نكن كه پُل در آنسوى رودخانه بماند
ائله ائله نه شيش يانسين نه كباب – كارى كن كه نه سيخ بسوزد و نه كباب.
.
ائله بير (ائله بیل) اوشاق قبريدور – مثل قبر بچه است. كفش بزرگ را تشبيه كنند. توضیح: در بعضی نقاط آذربایجان از تعبیر«ائله بیل» و در نقاط دیگر از تعبیر «ائله بیر» بمعنی «گویا، گوئی» استفاده میکنند.
ائله بير اؤلى (ئولو) قبردن خورتلويوب – مثل مرده اى است كه از قبر بيرون آمده باشد. اشخاص لاغر را تشبيه كنند.
ائله بير بولوت آلتيندان آى چيخيب – چنان كز گوشه ابر سيه فام / كند يك قطعه از مه عرض اندام. مهرويان را تشبيه كنند.
ائله بير بير آلمانى ايكييه بؤلوبلر – مثل سيبى هستند كه نصف كرده اند. منظور اينكه خيلى شبيه همديگرند.
ائله بير بيگلر بيگى فراشيدير. مامورين مصر و سمج را تشبيه كنند.
ائله بير داليسيجان آتلى قوور – گوئى سواره در حال تعقيبش است. اشخاصيرا ميگويند كه در را بشدت ميكوبند و عجله دارند.
ائله بير داليسيجان آتلى قوور – گوئى سواره در حال تعقيبش است. اشخاصيرا ميگويند كه در را بشدت ميكوبند و عجله دارند.
ائله بير دوه دن زينقيروو آسلانير – نظير: مانند فيل و فنجان هستند. مراد آنكه يكى قد بلند و ديگرى قد كوتاه است.
ائله بير دوه نعلبنده باخير – گوئى گاو به سراج نگاه ميكند. اشخاصى را كه غضب آلود نگاه كنند تشبيه نمايند.
.ائله (ایله) بير دده سينى ئولدورموشم – گوئى با هم پدر كشتگى داريم
ائله (ایله) بير سامره يولچوسودى – مثل اينكه گداى سامره است. با اين تشبيه به انسان هاى سمج اشاره ميكنند.
ائله بير سووا دوشموش سيچاندير – مثل موش آب كشيده است.
ائله بير قاريشقييه مينيب – گوئى سوار مورچه شده است. منظور اينكه آمدنش خيلى طول ميكشد.
ائله بيل قوش ديمديگينده گتيريب – مثل اينست كه مرغ در منقارش آورده. حبوبات تميز و پاكيزه را گويند.