هایی گئدیپ، وایی قالیپ – هایش رفته و وایش باقی مانده. منظور اینکه از پا افتاده است.
هایینان گله ن
هایینان گله ن هویونان گئده ر – ترجمه: آنچه با های آید با هوی نیز رود.
هر آغیزدان بیر آواز
هر آغیزدان بیر آواز گلیر – ترجمه: از هر دهان آوازی میاید.
هر آنقیرانا آخور
هر آنقیرانا آخور باغلاسان بوردان اصفهاناجان طویله اولار – نظیر: برای هر خر آخور نمی بندند.
هر انیشین بیر یوقوشی
هر انیشین بیر یوقوشی وار – ترجمه و نظیر: هر نشیبی را فرازی است.
هر ایته بیر چؤره ک
هر ایته بیر چؤره ک بورجلودور – ترجمه: (فلان کس) به هر سگ تکه نانی مقروض است.
هر ایشین بیر وختی
هر ایشین بیر وقتی وار – ترجمه: هر کاری زمانی دارد.
هر ائوین بیر قبله سی
هر ائوین بیر قبله سی وار – ترجمه: هر خانه ای قبله ای دارد. نظیر: هر خاتونی آشی پزد.
هر چه بد ترینه
هر چه بد ترینه گولور – ترجمه و نظیر: به جای بدتر خویش میخندد.
هر زادا الیمی ویریرام
هر زادا الیمی ویریرام قیرپی قالیر الیمده – نظیر: نانم آجر شده.
هر زادی قدّه سن
هر زادی قدّه سن گؤده لی، سؤزی قدّه سن اوزانی – هر چیز را که تا کنی کوتاه شود، حرف را که تا کنی طولانی شود.
هرزه سؤزون
هرزه سؤزون مرزه جوابی اولار – نظایر: جواب های و هوی است. گل بگو گل بشنو.
هر سقلدن بیر توک
هر صقالدان بیر توک چکسن کوسییه صقال اولی – ترجمه و نظیر: یکی یک مو به کچل دهند کچل مودار شود.
هر سقللی
هر صقاللی بابان اولماز – ترجمه: هر ریشو بابات نیست.
هر قرانلیغین بیر آیدینلیغی
هر قرانلیغین بیر آیدینلیغی وار – ترجمه: هر تاریکی را روشنائی در پی است.
هر قورولدایان قلیان
هر قورولدایان قلیان دگیل – ترجمه: هر چیزی که قر-قر کند قلیان نیست. توضیح: مردی که در خزینه حمام مشغول استحمام بود باد مخالفی از وی خارج شد و آب خزینه را قل قل بجوش آورد. اتفاقا کوری که پهلوی دست وی آب تنی میکرد گفت خدا پدرت را بیامرزد اگر قلیان چاق است بده یک پک هم من بزنم. آن شخص خندید و گفت: «هر قورولدایان قلیان دگیل.»
هر کس ئوز آدینا
هر کس ئوز آدینا چکر – نظیر: کس به غلط نام نگیرد.
هر کس ایسته سه
هر کس ایسته سه آروادین بوشییه اوستونه بیر آد قویار – ترجمه: هر کس بخواهد زنش را طلاق دهد (بهانه ای پیدا میکند و) نامی روی او میگذارد.
هر کسین اوشاغی
هر کسین اوشاغی ئوزونه گؤزه لدیر – ترجمه: فرزند هرکس بنظر او زیبا میاید.
هر کسه بیر ایش
هر کسه بیر ایش وار – نظیر: هر کسی را بهر کاری ساختند.
هر کسه دوست دئدیم
هر کسه دوست دئدیم دشمن جان اولدی منه – دشمن ئوز بختیم ایدی ایندی عیان اولدی منه – ترجمه: به هر کسی که جان گفتم دشمنم شد – حالا به من عیان شد که دشمن من بختم است.
هر کمالین بیر زوالی
هر کمالین بیر زوالی وار – نظیر: فواره چون بلند شود سرنگون شود.
هر کیم شله نی ییب
هر کیم شله نی ییب، گلینینن او یاتسین – ترجمه: هر کس که شله را خورده با عروس بخوابد. توضیح: در یکی از دهات قزوین شب زفاف داماد که در صحرا مشغوا آبیاری بود دیر وقت بخانه مراجعه کرد. مدعوین شام را که شله بلغور بود خورده و فراموش کردند سهم او را نگهدارند. وقتی که داماد رسید جریان را به اطلاعش رسانده و درخواست کردند که مختصر نان و پنیر خورده و خود را برای رفتن به حجله عروس آماده سازد ولی داماد با عصبانیت گفت: «هر کیم شله نی ییب…»
هر کیمین که باغی وار
هر کیمین که باغی وار، اوره گینده داغی وار – ترجمه: هر که را باغی است، در دلش داغی است.
هر گؤزه لده بیر عیب
هر گؤزه لده بیر عیب اولار – نظیر: بی عیب خداست.
هرگون نه تاپسان
هرگون نه تاپسان اودور – نظیر: روز از نو روزی ازنو.
هر گونون بیر ایشی
هر گونون بیر ایشی وار – ترجمه: هر روز کاری هست.
هر گئده ن
هر گئده ن گلسه قبرستانداکی ئولولر ده گلر – ترجمه: اگر قرار باشد هر کسی که میرود برگردد اموات قبرستان هم برمیگردند.
هر نه دئسن
هر نه دئسن ئوزووه قاییدار – هر چه بگوئی بخودت برمیگردد.
هر نه او تؤکوب
هر نه او تؤکوب، بو ییغیشدیریب – ترجمه: هر چه او ریخته، این جمع کرده.
هره ئوز قوتورون
هره ئوز قوتورون قاشیر – نظیر: کلب لیسد خویش، ریش خویش را.
هر اوخویان
هر اوخویان ملا نصرالدین اولماز – هر کسی که در بخواند ملا نصرالدین نمیشود.نظیر: نه هر که آینه سازد سکندری داند.
هر یانا یاخین
هر یانا یاخین، پاشا قاپیسیندان اوزاق – به هرجا نزدیک است اما از در خانه پاشا دور است.
هر یراقیم دوزلمیشدی
هر یراقیم دوزلمیشدی، قالمیشدی صقال دراغیم – نظیر: همه کار ها آراسته است – کارد کله بی دسته است.
هر یئرین بیر دبی وار
هر یئرین بیر دبی وار – ترجمه: هر جا رسم و آدابی دارد.
هر یانا یاخین
هر یانا یاخین، پاشا قاپیسیندان اوزاق – به هرجا نزدیک است اما از در خانه پاشا دور است.
هر یراقیم دوزلمیشدی
هر یراقیم دوزلمیشدی، قالمیشدی صقال دراغیم – نظیر: همه کار ها آراسته است – کارد کله بی دسته است.
هر یئرین دبی
هر یئرین بیر دبی وار – ترجمه: هر جا رسم و آدابی دارد.
هر یئمیشین دادی
هر یئمیشین بیر دادی وار – نظیر: هر گلی بوئی دارد.
هر یئمیشین
هر یئمیشین بیر دادی وار – نظیر: هر گلی بوئی دارد.
حكماوارين سویی دوشوب
هکماوارین (حكماوارين) سویی دوشوب – ترجمه: آب هکماوار به مزاجش ساخته است. توضیح: سابق که وسایل نقلیه مثل امروز وفور نداشت زنان تبریز برای استحمام در آب حمام هکماوار (حكم آباد) که از محلات دوردست تبریز است پای پیاده به راه میافتادند و عصری نیز پای پیاده به منزل مراجعت مینمودند. در نتیجه آنروز با اشتهای کامل غذا میخوردندو شب آتی رانیز در اثر خsتگی باصطلاح تخت میگرفتندو میخوابیدند و این دو معجزه را از برکت آب حمام هکماوار دانسته و بهمدیگر که میرسیدند میگفتند: «هکماوارین سویی…»
هله هاراسین گؤرموسن
هله هاراسین گؤرموسن؟! – ترجمه: حالا کجایش را دیدی؟! – توضیح: مردی دختری را به زنی گرفت. شب زفاف دختر علی الرسم رویش را محکم گرفته بود تا رونمائی از داماد بگیرد. داماد پس از آنکه هدیه به وی داد و چادر را رد کرد دید که عروس آبله رو است و با تعجب به وی گفت: معلوم میشود که آبله رو بوده ای! عروس جواب داد: حالا کجایش را دیده ای! مرد کمی که دقت کرد دید که یک چشم دختر نیز مصنوعی است و وقتی که این موضوع را به رخ او کشید پاسخ شنید: حالا کجایش را دیده ای! آنگاه که دستش را به گیسوان عروس برد دریافت که گیسش نیز عاریتی است. باز دختر همان جمله را تکرار کرد و وقتیکه همبستر شدند داماد دریافت که عروس دوشیزه نیز نبوده است خواست اعتراض کندعروس پیشدستی کرده گفت: از اول این را میگفتم!
هله یاراسی ساحالمییب
هله یاراسی ساحالمییب – نظیر: هنوز گاوش نلیسیده.
همان آشدیر
همان آشدیر همان کاسه – ترجمه و نظیر: همان آش است و همان کاسه.
هامپالیغووا گؤره دانیش
هامپالیغووا گؤره دانیش – ترجمه: نسبت به همپائی ات (سهم زمین زراعتت) اظهار عقیده کن.توضیح: «همپا» (هامپا) در زمان مالکین دهات و زمین های زراعی به سهمداران کوچک زمین گفته میشد که خودشان در ضمن جزو زارعین بودند.
هامپانی ایاقدان سالماغا گره کمز
هامپانی ایاقدان سالماغا گره کمز – همپا (زارع) را از هستی ساقط کردن نشاید. منظور اینست که وقتی از کسی توقعی دارید نباید در خرج تراشی افراط کرد.
همسایه همسایه اولسا
همسایه همسایه اولسا کور قیزیمی اره وئره رم – ترجمه: اگر همسایه، همسایه بود دختر کورم را شوهر میدادم.
همسایه نی الله تاپیشیریب
همسایه نی الله تاپیشیریب – همسایه را خداوند توصیه کرده است.
همنشینون بای ائله
همنشینون بای ائله، گؤره ن دئسین ها بئله – نظیر: همنشین تو از تو به باید.
هم زیارت هم تجارت
هم زیارت هم تجارت – نظیر: هم فال است و هم تماشا.