قوتدالاماخ

قوتدالاماخ (قوددالاماق، قورتدالاماخ) = (چیزی یا موضوعی را) = با چیزی ور رفتن، خود را با آن مشغول کردن، در مورد چیزی کنجکاوی بیهوده نمودن، مانند: او مسئله نی قوتدالاما = به آن موضوع بند نکن، مته به خشخاش نگذار. (بینی) انگشت در دماغ کردن= بورنونی قوتدالیر = انگشت در دماغش میکتد.

qutdalamax, quddalamaq(max)

نویسنده: Abbas Djavadi

Born in Iran, Abbas Djavadi studied linguistics and oriental studies in Austria, Turkey, and Germany (Ph.D.), taught in Cologne, and worked during 1985-2019 at Radio Free Europe/Radio Liberty (RFE/RL) as a journalist, service director, and regional manager.

مثل و یا واژه جالبی دارید که در اینجا نیست؟ به ما بفرستید.