دوستونان بازار دوستلوغی پوزار – نظیر: وصلت با خویش معامله با غیر.
دوستونان بازار
دوستونان بازار دوستلوغی پوزار – نظیر: وصلت با خویش معامله با غیر.
دوستونان بازار دوستلوغی پوزار – نظیر: وصلت با خویش معامله با غیر.
دوشاب آلمیشوق مربا چیخیب – شیره خریدیم مربا از آب در آمد.
دوغولمامیش اوغلانا دون بیچیر – برای پسری که هنوز نزائیده لباس میدوزد.
دؤیمه قاپیمی، دؤیرلر قاپووی – در کسی را مزن تا در تو را نکوبند.
دولانماغا یاد ئولکه، ئولمه گه وطن یاخشی – سرزمین بیگانه جهت سیر و سیاحت خوب است و وطن جهت مرگ.
دول آرواد گئجه یاریسی پشیمان اولار – زن بیوه نیمه شب پشیمان میشود.
دول آروادین دوواری آلچاق اولار – دیوار زن بیوه کوتاه است (مراد در مورد تهمت و حرف است.)
دول آروادین دیللری، قرجه یازین گونلری (مراغی).
دولت دووشانی عرابه اینن توتار – دولت خرگوش را با عرابه میگیرد.
دولت دولتی گتیره ر – ثروت ثروت آورد.
دولتدیلیغا تله سن تئز کاسیبلیغا دوشه ر – هر که در ثروتمند شدن عجله کند زودتر مستمند میشود.
دولی قوییه ایت دوشمز – سگ به چاه پُر نمیافتند.
دومان آلچاخدان قالخار، اوجانی گؤزلر – مه از پائین خیزد ولی متوجه بالا شود.
دوننکی مظنه یه یولداشیم دا حاضردیر – دوستم هم به مظنه دیروزی حاضر است. توضیح: سربازی در دکان قنادی مقدار معتنابهی شیرینی خورد و چون پول نداشت پس از کتکی مفصل او را از دکان بیرون راندند. روز بعد که همراه دوست سربازش از جلوی همان قنادی میگذشت خطاب به صاحب دکان گفت: «دوستم هم به مظنه دیروزی راضی است.»
دونقوزدان بیر قیل – نظیر: از خرس موئی.
دوه اوینایاندا قار یاغار – نظیر: رندی و هوسرانی در عهد شباب اولی.
دوه بیر خیال ائلر، سروان ایکی – شتر را یک خیال است و ساربان را دو خیال.
دوه (دَییرم) دگلم که ایکی یئرده ن نحرلنم – مگر من شترم که از دو طرف نحر شوم؟!
دوه دن بؤیوک فیل وار – نظیر: دست بالای دست بسیار است.
دوه سی ئولموش عربم – عرب شتر مرده ام.
دوه سین ساتان کؤشک آلامماز – هر که شترش را بفروشد حتی یک دایلاق هم نتواند خرد.
دوه قوشونا دئدیلر قاش دئدی قوشام، دئدیلر اوچ دئدی دوه یم – به شتر مرغ گفتند بدو گفت مرغم، گفتند پرواز کن گفت شترم.
دوه گؤردون؟ قیغینی دا گؤرمه دون! – نظیر: شتر دیدی؟ ندیدی!
دوه لی اینن قوهوملوق ائله ینین دروازاسی گن گره ک – نظیر: یا مکن با پیلبانان دوستی / یا بنا کن خانه ای در خورد پیل.
دوه نظرم، بئله گزه رم! – شتر نظر هستم و مانند شتر نظران راه میروم!
دوه نه قدر ئولی اولسا دریسی بیر سروانا یوکدور – شتر هر قدر هم که مردنی باشد پوستش برای ساربان یک بار حسابی است.
دوه نی چمچه اینن سوواریر – شتر را با قاشق آب میدهد.
دوه نی هارا چاغیراللار؟ یا مئشه یه اودونا، یا گیلانا دوگویه – نظیر: خر را که به عروسی میبرند برای خوشی نیست، برای آبکشی است.
دعوا چون (ايچون) قاضى، قاضى چون (ايچون) الله – حَكم دعوا قاضى است، حَكم قاضى خداست.
دعوا داغارجيق اوسته دير – دعوا سر لحاف ملاست.
دعوا چاناغيدور (و يا داغارجيغيدور) – نظير: پيراهن عثمان است. خون سياوش است.
دعوادا حلوا پايلامازلار – در زمان دعوا حلوا پخش نميكنند. نظير: دعوا اشگنك دارد / سر شكستنك دارد.
دعوا گونونده شير گره ك دالدالانماسين – روز دعوا شير باىد ترديد نكند.
دگمه دوشردير – نظير: زود رنج است.
دگمه منه، دگمييم سنه! – نظير: نى زما و نى ز تو رودم مزن.
دگنك دلى نين، سوپورگه گلينين – چماق ديوانه را است و جاروب عروس را.
دگيرمانچى دان آجيق ائليين چووالين بوش آپارار – هركه از آسيابان قهر كند جوالش را خالى ميبرد.
دگيرمانا گئتسه اصفهان خبرى گتيره ر – هر وقت به آسياب ميرود خبر از اصفهان مياورد.
دگيرمانين يئرينه باخ ايكى گونون ارينه – مراد آنكه مرد دو زنه مانند پر آسيا مدام در تلاش است.
دگيرمانين خوراكين يئتيرمه سن داش داشى سورتر – اگر خوراك آسيا را نرسانى سنگ ها همديگر را ميسايد.
دگيرمانين داغارجيغى توربا، داغارجيقدير – زينت آسياب تةبره و انبان است.
دلاك دلاكين باشين قيرخاندا پول آلماز – سلمانى كه سر سلمانى ديگر را بتراشد پول نميگيرد.
دلاكليغين بيزيم كچل باشيميزدا ئورگشير – دلاكى را در سر كچل ما ياد ميگيرد.
دل له زندن (دلاله زن) جيب كسن اسكيك اولماز – نظير: از بيشه شغال كم نيست.
دلى اوتانماز قوهومى (قومى) اوتانار – ديوانه خجالت نميكشد اقوامش خجالت ميكشند.
دلى ئوز گوجون بولمز – ديوانه به زور خود واقف نيست.
دلى ائلسيز، ائل دلي سيز اولماز – ديوانه بدون مردم، مردم بدون ديوانه نباشد.
دلى جريمه وئره ر، عقللى رشوه – ديوانه جريمه دهد، عاقل رشوه.
دلى چؤره كچيدن چؤره ك قاپاندا بقال باشينا ويرار -وقتيكه ديوانه از نانوا نان ميربايد بقال بر سرش ميزند.
دلى دلينى گؤرنده چماغينى گيزلده ر – ديوانه چو ديوانه ببيند چماقش را پنهان كند.