آغ یارما

آغ یارما٬ قارا گون اوچوندور – گندم سفید برای روز سیاه است.

آشاغیدا اگلشمیر

آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا یئر یوخدو – پائین نمی نشیندّ بالا هم جا نیست.

یئر برک اولاندا

یئر برک اولاندا ئوکوز ئووکوزدن اینجی یر – زمین که سفت باشد گاو از گاو می رنجد.

یاغ یؤغورتداندی

یاغ یؤغورتداندی،یؤغورت یاغدان – کره از ماست بعمل اید و ماست از کره.

قونشی قونشویا

قونشی قونشویاباخارجانینی اودایاخار – نظیر: خلق را تقلیدشان بر باد داد، ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.

علی بؤرکون ولی یه

علی بؤرکون ولی یه، ولی بؤرکون علی یه – کلاه علی به سر ولی، کلاه ولی به سر علی.

چالمادان اوينور

چالمادان اوينور (چالمامیشدان اوینور) = (تحت اللفظی: نزده ميرقصد): موسیقی شروع نشده، می رقصد. مراد آنکه مثل اینکه مدتها منتظر همین بود. به كسى گفته ميشود كه كارى را بدون خواهش و تمنا و ناز و منت انجام دهد.

Çalmadan oynur.

یاس ییه سی

یاس ییه سی اوغونوب، یاسا گلن اوغونمییپ! – صاحب عزا آرام شده، مهمانی که به عزاداری آمده ول کن نیست! نظیر: کاسه داغ تر از آش.

آغیر اوتور

آغیر اوتور باتمان گل – منظور اینکه زیاد پر حرفی نکن بلكه رفتار بیش از حد با طمانینه و سنگینی از خود نشان بده. این مثل بیشتر با یک لحن طنز آميز گفته میشود به این معنی كه اگر چه نیازی و دلیلی برای این رفتار سنگین نیست اما خودت را طوری نشان بده که گویا خیلی آدم متین و سنگینی هستی تا از تو حساب ببرند.

بال چؤره ک

ایستیرسن بال چؤره ک، آل الووه بئل کوره ک – نظیر: هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد.

یازان سن

یازان سن، پوزان سن، کیم دییر یالانسان! – منظور اینکه خودت مینویسی و خودت پاک میکنی یعنی اختیار همه چیز در دست توست حالا چه کسی میتواند بگوید که دروغ میگوئی و حق بجانب تو نیست؟!

یارانین قانی

یارانین قورویار قانی، گینه قالار قاسناغی،. نظیر مثل فارسی: زخم به گردد ولی ماند نشانش سالها.

سؤز وار داغا چیخاردار

سؤز وار داغا چیخاردار، سؤز وار داغدان اندیرر – منظور اینکه: بفرما و بنشین و بتمرگ همه به یک معنا هستند ولی تاثیرشان کاملا متفاوت است.

سور دره یه

آقا دییر سور دره یه، سن ده سور دره یه! – ارباب که میکوید بزن به دره، تو هم بزن به دره! – منظور اینکه هر دستوری که شد باید اجرا کنی (این مثل بیشتر بصورت طنز و در تنقید اطاعت کورکورانه استفاده میشود).

آلاداغ، بالاداغ

آلاداغدا يير، بالاداغدا س..چير – منظور اينكه زندگى بى خيال و بدون نگرانى دارد، هر جا خواست ميماند و ميرود و هر چه خواست ميكند.

واری اولان

واری اولان تاخار یوخو اولان باخار – کسی که دارد استفاده می کند کسی که ندارد تماشا میکند. نظیر: دارندگی و برازندگی.

اوشاغا

اوشاغا ایش دیه، دالیسیجان گئت – به معنی: کار سپردن به بچه کار خود را زیاد کردن است.

سوغان

سوغان یئمه میسن، ایچون نییه گؤینور؟ – نظیر: آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

سؤز وار…

سؤز وار خلق ایچینده، سؤز وار حلق ایچینده – نظیر: هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد.

منه سو چیخماز

منه سو چیخماز، سنه پول کی چیخار! – از این کار آب گیر من نمیاید، اما پول که گیر تو میاید! گویند حاجی میرزا آغاسی صدر اعظم محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود. روزی که به بازدید چاه ها رفت مقنی گفت کندن چاه در این منطقه بی حاصل است چون این زمین آب ندارد. حاجی جواب داد آب گیر من نمیاید اما پول که گیر تو میاید!

دوز آدام…

دوز آدام حیدر تکیه سینده نی نیر ؟ – آدم درست و حسابی در حیدر تکیه سی چکار دارد؟
زمان قاجارها محله (حیدر تکیه سی) درخیابان ثقه الاسلام بین پل گاری و مقبره الشعرا مرکز تجمع روسپیان بود و ادم های معتبرازآنجا عبور نمی کردند.این مثل زمانی مطرح میشود که گفتاروکردار کسی ضد هم باشد.
– رضا جنتی راد، فیس بوک

هر ايته بير سوموك

هر ايته بير سوموك بورجوم وار -،به هر سگى يك استخوان بدهكارم. اين مثل را در اهانت به طلبكار سمج گويند.

