دوه دن بؤیوک فیل وار – نظیر: دست بالای دست بسیار است.
دوه دن بؤیوک فیل وار – نظیر: دست بالای دست بسیار است.
دوه دن بؤیوک فیل وار – نظیر: دست بالای دست بسیار است.
دوه سی ئولموش عربم – عرب شتر مرده ام.
دوه سین ساتان کؤشک آلامماز – هر که شترش را بفروشد حتی یک دایلاق هم نتواند خرد.
دوه قوشونا دئدیلر قاچ دئدی قوشام، دئدیلر اوچ دئدی دوه یم – به شتر مرغ گفتند بدو گفت مرغم، گفتند پرواز کن گفت شترم.
دوه لی اینن قوهوملوق ائله ینین دروازاسی گن گره ک – نظیر: یا مکن با پیلبانان دوستی / یا بنا کن خانه ای در خورد پیل.
دوه نظرم، بئله گزه رم!
دوه نه قدر ئولی اولسا دریسی بیر سروانا یوکدور – شتر هر قدر هم که مردنی باشد پوستش برای ساربان یک بار حسابی است.
دوه نی چمچه اینن سوواریر – شتر را با قاشق آب میدهد.
دوه نی هارا چاغیراللار؟ یا مئشه یه اودونا، یا گیلانا دوگویه – نظیر: خر را که به عروسی میبرند برای خوشی نیست، برای آبکشی است.
دوه نی یوکی اینن ییه ر – نظیر: خر را با خور و مرده را باگور میخورد!
دوه نین ده اویناماغینا آز قالیر – وقت زیادی برای رقص شتر هم نمانده است (ماخوذ از ذاستانی که همه میدانند).
دئمين بير اللهى وار، سولونون ايكى – زراعت ديمى را يك خداست، زراعت آبى را دو خدا.
دينسيزين عهده سيندن ايمانسيز گلر – فقط بى ايمان است كه از پس بيدين بر ميايد.
دينمه ينين دينه نى وار – نظير: ظالمى نيست كه بظلم ديگرى گرفتار نشود.
ديوار ييخيلاندا توز قالخار – ديوار كه فرو ريخت گرد و خاك بلند ميشود.
دوه نی یوکی اینن ییه ر – نظیر: خر را با خور و مرده را باگور میخورد!
دوه نین ده اویناماغینا آز قالیر – وقت زیادی برای رقص شتر هم نمانده است (ماخوذ از ذاستانی که همه میدانند).
دوه یاخینی اوتلار، اوزاغی گؤره ر – شتر نزدیک را میچرد و دور را می پاید.
دویان او مرحوم کیمین اولار! – آدم سیر مثل آن مرحوم میشود! توضیح: دو طلبه سر سفره در خوراک اصراف کردند به حدی که یکی مُرد و دیگری قدرت حرکت نداشت. وقتی حمالانی که برای حمل وی احضار شده بودند پرسیدند: آخوند، بالا غیرتا بگو ببینیم که بالاخره سیر شده ای یا نه؟ گفت: «آدم سیر مثل آن مرحوم میشود!»
دویماجی خاتین (خاتون) ییه ر، یومروغی یتیم! – نان و کره و پنیر را خاتون میخورد و مشت را یتیم!
دوه یه اوت گره کسه، بوینون اوزادار – شتر وقتی چریدن خواهد گردنش را دراز کند.
دوه یه چیمدیک، بیعاره شیشکی! (دهخوارقانی)
دوه یه دئدیلر ایشون ندیر؟ دئدی علاقبندلیک، دئدیلر ال ایاغوندان تؤکولور!
دوه یه دئدیلر بوینون نییه اگریدیر؟ دئدی هارام دوزدی کی! – به شتر گفتند گردنت چرا کج است؟ گفت مگر کجایم راست است؟!
دده دامین ییخدوخ قار کوره ماقدان قورتولدوق – بام خانه پدری را ویران کردیم و از پارو کردن برف خلاص شدیم!
ده ده سیندن نه گل دردیم که بالاسیندان نه گلاب چکیم! – از پدرش چه گلی چیدم که از فرزندش چه گلابی بگیرم!
