طرلان و سار

طرلان سار یئری وئرمز – ترجمه: کار باز از سار نیاید. نظیر: کاری که چشم میکند ابرو نمیکند.

تویدا دون

طویدا (تویدا) دونووی تانیدون؟ – ترجمه: در جشن قبایت را شناختی؟

طلبه نین ائوی

طلبه نین ائوی او وقت ییخیلار کی، ایکی یئره وعده سی اولا – طلبه زمانی بدبخت میشود که به دو خانه وعده داشته باشد.

تویدا کیسه نین باشی

طویدا (توی دا) کیسه نین باشین سووزی باغیله باغلاللار – ترجمه: در عروسی سر کیسه را با بند سبزی (تره) می بندند. مراد آنکه در عروسی سر کیسه را باید شل کرد.

تویدان سورا حنا

طویدان صورا حنانی ماتحته یاخاللار – ترجمه: بعد از عروسی حنا را به ماتحت بندند. نظیر: قبای بعد از عید گل منار را خوب است.

صابون و قره پالاز

صابون قره پالازی آغارتماز. ترجمه: گلیم سیاه را صابون نمیتواند سفید کند.

صاحبینه نه گون آغلادی

صاحبینه نه گون آغلادی که منه نه گون آغلییه. نظیر: مال مرده، عقب مرده.

صاحبخانه كئفلننده

صاحبخانه کیفلننده قوورما کوپی گلر ائوین آراسینا. ترجمه: صاحبخانه که مست کرد خُم قورمه وسط اطاق میاید.

سققلووه توپوره جاغيميش

صاققالیوا (ساققالووا) توپوره جاغیمیش آغزووا دوشوب! – ترجمه: میخواسته به ریشت تف کند، به دهانت افتاده! ماخوذ از داستان معروف.

سققلووى اوشاخ موشاخ الينه وئرمه

صاقالووی اوشاق موشاق الینه وئرمه! – نظیر: عنان را به کهتر نباید سپرد.

صبر ائلييه ن

صبر ائلییه ن مراده یئتر – ترجمه: صبر کن به مرادت میرسی.

صبير صبير، آخرى بير سينيخ قبير

صبر، صبر، آخری بیر سینیق قبر – ترجمه: صبر آخرش قبری است آنهم شکسته و ریخته. نظیر: مگر من صبر ایوب دارم؟

صبرینن حلوا پیشر ای قورا سندن

صبرینن حلوا پیشر ای قورا سندن (بسله سن اطلس اولار توت یرپاغیندان) – ترجمه و نظیر: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.

صدقينن قره داشدان مطلب آلماغ اولماز

صدقینن قره داشدان مطلب آلماق اولار – ترجمه: با خلوص نیت از سنگ سیاه هم میتوان مراد طلبید. r

صدقینن قره داشدان مطلب آلماق اولار – ترجمه: با خلوص نیت هم از سنگ سیاه نمیتوان مراد طلبید.

صفی نین دشمنلری، چاتدیون

صفی نین دشمنلری، چاتدیون! صفی نمازه گئدیر! (حاج حسین ختائی) – ترجمه: ائ دشمنان صفی، بترکید! صفی میرود نماز بخواند!

شاهين دوه لرى

شاهین دا دوه لری ایاق یالین گزه ر – شتر های شاه هم پا برهنه میگردند.

شادليغووا شيونليخ

شادلیقیوا شیونلیق ائله مه – نظیر: خوشی زیر دلت را نزند.

شامى اولمينين چاشتى اولماز

شامی اولمییانین چاشتی اولماز – ترجمه: آنکه شام ندارد چاشت هم نخواهد داشت.

شاه بیلر، شاهسون بیلر

شاه بیلر، شاهسون بیلر – ترجمه: شاه داند و شاهسون داند نظیر: صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

شاه خدا بنده، سنونکی سنده، منیمکی منده

شاه خدا بنده، سنونکی سنده، منیمکی منده – عینا در میان فارسی زبانان رایج است: تو سی خودت، من سی خودم. توضیح: بین عوام مشهور است که منظور سلطان محمد خدابنده از بنای گنبد سلطانیه آن بود که پس از پایان ساختمان تربت مطهر حضرت امیر علیه السلام را از نجف به آنجا انتقال دهد. یک شب آن حضرت به خواب شهریار مغول آمده و خطاب به وی میفرماید: «شاه خدابنده، سنونکی سنده، منیمکی منده.»

شاه شاه دئدیغيم

شاه شاه دئدیگیم ئوز جانیم ایچوندو رجوع شود به: عمو عمو دییره م که…

شاه گلدى

شاه گلدیدن گئچدی – ترجمه: از شاه گلدی (از خبر شاه امد) هم گذشت. مرادآنکه خیلی بطول انجامید.

شاه خانم حب آتيپ

شاهی خانم حب آتیب، ماه خانم اشیگه گئدیر – شاه خانم قرص (يبوست) خورده، ماه خانم به توالت ميرود. نظیر: شاه خانم زائیده، ماه خانم درد میکشد.

شاهين دا داليسيجان چوخ سؤز دييه للر

شاهین دا دالیسیجان چوخ سؤز دییه للر – ترجمه: پشت سر شاه هم خیلی حرفها میزنند.

شبده شهد ايلييپ

شبده نی شهد ائلییب – نظیر: دسته گل به آب داده است.

