من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»
دسته: امثال و اصطلاحات
فیشقیراخ
فیشقیراغینان گامیش زمیدن چیخماز – با سوت زدن گاو میش از کشتزار بیرون نرود.
تورشولی آش
نه یئمیسن، تورشولی آش! – ترجمه: چه خورده ای؟ آش ترش! (آش گوجه). (در باره کسی میگویند که کتک حسابی بخورد).
نه شيش يانسين نه كباب
نه شيش يانسين نه كباب – نه سيخ بسوزد و نه كباب.
ویریپ داشا
ویریب داشا چیخیب باشا – نظیر: به سبیل سگ زده است. بر گند رندان زده است.
هیچ کیمین چراغی
هیچ کیمین چراغی سحره جان یانمییب – چراغ کسی تا صبح نشوخته.
لولیین سفارش وئرمیشم
لولهین (لولیین) سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.
ناخیرچی آدین
ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.
آغانین مالی
آقانین مالی چیخار، نوکرین جانی – نظیر: شاه می بخشد، شیخعلی خان نمی بخشد.
آیاخلار باش اولوب
آیاقلار باش اولوب، باشلار آیاق – سر ها پا شده و پا ها سر. نظیر: بر عکس گشته کار ها – شحنه را دزد آورد بازار ها.
هارا گون اولسا
هارا گون اولسا قوروتون اورا سرر – نظیر: ابن الوقت است.
هارا ایشیقدی؟!
هارا ایشیقدی؟ طویله بوجاغی! – ترجمه: کجا تاریک نیست؟ گوشه طویله!
