پای وئریب دردیندن ئولمه – نظیر: زشت بود دادن و واخواستن.
دسته: پ
پتیکله دونقوز
پتیکله دونقوز داریدان چیخماز – با جادو جنیل خوک از مزرعه ارزن بیرون نیاید.
پزه ونگین آخری درویش اولار
پزه ونگین آخری درویش اولار – ترجمه: آخر جاکشی درویشی است. نظیر: عاشق چو پیر گشت قرمساق میشود.
پنیر چؤره گه ال یوسان
پنیر چؤره گه ال یوسان، پلووا گره ک غسل ائلییه سن – ترجمه: اگر برای نان و پنیر دست بشوئی برای پلو باید غسل کنی!
پولون وار گیریش
پولون وار گیریش، یوخوندی سوروش! ترجمه: پول داری بفرما تو، نداری بفرما بیرون!
پله کانی بیر بیر
پله کانی بیر بیر چیخاللار – ترجمه: پلکان را یک یک بالا روند.
په اینن پلو اولماز
په اینن پلو اولماز، یاغینان دوگی گره ک – ترجمه: به «په» گفتن پلو نشود روغن و برنج لازم است.
پ… ندیر که
پ… ندیر که کؤلگه سی نه اولا – ترجمه: سنده چیست که سایه اش چه باشد. نظیر: سگ کیست که پشمش چه باشد.
پ..ووا گؤره بستان اک
پ..ووا گؤره بستان اک – ترجمه: به اندازه کودت جالیز بکار.
پ… ییه ن ایتی
پ… ییه ن ایتی ئولدورمزلر – نظیر: سگ جلال را نکشند. گ..ی خورده است باید ولش کرد.
پولی پول قازانار
پولی پول قازانار – ترجمه: پول پول آورد.
پول وئرسن
پول وئرسن مسجددن ملا چيخار – ترجمه: اگر پول دهى ملا را از مسجد بيرون آرى. نظير: با پول سر سبيل شاه نقاره ميزنند.
پول وئرميشوق
پول وئرميشوق ميخ طويله يه جان سوره جاغوق – پول داده ايم تا پاى آخور سواره خواهيم رفت.
پوخ میلچگی
پوخ میلچگین عطیر شوشه سینه سالسان باشی گیجله ر!
پیغمبرلر
پیغمبرلر شکسته نفس اولار، داغ گلمیر من گئدیرم – ترجمه: پیامبران شکسته نفس اند، حالا که کوه نمیاید من میروم. نگاه کنید به: داغ یئریمه سه…
پول وئره ن بورانی ییه ر
پول وئره ن بورانی ییه ر – هر که پول دهد بورانی خورد.
پول وئریب سؤز آلان
پول وئریب سؤز آلان پشیمان اولماز – هر که پول دهد و پند خرد پشیمان نشود.
پولدان قونشی
پولدان قونشی پایی اولماز – از پول، کاسه همسایه نشود («کاسه همسایه» هدایائی است که خانواده ها از ماکول و مطبوخ برای هم میفرستادند.)
پول وئریب
پول وئریب سؤز آلان پشیمان اولماز – هر که پول دهد و پند خرد پشیمان نشود.
پولوم جیبیمده
پولوم جیبیمده، عقلیم باشیمدا – عقلم در سر است و پولم در جیب. نظیر: پول گرد و بازار دراز.
پولون اولدی
پولون اولدی اللی آدون اولدی بللی، اولدی یوز گیر ایچینده اوز – پولت که رسید به پنجاه (پنج هزار) نامت مشهور شد، اگر رسید به صدتویش غلط بزن و شنا کن. سابقا پنجاه تومان و صد تومان تجارتی مخصوصا صد تومان ثروت سرشاری بود. مرحوم حاج کریم صدقیانی بار ها میگفت: «صد تومان یکی در دهن آدم و یکی هم در خزانه بانک است.»
پولون وار گیریش
پولون وار گیریش، یوخوندی سوروش – پول داری بفرما تو، نداری بفرما بیرون.
پولووی وئر پولا
پولووی وئر پولا، نه که کال کولا – پول بده پول بخر نه که کال و کول بخر.
پولی آز اولانین
پولی آز اولانین غصه سی ده آز اولار – هر که پولش کمتر درد و غصه اش کمتر.
پولی کاغذدان دوغرامازلار
پولی کاغذدان دوغرامازلار – پول را از ماغذ نمی برند. مراد آنکه در خرج پول نباید اصراف کرد.
پولی یاخشی دیر
پولی یاخشی دیر ئوزی پیس؟ – یعنی پولش خوبست اما خودش بد است؟!