شپخترین باشین گتیرمیسن

شپخترین باشین گتیرمیسن یا مظفریه نین قباله سین؟! – ترجمه: سر شپختر را آورده ای یا قباله مظفریه را؟! نظیر: تحفه نطنز آورده ای مگر؟! توضیح: مظفریه یکی از بزرگترین تیمچه های تبریز بود و شپختر (برخلاف تصور عده ای که آنرا ماخوذ از «ایشی پو…دور » (کارش زار است) میدانند تحریف شده کلمه اینسپکتور Inspecteur فرانسوی است. در زمان فتحعلی شاه یکی از سرداران روسیه تژاری با عنوان «اینشپختوری» مامور قفقاز میشود. این انتصاب اسباب وحشت شاه قاجار را فراهم میسازد و از اطرافیانش دفع شر او را میخواهد و بنا به روایتی افسانه آمیز ملا محمد اخباری چله مینشیند و اوراد و اذکار میخواند و تصادفا قبل از پایان چله سر «شپختر» که در توطئه ای بقتل رسیده بود، به تهران میرسد.

شرابا دوشوپ

شرابا دوشوب – نظیر: به چاه ویل افتاده است.

شر و خیر

شر ایش قالا قالا خیره دؤنر – ترجمه: شر به مرور تبدیل به خیر میشود.

شرع ظاهره حکم ائله ر

شرع ظاهره حکم ائله ر – ترجمه: شرع به ظاهر حکم میکند. نظیر: الظاهر عنوان الباطل.

شرع کسن بارماخ

شرع کسه ن بارماق آغریماز – نظیر: دستی که حکیم ببرد دیه ندارد.

شرعه گئدن

شرعه گئده ن ئوز سؤزون دانیشار – نظیر: هر که تنها به قاضی رود راضی برگردد.

شریک یاخشی اولسایدی

شریک یاخچی اولسایدی، تاری ئوزی ایچون توتاردی – ترجمه: اگر شریک چیز خوبی بود خداوند هم برای خودش اختیار میکرد.

شریک لیخ قازان

شریک لیخ قازان قینه مز – ترجمه: دیگ شراکتی بجوش نیاید.

شیرین دیلووه

شیرین دیلووه، یاخین یولووا، وئردوغون پولا؟ – ترجمه: بخاطر زبان شیرینت، راه نزدیکت و یا پولی که میدهی؟ توضیح: شخصی به فاحشه ای گفت: جنده پدر سوخته بیا این سنّار (صد دینار) را بگیر تا ترا ببرم بالای کوه عون ابن علی (عینالی) فلان فلان بکنم. فاحشه گفت: «چرا؟ بخاطر زبان شیرینت، راه نزدیکت و یا پولی که میدهی؟!»

یئماخ، قوسماخ

شیرین یئماغین آجی آجی قوسماغی وار – ترجمه: خوردن شیرین استفراغ تلخ بدنبال دارد.

شط و بغداد

شط اگر اولماسا بغداد اولماز – ترجمه: اگر شط نباشد بغداد هم نخواهد بود.

شطره‌ده سو

شطره ده سو گتیریر – نظیر: آب در غربال میپیماید. یعنی: کار عبثی میکند.

شعر دییب قافیه سینده قالیب

شعر دییب قافیه سینده قالیب – ترجمه: شعری گفته و در قافیه اش گیر کرده.

شفا پیاله نین تکینده اولار

شفا پیاله نین تکینده اولار – ترجمه: شفا در ته پیاله است.

شفا حقدندور

شفا حقدندور حکیم گؤیول خوشلوغی – ترجمه: شفا کار خداست، طبیب مایه دلخوشی است و بس.

عاشيق اولان

عاشق اولان کوردی – ترجمه: عاشق ها کورند.

عاشيخ

عاشق اوز وئره ن یئرده آز قالسا یوز ایل قالار.

عاشق گؤردوغون سؤیله ر

عاشق گؤردوغون سؤیله ر – نظیر: قلندر دیده گوید.

عاشقین سؤزی قورتولاندا

عاشقین (آشیغین) سؤزی قورتولاندا نیلیم نیلیم چالار – نظیر: به داد تو رسیده ای دل ای دل (ایرج میرزا).

عاشیق هارا گدر

عاشیق هارا گئده ر دمی یانینجا (مراغی) – ترجمه: نوازنده هرجا رود آلت موسیقی اش (و یا نوازنده بالابان خود) را هم باید با خودش ببرد.

عاشيغى ييغارلار

عاشقی ییغاللار اویناماقدان ئوتور – قاب را برای بازی جمع کنند. مراد آنکه ثروت را باید خرج کرد.

عاشقه بغداد اوزاخ دیی

عاشقه بغداد اوزاق دگیل – برای عاشق بغداد هم دور نیست.

عالم عالمیندور

عالم عالمیندور، کچل ده خاله میندور – نظیر: هر کی بفکر خویشه، کوسه بفکر ریشه.

عالم گییه ر چیت تومانی داماخلى

عالم گییه ر چیت تومانی داماقلی، بیز گییه روق یتیم کتان یاماقلی (شاهسونی)=مردم تنبان چيت خوشرنگ مى پوشد، ما يتيم ها هم تنبان وصله دار كتان به تن مى كنيم.

عالمی پلو توتسا

عالمی پلو توتسا، آلا قارقا خوره گین (خوراکین) تاپار – اگر پلو زیر دست و پا بریزد کلاغ بازهم غذای مخصوص خودش را انتخاب میکند.