– رضا جنتى راد

یاخینداکی علف

یاخینداکی علف ، اوزاخداکی آرپادان یاخشیدیر(و یا:اوزاق یئرین آرپاسیندان ، یاخین یئرین سامانی یاخشیدیر) – نظیر: سیلی نقد به از حلوای نسیه.

ایت الیندن…

ایت الینّن (الیندن) سوموک گمیرمخ اولمور! – نمیشود دست به کاری زد از بس که مردم تقلید میکنند.

یاغیشدان دولویا

یاغیشدان قورتولوپ دولویا دوشدوک – نظیر: از چاه درآمده توی چاله افتادیم.

یانسین چراغی

یانسین چراغی، گلسین ایشیغی – چراغش روشن باشد، نورش بر دوام باشد.

یای وار ، قیش وار

یای وار ، قیش وار، چوخ ایش وار – تابستان هست ،زمستان هست ، کار زیاد است. منظور اینکه این کار طول خواهد کشید.

گئچی سنه قوربان

گئچی سنه قوربان دی اما دری سی یوز مین تومن – بزه فدای سرت (قابلی ندارد) ولی پول پوستش 100هزار تومان میشود. این ضرب المثل در نکوهش تعارفات بیجا کاربرد دارد.

یئدیلر ایچدیلر

یئدیلر ایچدیلر، مطلبه یئتیشدیلر – نظیر: قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید.

دوز یولدا یئریه ممیر

دوز یولدا یئریه ممیر، شوخومدا شیللاغ آتیر – در راه صاف نمیتواند راه برود اما در مزرعه لگد میاندازد.

اییرمی دؤرد مین پیغمبر

اییرمی دؤرد مین پیغمبره یالوارینجا بیر دانا آللاها یالوار – به جای اینکه به بیست و چهار هزار پیغمبر التماس کنی دست به دامن یك خدا شو.

هاردا آشدی

هاردا آشدی ، اوردا باشدی – هر جا آش هست، آنجا سر (در صدر مجلس) است.

هر زادین تزه سی

هر زادین تازاسی، دوستون کؤهنه سی – هر چیز تازه اش خوب است دوست کهنه اش.

هرنه سالار سان آشینا

هرنه سالار سان آشینا، اودا چیخار قاشیقینا – هرچه به آشت بریزی همان به قاشقت میاید. نظیر: هرچه کنی بخود کنی / گر همه نیک و بد کنی.

هئچ ده ن یئی دیر

هئچ ده ن یئی دیر – از هیچی بهتراست. نظیر: کاچی به از هیچی.

ائله بیل

ائله بیل نه قورد گلیپ نه زیانکارلیخ ائلی ییپ – نظیر: انگار نه انگار.

واری اولان تاخار

واری اولان تاخار، یوخو اولان باخار – کسی که دارد استفاده می کند، کسی که ندارد نگاه می کند. نظیر این نقد بگیر و آن نسیه بدار، و یا: دارندگی و برازندگی.

واریندی گیریش

واریندی گیریش یوخوندی سوروش – اگر داری بفرما، اگر نداری برو بیرون. نظیر: این نقد بگیر و آن نسیه بدار!

ناشی

ناشی زیرنانی یوغون باشیندان چالار – آدم ناشی، سرنا را ازسر گشادش میزند.

ناهاردان معلومدور

ناهاردان معلومدور شاما نه وار – از نهار معلوم است که برای شام چه غذائی خواهد بود. نظیر: سالی که نکوست از بهارش پیداست.

مغرورلوق

مغرورلوق ائیله یب اوستادام دئمه — وقت اولار بیریئرده دارا دوشرسن (عاشیق علی عسگر) – احساس غرور نکن و خود را بزرگ مبین چونکه زمانی می رسد که کم می آوری (عاشق علی عسگر).

من دییرم

من دئییرم دم دن دمه، سن دئییرسن دامدان داما – نظیر: من می گویم آسمان، تو می گویی ریسمان.

موسی میسیپ

موسی میسیپ – موسی کر کرده. کنایه از کسی که کار اشتباهی کرده و ساکت و خجل در گوشه ای نشسته.

میردار اسکی

میردار اسکی اود دوتماز – نظیر: بادمجان بم آفت ندارد.

سولاری

سولاری بیر ارخه گئتمیر – آب آنها به یک جو نمی رود. کنایه از اینکه اختلاف عقیده و سلیقه دارند.

کار اشیتمز

کار ائشیتمز، یاراشدیرارـ کور گؤرمه ز ، قوراشدیرار – کر نمی شنود و جفت وجور می کند ، کور نمی بیند و سرهم می کند.

کاسبی

کاسبی دَوَه اوستونده بووَه سانجار(و یا: کاسبی، دوه اوستونده ایلان وورار) – آدم بی چیز (فقیر) را وقتی سوار شتر است، رتیل می گزد(ویا:آدم بدبخت اگر روی شتر هم باشد مار آن را نیش میزند).

گچی نین

گئچی نین (کئچی نین) قطوری بولاغین گؤزوندن سو ایچر – بز گر از سر چشمه آب می خورد.

کفنین جیبی

کفنین جیبی یوخدور – کفن جیب ندارد. منظور اینکه کسی مال دنیا را به آخرت نمیبرد.

کورا گئجه

کورا گئجه گوندوز بیردیر(و یا: کورا نه گئجه نه گوندوز) – کور را شب و روز یکسان است (برای کور شب و روز فرقی ندارد).