یوغون ایش گلینجه نازک اوزوله ر.
یوغون ایش
یوغون ایش گلینجه نازک اوزوله ر.
به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi
یوغون ایش گلینجه نازک اوزوله ر.
یوقاری باخیب غم ائلیینجه اشاغی باخیب دم ائله – نظیر: ار خسی افتدت به دیده منال / سوی آنکس نگر که نابیناست.
یوخاری باشدا یئر یوخدور، اشاغی باشا دا راضی دگیل – در صدر مجلس جا نیست به کفش کن هم راضی نمیشود.
یوخاری توپورسن بیغدیر (بوغ دور)، اشاغی توپورسن صقل (سققل) – بالا تف کنی سبیل، پائین تف کنی ریش.نظیر: وسط گیر کرده ام.
یوخاری کند سو ایچر، اشاغی کند آند – ده بالا آب میخورد، ده پائین قسم. نظیر: آنانکه به آتش نزدیکترند بیشتر گرم میشوند.
یوخ-ا قلم ایشله مز – نظیر: المفلس فی امان الله. و یا: خر لخت را پالان نگیرند.
یوخسوللوق عیب دگیل – نداری عیب نیست.
یوغورت قورتولاندان صونرا باتمانینان آلان چوخ اولار – بعد از اینکه ماست تمام شد خیلی ها پیدا میشوند که میخواهند آنرا من من بخرند.
یوکون یونگولی تز منزله چاتار – بار یبک زود به منزل میرسد.
یول حرامیسی اول یولداش حرامیسی اولما – حرامی راه باش اما حرامی دوست نباش.
یولچی یولچیلن ساواشدی ایتین گونی دوغدی – گدا با گدا دعوا کرد و بخت سگ آورد.
یوکون یونگولی تز منزله چاتار – بار یبک زود به منزل میرسد.
یوگورن آت آرپاسین آرتیرار – جو اسب تند رو را زیاد کنند.
یولچولوغا گئدن چؤلمگین دالیسیندا توتماز – نظیر: شتر دزدی و خم خم!
یولداش ئولمگین ایسترم، قره چولمگین ایسترم – مرگ دوست را خواهم، چونکه دیزی سیاهش را خواهم.
یولدان چیخماق عیب دگیل، یولا گلمه ماق عیبدیر – انحراف از راه عیب نیست آمدن براه درست عیب است.
یورت ییه سیز قالاندا دونقوز تپه یه چیخار – نظیر: ماه درخشنده چو پنهان شود / شب پره بازیگر میدان شود.
یورت ییه سیز قالاندا دونقوز تپه یه چیخار – نظیر: ماه درخشنده چو پنهان شود / شب پره بازیگر میدان شود.
ایله (ائله) ائلمه كه كؤرپى قالا چايين او تاييندا – كارى نكن كه پُل در آنسوى رودخانه بماند
یوخاری توپورسن بیغدیر (بغدور)، اشاغی توپورسن صقل (سققل) – بالا تف کنی سبیل، پائین تف کنی ریش.نظیر: وسط گیر کرده ام.
یوخسوللوق عیب دگیل – نداری عیب نیست.
یومورتاوون ساری سی یوخدور – اگر آدم از تو تخم مرغ بخرد زرده نخواهد داشت.
یوگورن آت ئوزونه قمچی یئدیتمز (یئدیرتمز) – اگر اسب تند رو باشد دلیلی نیست باو تازیانه بزنی.
یول حرامیسی اول یولداش حرامیسی اولما – حرامی راه باش اما حرامی دوست نباش.
یولچی یولچیلن ساواشدی ایتین گونی دوغدی – گدا با گدا دعوا کرد و بخت سگ آورد.
یولچولوغا گئدن چؤلمگین دالیسیندا توتماز – نظیر: شتر دزدی و خم خم!
يوولماميش قاشقدير – قاشق ناشسته است. نظير: دستش به عرب و عجم بند است.
ييب، اوسنوندن ده سو ايچيب – هم خورده هم رويش آب هم نوشيده. نظير: از هضم رابع گذرانده است.
یولسوزی یولا تاپیشیر – نظیر: بیدین را به دین حواله کن!
«ييرسن»ى خسته يه ديه للر – «ميخورى؟» را به مريض ميگويند. نظير: نيكوئى و پرسش؟
یولونان گئدن آزماز – نظیر: کس ندیدم که گم شد از ره راست.
ييه ن آغيز ئورگشه ر -نظير: آنكه خورده خورده دانش درد ميكند. و يا: از نخورده بگير بده به خورده.
ييه ن بولمز دوغرايان بولر (مراغى) – كسى كه ميخورد نداند، كسى كه نان را تقسيم ميكند داند.
یومورتاسی ترسه دوشوب – نظیر: کلافه شده است.
ييه ن اينن گييه نينكين الله يئتيره ر (ويا: بيجينن گيجينكين الله يئتيره ر) – نصيب خورنده و پوشنده را خدا رساند. نظير: ضامن روزى شده روزى رسان – چند بهر سوى دوم چون خسان.
یومورتاسی لخله دی (لق اولدی) – تخمش لق شد.
یومورتاوون ساری سی یوخدور – اگر آدم از تو تخم مرغ بخرد زرده نخواهد داشت.
يومروغى بيزه ويرمازلار – مشت به درفش نكوبند.
يومشاق يئرين بئلداريدير – بيل زن اراضى شل است. در مورد اشخاصى بكار ميبرند كه زحمتى بخود نميدهند.
یولا نردبان قویاق – نظیر: سخن نردبان راه است.
ائله ائله نه شيش يانسين نه كباب – كارى كن كه نه سيخ بسوزد و نه كباب.
.
ائله بير (ائله بیل) اوشاق قبريدور – مثل قبر بچه است. كفش بزرگ را تشبيه كنند. توضیح: در بعضی نقاط آذربایجان از تعبیر«ائله بیل» و در نقاط دیگر از تعبیر «ائله بیر» بمعنی «گویا، گوئی» استفاده میکنند.
ائله بير اؤلى (ئولو) قبردن خورتلويوب – مثل مرده اى است كه از قبر بيرون آمده باشد. اشخاص لاغر را تشبيه كنند.
ائله بير بولوت آلتيندان آى چيخيب – چنان كز گوشه ابر سيه فام / كند يك قطعه از مه عرض اندام. مهرويان را تشبيه كنند.
ائله بير بير آلمانى ايكييه بؤلوبلر – مثل سيبى هستند كه نصف كرده اند. منظور اينكه خيلى شبيه همديگرند.
ائله بير بيگلر بيگى فراشيدير. مامورين مصر و سمج را تشبيه كنند.
ائله بير داليسيجان آتلى قوور – گوئى سواره در حال تعقيبش است. اشخاصيرا ميگويند كه در را بشدت ميكوبند و عجله دارند.
ائله بير داليسيجان آتلى قوور – گوئى سواره در حال تعقيبش است. اشخاصيرا ميگويند كه در را بشدت ميكوبند و عجله دارند.
ائله بير دوه دن زينقيروو آسلانير – نظير: مانند فيل و فنجان هستند. مراد آنكه يكى قد بلند و ديگرى قد كوتاه است.
ائله بير دوه نعلبنده باخير – گوئى گاو به سراج نگاه ميكند. اشخاصى را كه غضب آلود نگاه كنند تشبيه نمايند.