فضایل آدینا باسیر – بجای فضایل قالب میکند.
فضايل آدينا باسير
فضایل آدینا باسیر – بجای فضایل قالب میکند.
فضایل آدینا باسیر – بجای فضایل قالب میکند.
قازان دییه ر دیبیم قیزیلدیر، چمچه دییه ر بولانمیشام چیخمیشام – نظیر: دروغگو حافظه ندارد.
فضولی آپاردیلار جهنمه دئدی اودونلاری یاشدیر – فضول را بردند به جهنم گفت هیزم هایش تر است.
فضولی تانیماقدان ئوتور – برای آنکه بدانم فضول کیست.
فلکین بیر چووال قیزیلی وار، هر گون بیری نین چیگنینده دیر – فلک را یک جوال زر است که هر روز بر دوش کسی است.
فلکه چؤره ک آپاریر – نظیر: میرود از آسمان شوربا بیاورد. زینب غاز چران است.
فند فندی کسر- هنر از هنر برتر، و يا: دست بالاى دست بسيار است.
فیسریق گیریب ات گودوشونا (گاودوشونا).
قاباغیم قوورقا قوورور، دالیم سامان سوورور. (جلویم داغ است و پشتم خنک)
قاباغا گئچیرسن دئیرلر بیجدور، دالی قالیرسان دئیرلر گیجدور – نظیر: مثل شاگرد خیاط اتو را گرم میاورم حرف است سرد میاورم حرف است.
قجله ده ده سی خیرینه دال تاپلاماز – مراد آنکه مردم به ندرت فقط برای رضای خدا کاری کنند.
قوچ ایگیت داییسینا چکر – آدم جوانمرد به دائی اش میرود (شبیه دائی اش میشود).
قورتدان قورخان قویون ساخلاماز – آنکه از گرگ میترسد گوسفند پرورش نمیدهد.
فالچی یا گئتسن دعا وئره ر، حکیمه گئتسن دوا.
فرشی خوابینا سیغارلیر. نظیر: نان را به مظنه روز میخورد.
فهله سن یا مدعی؟ – فعله ای یا مدعی؟
بابلی بابین تاپماسا، گونی آخ وایینان گئچر. ترجمه: هر کس کفوش را پیدا نکند روزگارش با آه و ناله سپری خواهد شد.
بابا دییه ر بوللی گره ک یا درمانی یا دردی – نظیر: وئردون دویور، ویردون ییخ و یا: الاحسان بالاتمام.
بارک اللهی ائشگه دییه للر – ترجمه: بارک الله به ابلهان گویند. نظیر: بارک الله قبای کسی را رنگین نمیکند.
باسانی کسمزلر – غالب را سر نبرند. نظیر: مرگ برای ضعیف امری طبیعی است.
باخماغینان آدمیزاد ئورگشسیدی، ایتلر سلاخ اولاردی – ترجمه: اگر آدمیزاد با دیدن میتوانست یاد بگیرد سگان سلاخ میشدند.
باتیرمامیش اوجاق باشی قویماییب. نظیر: تلی پاک نگذاشته است. توضیح: روباهی که به درد چشم مبتلا بود به شغالی مراجعه و درمان خواست. شغال دستور داد از خاک تلی که در آنجا ملوث کاری نکرده ای قبضه ای بردار و توتیا کن امید است بهبود یابی. روباه زارزار بگریست و گفت: اگر چاره به این منحصر است کوری چشم من حتمی است زیرا تلی پاک بجا نمانده ام.
باخدون یارون یار دگیل، ترکین قیلماق عار دگیل. ترجمه: اگر دیدی که یارت یار نیست، ترک کردنش عار نیست.
باش یولداشی یوخدور، آش یولداشی چوخدور – یار جانی کم است و یار نانی بسیار.
باجون دا جیجون کیمیندی. نظیر: هر دو سر و ته یک کرباسند.
باجاناق باجاناغی گؤرنده قاشینما توتار – وقتی باجناق باجناق را می بیند خارشش میگیرد. نظیر: مهمان از مهمان خوشش نمیاید.
پاپاسا تک خال سالیر. ترجمه: برای شاه آس میاورد. نظیر: خال بالا دست میارد.
پالازا بورون، ائلینن سورون. ترجمه: جاجیم پوش، با جامعه بجوش. نظیر: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
پامبوقچونون آغ ایتدن آجیغی گلر – ترجمه: پنبه فروش از سگ سفید بدش میاید.
پامبوغونان باش کسیر – ترجمه: با پنبه سر میبرد، نظیر: خر را با نمد داغ میکند.
پامبوغونان اود بیر یئره ییغیشماز – ترجمه: آتش و پنبه یکجا جمع نشود.
پای وئریب دردیندن ئولمه – نظیر: زشت بود دادن و واخواستن.
پتیکله دونقوز داریدان چیخماز – با جادو جنیل خوک از مزرعه ارزن بیرون نیاید.
پزه ونگین آخری درویش اولار – ترجمه: آخر جاکشی درویشی است. نظیر: عاشق چو پیر گشت قرمساق میشود.
پنیر چؤره گه ال یوسان، پلووا گره ک غسل ائلییه سن – ترجمه: اگر برای نان و پنیر دست بشوئی برای پلو باید غسل کنی!
پولون وار گیریش، یوخوندی سوروش! ترجمه: پول داری بفرما تو، نداری بفرما بیرون!
باسا باسا گوله شن پهلوان اولار – با لنگ کردن های متمادی است که کشتی گیر پهلوان میشود.
یابویا تیمار ایلسن شیللاغ آتار – ترجمه: اگر یابو را تیمار کنی جفتک میاندازد!
یاتار یاتار باشی شیشر دوراندا بیتین آختاری – اتی وئره ر پیشیگه، قونشونون ایتین آختاری.
یاتان ئولمز، یئتن ئولر – نظیر: اجل گشته میرد نه بیمار سخت.
یاتان آردینجا اویاق اولماسین؟! ترجمه: مبادا شخص بیداری بدنبال شخصی باشد که در خوابست؟!
یا حسن کچل یا کچل حسن – به معنای: این و آن فرقی نمیکند.
یاخشی اوردووی یئللندیرمیسن، اگر باغبان امرود وئره (ریاحی) – نظیر: کار از استاد میترسد (رومی).
یاغاندا ایچ، کسنده یات – نظیر: نم نم باران به میخواران خوش است.
یاغلی الووی چک ئوزگه لرین باشینا – این دست چربت را بر سر دیگران بکش. نظیر: این شتر را جلوی منزلی دیگر بخوابان.
یاغلییدی، پیشیک آپاردی – چربی بود گربه برد. نظیر: لولو برد.
یاغماسان دا گورولدا – حتی اگر نمیباری لااقل غرشی کن!
یامان گونون عمری آز اولار – عمر روزهای بد کوتاه است.
یامان یئرده ییخیلدیم توتمادی یاد الیمدن / فلکین داد الیندن اولمادیم شاد الیندن.
یا مجتهد اول یا مقلد – یا مجتهد باش و یا مقلد. نظیر: چون پیمبر نئی ز امت باش.