ده ده گؤرمه میسن دییرسن بس که شاهقلی ده بیر ده ده دی! – نظیر: بگمانت علی آباد هم شهری است!
ده ده گؤرمییه ن شاهلیق ادعاسی ائله ر (دهخوارقانی) – کسی که پدر ندیده ادعای پادشاهی کند.
ده ده مالی اوغولی یالتاق ائله ر – مال پدری پسر را لوس و بی تربیت بار آورد.
ده ده م ئولدی، بیلمیرم یا طاعوندان یا زلزله دن – پدرم مُرد، نمیدانم یا از طاعون و یا زلزله. توضیح: دو نفر با هم غذا میخوردند. یکی برای آنکه سر دیگری کلاه بگذارد از او پرسید: راستی پدرت چگونه فوت کرد؟ مخاطب که ساده لوح بود شروع به شرح مفصلی از فوت پدرش کرد و در آخر ملتفت شد که رفیقش نصف بیشتر غذا را خورده است. محض جبران این بار وی پرسید: حالا تو بگو ببینم پدرت چگونه فوت کرد؟ رفیقش بطور مختصر جواب داد: «پدرم مُرد اما نمیدانم یا از طاعون و یا زلزله» و به خوردن غذا ادامه داد.
ده ده م ائوینده ده قره بخت، اریم ائوینده ده – هم در خانه پدرم نگونبخت و هم در خانه شوهرم.
ده ده م منه کور دییب هر گلنه وور دییب – نظیر: فوت به چراغ، دست به چماق!
ده ده ن سوغان، نه نون ساریمساق، هاردان اولدون بئله نیشکر؟! – پدرت پیاز، مادرت سیر، تو از کجا شدی چنین نیشکر؟!
دیبی سودا دگیل – ریشه اش در آب نیست.
دیلیمده توک بیتدی… – ترجمه: «زبانم مو درآورد» به معنی از گفتن و تکرارش خسته شدم…
دئدیلر ملا ایپووی وئر گئداخ اودون گتیراخ. دئدی: اوستونده یارما سرمیشوخ. دئدیلر: ایپ اوسته یارما سریلمز. دئدی: بهانه دیر، بسدیر.
دئدیلر: ملا، تومانوون (تنبانوون) باغینی ییغیشدیر. دئدی: هانی او حوصله!
دئدیم دئمه میش – گفتم نگفتم (عینا در نزد فارسی زبانان نیز مصطلح است).
دیری لر، ئولنلرین پایی نی دا وئرون – ای زنده ها، سهم مرده ها را هم بدهید. نظیر: ما را هم از این نمد کلاهی!
دیری نی ئولدورمک اولار، ئولونی دیریلتمک اولماز – زنده را میتوان کُشت اما مرده را نمیتوان زنده کرد.
دیری یه دیری لیک گره ک – آدم زنده سرزنده باید.
دئسن ئول ئولر، قال قالار – اگر بگوئی بمیر میمیرد، بگوئی (زنده) بمان میماند.
دئسن قولووام، دییه ر گل آپاریم ساتیم – اگر بگوئی بنده تو ام، میگوید بیا ببرم و بفروشمت.
دئسن یوغورت آغدیر، دییه ر قره دیر – اگر بگوئی ماست سفید است، میگوید نخیر، سیاه است.
دئسن یوغورت آغدیر، دییه ر قره دیر – اگر بگوئی ماست سفید است، میگوید نخیر، سیاه است.
دیش اینن دیرناغینان ییغیب آغیزینان یئماق گره ک – باید با چنگ و دندان جمع کرد و با دهان خورد.
دیش اینن دیرناغینان ییغیب آغیزینان یئماق گره ک – باید با چنگ و دندان جمع کرد و با دهان خورد.
دیشون آغریر، چک قورتول – اگر دندانت درد میکند بکش و خلاص شو!
دیشون آغریر، چک قورتول – اگر دندانت درد میکند بکش و خلاص شو!
دیل باشا بلادیر! – نظیر: زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد!