وار یوخی گتیریب علی بازارینا – نظیر: هرچه داشته روی دایره ریخته.
وار يوخى گتيريپ على بازارينا
وار یوخی گتیریب علی بازارینا – نظیر: هرچه داشته روی دایره ریخته.
وار یوخی گتیریب علی بازارینا – نظیر: هرچه داشته روی دایره ریخته.
وای اوندادیر شاه قاپیسین کورد آلا – ترجمه: وای به روزی که اکراد جلوی قصر سلطنتی را بگیرند.
وای اوندادیر چاروادار باجدار اولا – وای از روزیکه مکاری باجدار شود.
وبالی دییه نلرين بوینونا – گناهش بگردن راویان.
وردنه یئتیریر – نظیر: موشک میدواند.
وزنده یونگول قیمتده آغیر – وزنش سبك اما قيمتش گران. از این تعبیر جواهرات و زینت آلات را قصد کنند.
وزیر مالیندان – نظیر: از کیسه دولت.
وصیت یونگوللوقدور – وصيت كار را ساده تر ميكند، نظیر: از قائم کاری کار عیب نمیکند.
ولوله دن زلزله دن گئچیب – از ولوله و زلزله گذشته.
وئر آغزین یوم – بده و دهانش را ببند.
وئردوغون بیر یومورتا، اونو دا بیر تا بیر تا – همه بخشايش تو يك دانه تخم است، آن هم گاه و بيگاه، آن هم در حالی که ماتحت مرا لت و پار می کند. شکوه ماکیان است به خدا.
وئره ن ال آلان الین اوستونده دیر – دستی که میدهد از دستی که میگیرد برتر است.
لاری خوروزلار یاغ باغلار، قاریشقالار باغ باغلار (ریاحی). خروس هاي لارى فربه ميشوند اما مورچه ها باغ را شخم ميكنند.
نادری تختینده گؤروب – نادر شاه را بر تخت سلطنتش ديده است، مراد آنکه از عهد قدیم مانده است.
ناشیلیغی منیم باشیمدا چیخاردیر – دلاکی را در سر کچل من یاد میگیرد.
نوودانا (ناودانا) مینماق شوقوندان دوشدوم – دیگر از شوق سوار شدن به ناودان افتادم. روزی ملا نصرالدین سوار ناودان شد. بدیهی است که بزمین افتاد و دست و پایش شکست. وقتی که زنش بر بالین وی رسید و زبان به توبیخ گشود ملا تئی حرفش دویده گفت: ای زن، هیچ مگو که دیگر از شوق سوار شدن به ناودان افتادم.
نبضی منیم الیمده دیر – نبضش در دست من است.
نئجه باخیم گؤزوم گلین گؤزونه اوخشاسین؟ – چگونه نگاه كنم تا چشمم شبيه چشم عروس خانم باشد؟ نظیر: با هر سازی برقصم باز قبول نداری.
نخنكچى صاحب سلیقه اولار، قلبی ده شیشه دن نازک – ناخنکی (چشته خور) خوش سلیقه است، زود رنج هم هست. نخنکچی (ناخنکی، چشته خور) کسی را گویند که بجای خریدن جنس با نوک انگشت آنرا میچشد و مظنه اش را پرسیده رد میشود. مجازا به چشته خور نیز میگویند.
نرخین خبر آلمیر – نرخش را نمیپرسد.
نردبانی پله پله چیخاللار – نظیر: نردبان پله پله.
نسیه چاخیر ایکی یول کیفلندیره ر – شراب نسیه دو بار مستی آورد.
نسیه گیرمز کیسه یه – نسیه دسترس نمیشود (مورد قبول نیست).
نفس حقدندیر – نفس از حق است.
نفسی ایسّی یئردن گلیر – نفسش از جای گرم میاید.
نه قدر اوزاق اولسا یول یاخشیدیر، نه قدر یامان اولسا ائل (ایل) – ولو دور باشد راه چیز خوبی است، و لو بد باشد خویشاوند خوب است.
نه قدر قوجا اولسا مین جوانا دگر – نظیر: بدین شکستگی ارزد به صد هزار درست.
نقدی الدن وئرمه – نقد را از دست نده.
نوبه بیزه یئتیشنده یا حریفین پولی قورتولار یا چراغین پیی – وقتی نوبه بما میرسد یا پول حریف تمام میشود یا روغن چراغ.
نوشادوری برکدیر – نشادرش تند است (ماخوذ از داستان ملا نصرالدین).
نه اکرسن اونی بیچرسن – – نظیر: ای نور چشم من بجز از کشته ندروی (حافظ).
نه اومورسان باجوندان، باجون ئولور آجیندان – نظیر: کف دست که مو ندارد. چه میخواهند از او.
نه بالین ییه ره م، نه ده بلاسین چکره م – نظیر: نه شیر شتر نه دیدار عرب.
نه حمام، نه طاس؟ – نظیر: چه کشکی، چه پشمی؟
نه خورگین (خوراکین) آدام خوراکیدیر نه ناخوشلوغون آدام ناخوشلوغودور – مریضی به پزشک مراجعه و اظهار کرد: حکیم باشی، مو های ریشم درد میکند. پزشک پرسید: ناها را چه خورده ای؟ مریض جواب داد: نان و یخ. پزشک در حالیکه سرش را تکان میداد گفت: نه خوراکت خوراک آدم است و نه بیماریت!
نه دیندن گئچر نه دیناردان – نظیر: هم خدا را میخواهد و هم خرما را.
نه قاییریرام دریادا چاغیرام یا خضر یا الیاس – نظیر: چکار دارم زیر پای شتر بخوابم تا خواب آشفته ببینم؟!
نه نه سینین امجگین کسن دیر – سینه مادرش را هم میتواند ببُرد.
نه نه سینه نا محرمدیر – نظیر: ولد الزنای صحیح النسب است.
نه نه م منی داغ اوسته دوغوب – مادرم مرا بالاى كوه زاييده، نظیر: صندوق سر کسی نیستم.
نه نون وئره ن اولسیدی یئددی ایللیق سرکه سی اولمازدی – اگر مادرت بخشنده بود سرکه هفت ساله نمیداشت. توضیح: شخصی به مادرش مراجعه کرده گفت: یکی از رفقایم تقاضا دارد که یک بطری از آن سرکه هفت ساله ات را برایش بدهی. مادر گفت: «نه نون وئره ن اولسیدی…»
نه یاتدیم نه یوخی گؤروم – مگر خوابیدم که خواب هم ببینم؟!
نه یاتدوق نه اوزاندوق، حاضر اوغلان قازاندوق – نه خوابیدیم و نه دراز کشیدیم، اما یک پسر آماده نصیبمان شد!
نه یئر قبول ائلیر نه گؤی – نه زمین قبولش دارد نه آسمان.
نیزه ویراندور – نظیر: چشته خور است. کلاش است.
نیت هارا، منزل اورا – نیت هر کجا باشد منزل آنجاست.
نوکر گئدیر مکه یه، آغا گئدیر سید حمزه یه – ترجمه: نوکر به مکه میرود، اربابش به امامزاده سید حمزه (در تبریز). سید حمزه بقعه ایست در محله سرخاب تبریز که بنا به روایتی مدفن یکی از اولاد امام هفتم حضرت موسی ابن جعفر است و بعضی ها حدس میزنند که قبر سید حمزه وزیر غازان خان مغولی است.
نه تؤکسن آشوا ،چیخار قاشقوا – هرچه به آشت ریزی همان به قاشقت آید.
مال گئدر بیر یانا، ایمان گئدر مین یانا – نظیر: دزد راهی رود و صاحب کالا راهی (هندی)
مال صاحبینه اوخشار – ترجمه: کالا شبیه صاحبش میشود.