عذاب ملاکه سی دیر – فرشته ی عذاب است.
عذاب ملاکه سی
عذاب ملاکه سی دیر – فرشته ی عذاب است.
به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi
عذاب ملاکه سی دیر – فرشته ی عذاب است.
عوضین بدل آدیندا اوغلو وار – نظیر: عوض عوض دار د گله ندارد.
عیبین اولسا قیل کیمی،گؤرسدرلر فیل کیمی – عیبت حتی اگر باندازه یک موی سر هم باشد گنده اش میکنند.
شاهدده ایمان یوخ، بیگ ده عدالت – زیبا روحان ایمان ندارند و پادشاهان عدالت.
شرطی شوخومدا کس، خر منده یابا لاشما یاسان (شرطی شوخومدا کس خرمنده شنه دعواسی چئخماسئن) نظیر: جنگ اول به از صلح آخر است.
شِعر غزل دِئییر – بمعنای: چرند میگوید.
هامى قورتولموشدى، ايت بورنى ساتان قالميشدى – نظير: آنكه به ما نريده بود، كلاغ كون دريده بود.
آدی ئوزوندن بؤیوکدی – نامش از خودش بزرگتر است. مراد اینکه شهرتش بیشتر از واقعیت است.
اتيم تؤكولدى: («گوشت هايم ريخت»)، منظور اينكه آبرويم رفت. اتفاق بدى افتاد و جلوى ديگران شرمنده شدم، اتیمیزی تؤکمه، ما را (جلوی دیگران) شرمنده نکن.
Ätim töküldi.
سارالا سارالا قالماخدان ، قیزارا قیزارا ئولمه ک یاخشیدیر – مراد آنکه: مرگ بهتر از زندگی ننگین است.
سیزین پیشیک بیزیم ایتی بوغار – گربه شما میتواند سگ ما را خفه کند یعنی: من دیگر حرفی ندارم.
جان وئرهر مال وئرمه ز (جانین وئر ه ر ،ولی مالین ورمه ز) – جانش را میدهد اما مالش را نمیبخشد.
هورو هورو چيخ دامي كورو – اويناش بير اولار نه كي بير سورو
سن آقا ، من آقا ، اینکلری کیم ساغا؟ – تو آقا ، من آقا ، پس گاوها را کی بدوشد ؟!
سو آیدینلیقدی جالا اوز قاپینا – اگرریختن آب خوش یمن است بریز جلوی در خودت.
سو بولبولو دور – منظور کسی است که زیاد به حمام میرود.
سوت گؤلونده دیر – توی استخرشیر است. منظور اینکه به او خیلی خوش میگذرد.
سؤزو آت یئره صاحبی گؤتوره ر – حرف را بینداز زمین صاحبش خود برش خواهد داشت..
سؤزون دوزون اوشاق دیه یر(سؤزون دوزون اوشاقدان ائشیت) – حرف راست را بچه میگوید.
سوغان یِئمَه میسن، نییه آجیشیرسان؟ – پیاز نخورده چرا میسوزی؟
سئرچه دن قناری اولماز (ویا: قارقادان قناری اولماز) – گنجشک جای قناری را نمیگیرد (و یا: کلاغ جای قناری را نمیگیرد).
اولایدی خرما پیشیرردیک قیساوا،درد تاوا دردی دگیل بالا! یاغ دا یوخدی! – اشاره به کسانی که با خواب و خیال آرزوی کار های بزرگ میکنند در حالیکه امکانات آن کار ها را ندارند.
رحمت دوزه نه ، لعنت پوزانا – رحمت بر کسی که کارها را درست می کند و لعنت بر کسی که کارها را خراب می کند.
rähmät düzänä, lä’nät pozana
قانميرام قالاسان يانا يانا – نمي فهمم تا بسوزى و بسازى!
روزوسو گلن زامان یوخو توتار کؤپه یی – وقتی زمان روزی سگ میرسد خوابش میبرد.
رشوه جهنمی ایشیقلاندیرار – رشوه جهنم را درخشان میکند. یعنی: رشوه خور ها در جهنم زیاد اند.
ریحان مرزه کردیسینه گتمیرکی – به کرت و باغچه ریحان مرزه که نمیرود. یعنی: این کار مشکلات هم دارد، جشن و ضیافت که نیست.
داشدان چؤرک چیخارت گتیر وئر نورجهان یئسین، دیندیرنده یامان دئسین – تقلا کن و نان شب را درآور، بیار بده به نورجهان تا بخورد و بعد بتو فحش بدهد.
داغ داغا یئتیشمز، آدام آداما یئتیشر – کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم میرسد.
داغی داش بزه ر،انسانی باش – سنگ آذین کوه است و سر آذین انسان.
دده مین دامین ییخمیشام کی قار کوره مییه م – بام پدرم را ویران کرده ام تا برفش را پارو نکنم.
ذکرسیز مومنی شیطان آللادار – مومن بدون ذکر و نماز را شیطان گمراه می کند.
دؤلتلی پول چیخاردار ، کاسیب اوتورار اونون پوللارين سايار! – آدم ثروتمند پول در مياورد آدم فقير مينشيند و پول هاى آدم ثروتمند را حساب ميكند!
دئدیلر عزرائیل اوشاق پایلاییر، دئدی نه وئرسین نه آلسین – نظیر: مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان.
دئدی نئجه سن بیر سؤز دییم چاتدایاسان،دئدی نئجه سن آنلامییم، سن پارتدایاسان – گفت چطوراست یک حرفی بگویم که بترَکی ، گفت چطوراست که خودم را بزنم به نفهمی تا تو بترَکی!
دئوین قولاغینا قورقوشوم – مانند: گوش شیطان کر.
خان یورقانی میتیل اولماز – لحاف خان از جنس متقال نیست.
ایپک اوقدر خار اولدی اشّگه افسار اولدی – ابریشم آن قدر خوار شده که بند افسار خر شده است.
خاتین قیز خالاسینا چکر، قوچ ایگید دایی سینا – (خانم قیز خالاسینا چکر، خان اوغلان دایی سینا) – دختر خانم شبیه خاله اش میشود ، آقا پسر شبیه دایی ش.
خلقه ایت هورسه بیزه چاققال هوره ر – به مردم سگ پارس میکند به ما شغال.
خکه خکه دئیینجه قیش چیخار – تا تو بخواهی بگوئی خاکه (خاکه ذغال)، زمستان تمام شده.
خیاطین ایگنه سی ایتمسه گونده اون دانا کؤینک تیکه ر – اگرسوزن خیاط گم نشود روزی ده تا لباس میدوزد.
خیر وئر ، خیر گؤتور – خیر بده ، خیر بردار.
حاجی لِیلگین آرتیخ بالاسی – جوجه اضافی لک لک ( جوجهای که خود لکلک از لانه بیرون پرت میکند).
حق ایله باطلین آراسی دؤرد بارماقدیر – فاصله حق و باطل چهار انگشت است.
حق داشی آغیر اولار – سنگ حق سنگین است.
حق سؤز آجی اولار – حرف حق تلخ است.
میلچک میندار اولماز اوره ک بولاندیرار – مگس نجس نیست اما دل آدم را بهم میزند.
حق سؤز آخار سولاری ساخلار – حرف حق آبهای جاری را متوقف میکند.
حرصین دؤلته زیانی وار – عصبانیت به ضرر مال ودولت تمام میشود.