پیغمبرلر شکسته نفس اولار

پیغمبرلر شکسته نفس اولار. داغ گلمیر، من گئدیرم. – پیغمبران شکسته نفس باشند. اگر کوه نیاد من میروم. توضیح: اهالی دهی به ابدالی که دعوی کشف کرامات میکرد گفتند به این کوه روبرو امر کن که نزد تو بیاید. ابدال سه بار متوالیا کوه را پیش خواند و چون اثری ظاهر نشد رو به حضار کرده گفت: اگر کوه پیش من نیاید من پیش کوه میروم.

پوخی تولانبار دا

(فلان کسین ده) پوخی تولانبار دا یاندی – (بالاخره) نجاست فلان کس هم در «تل انبار» سوخت. توضیح: در حمام های قدیم آب را با سوزاندن پهن و آشغال و غیره گرم میکردند و البته چون هر هفته و یا هر ماه یکبار به حمام میرفتند و جمعیت هم زیاد نبود این کار برای حمام معمولا تکفی میکرد. معمولا هرکس به حمام میرفت کمی هم با خودش پهن (پیین، یاپبا/یاپما) میبرد. وقتی کسانی که بدرد هیچ کاری نمیخوردند و به کسی کمک نمیکردند روزی پهن برای گرم کردن آب به حمام میبردند در مورد آنها گفته میشد: «بالاخره نجاست فلان کس هم در تل انبار سوخت».

پیغمبرین چراغی

پیغمبرین چراغی قیزدان یانیب – چراغ پیغمبر را دخترش روشن نگاه داشته. مراد آنکه غصه نخور که اولاد ذکور نداری.