پیاده آتلییه گولمه سه
پیاده آتلییه گولمه سه ایشی گئچمه ز – اگر پیاده بحال سوار نخندد کارش روبراه نشود.
پیچاق ئوز دسته سین کسمه ز
پیچاق ئوز دسته سین کسمه ز – کارد دسته خود را نبرد.
چاق بنده دایانیب
پیچاق بنده دایانیب – کارد به استخوان رسیده.
پیچاق ویرسان
پیچاق ویرسان قانی چیخماز – کاردش بزنی خونش در نمیاید. مراد آنکه اوقاتش بسیار تلخ است.
پیچ پیچ ائو ییخار
پیچ پیچ ائو ییخار – حرفهای بیخ گوشی خانه بر باد میدهند.
پیرووه داش آتیرسان
پیرووه داش آتیرسان؟ – به مرشدت سنگ میپرانی؟ نظیر: به لقمان حکمت میاموزی؟!
پیس اویناماغی بس دگیل
پیس اویناماغی بس دگیل، چؤکور ده – نظیر: میمون هرچه زشت تر بازیش بیشتر.
پیس تویوخ
پیس تویوق برک یومورتدار، ئوزو ده ایکی ساریلی – نظیر: تنبل به آب نمیرفت، وقتیکه میرفت خمره میبرد.
پیس پیسلی
پیس پیسلی بالاسین دووار اوسته گؤردی دئدی آغ بالدیرلارووا نه نون قربان – سوسکه بچه اش را روی دیوار دیده گفت: «قربان ساقهای بلورینت!»
پیس پیسلی نی سوپوره للر
پیس پیسلی نی سوپوره للر گئده ر ائوین اشاغی باشینا، قاییدار باش یوخاری دییه ر ائودی، اشاغیسی دا اولار یوخاریسی دا – سوسکه را جاروب میکنند میرود پائین اتاق، بعد سلانه سلانه رو به بالای اتاق نهاده میگوید: اتاق صدر هم دارد کفش کن هم.
پیسر همان پیسردی
پیسر همان پیسردی، ال دگیشیلیب – پس گردن همان است که بود فقط دست عوض شده. نظیر: سر زلف تو نباشد سر زلف دگرى است، از برای دل ما قحط پریشانی نیست.
پیسری اگدیخجا
پیسری اگدیقجا سالا للار (سالارلار) – هر قدر گردن خم کنی پس گردنی زنند. نظیر: تا خم شده ای بار گذارند به پشت.
پیسلیغینا گؤره
پیسلیغینا گؤره گؤزی شورلوغو دا وار – بهمان اندازه که بدجنس است نظر باز هم هست.
پیسه پیس دییبلر
پیسه پیس دییبلر یاخشی یه یاخشی – بد را بد گویند و خوب را خوب.
پیشمیشین دادی
پیشمیشین دادی یاغدیر، آشپزین اوزی آغدیر – لذت غذا با روغن است.
راهداردان قاچان
راهداردان قاچان حرامییه توتولار – نظیر: هر که گریزد ز خراجات شاه – بارکش غول بیابان شود.
پیشیک آسقیردی
پیشیک آسقیردی صبر گلدی – گربه عطسه کرد صبر آمد. نظیر خر گوزید و کرایه باطل شد.
پیشیک ئولدورور
پیشیک ئولدورور گؤز قورخودور – گربه میکشد تا مردم را بترساند.
پیشیک ائوده ن چیخاندا
پیشیک ائوده ن چیخاندا سیچانلار باش قوپاردی – وقتی گربه از خانه بیرون رود موشها کله میکنند.
پیشیک بالاسین
پیشیک بالاسین ایسته دیغیندان ییه ر – گربه بچه اش را از فرط محبت میخورد.
پیشیک پیشیگی نوودان
پیشیک پیشیگی نوودان (ناودان) اوسته ایشه توتار – گربه گربه را روی ناودان بکار میگیرد. مقصود آنکه ارباب رجوع هیچوقت زمان و مکان را مراعات نمیکنند.
پیشیک ده ده سی
پیشیک ده ده سی خیرینه سیچان توتماز – گربه بخیر بابایش موش نمیگیرد. منظور اینکه بندرت کاری صرفا برای رضای خدا انجام میگیرد.
پیشیک قویروغون
پیشیک قویروغون نقارییه وئریب – گربه دُمش را به نقاره زده است.
پیشیک کدبانونی
پیشیک کدبانونی کور ایسته ر – گربه کوری کدبانو را خواهد. نظیر: گرگ بازار آشفته میخواهد.
