هر چه بد ترینه گولور – ترجمه و نظیر: به جای بدتر خویش میخندد.
هر چه بد ترینه گولور
هر چه بد ترینه گولور – ترجمه و نظیر: به جای بدتر خویش میخندد.
هر چه بد ترینه گولور – ترجمه و نظیر: به جای بدتر خویش میخندد.
هر زادا الیمی ویریرام قیرپی قالیر الیمده – نظیر: نانم آجر شده.
هر زادی قدّه سن گؤده لی، سؤزی قدّه سن اوزانی – هر چیز را که تا کنی کوتاه شود، حرف را که تا کنی طولانی شود.
هرزه سؤزون مرزه جوابی اولار – نظایر: جواب های و هوی است. گل بگو گل بشنو.
هر صقالدان بیر توک چکسن کوسییه صقال اولی – ترجمه و نظیر: یکی یک مو به کچل دهند کچل مودار شود.
هر صقاللی بابان اولماز – ترجمه: هر ریشو بابات نیست.
هر قرانلیغین بیر آیدینلیغی وار – ترجمه: هر تاریکی را روشنائی در پی است.
هر قورولدایان قلیان دگیل – ترجمه: هر چیزی که قر-قر کند قلیان نیست. توضیح: مردی که در خزینه حمام مشغول استحمام بود باد مخالفی از وی خارج شد و آب خزینه را قل قل بجوش آورد. اتفاقا کوری که پهلوی دست وی آب تنی میکرد گفت خدا پدرت را بیامرزد اگر قلیان چاق است بده یک پک هم من بزنم. آن شخص خندید و گفت: «هر قورولدایان قلیان دگیل.»
هر کس ئوز آدینا چکر – نظیر: کس به غلط نام نگیرد.
هر کس ایسته سه آروادین بوشییه اوستونه بیر آد قویار – ترجمه: هر کس بخواهد زنش را طلاق دهد (بهانه ای پیدا میکند و) نامی روی او میگذارد.
هر کسین اوشاغی ئوزونه گؤزه لدیر – ترجمه: فرزند هرکس بنظر او زیبا میاید.
هر کسه بیر ایش وار – نظیر: هر کسی را بهر کاری ساختند.
هر کسه دوست دئدیم دشمن جان اولدی منه – دشمن ئوز بختیم ایدی ایندی عیان اولدی منه – ترجمه: به هر کسی که جان گفتم دشمنم شد – حالا به من عیان شد که دشمن من بختم است.
هر کمالین بیر زوالی وار – نظیر: فواره چون بلند شود سرنگون شود.
هر کیم شله نی ییب، گلینینن او یاتسین – ترجمه: هر کس که شله را خورده با عروس بخوابد. توضیح: در یکی از دهات قزوین شب زفاف داماد که در صحرا مشغوا آبیاری بود دیر وقت بخانه مراجعه کرد. مدعوین شام را که شله بلغور بود خورده و فراموش کردند سهم او را نگهدارند. وقتی که داماد رسید جریان را به اطلاعش رسانده و درخواست کردند که مختصر نان و پنیر خورده و خود را برای رفتن به حجله عروس آماده سازد ولی داماد با عصبانیت گفت: «هر کیم شله نی ییب…»
هر کیمین که باغی وار، اوره گینده داغی وار – ترجمه: هر که را باغی است، در دلش داغی است.
هر گیرده کان گیرده دی، هر گیرده گیرده کان دگیل – ترجمه: هر گردوئی گِرد است ولی هر گِردی گردو نیست.
هر گؤزه لده بیر عیب اولار – نظیر: بی عیب خداست.
هرگون نه تاپسان اودور – نظیر: روز از نو روزی ازنو.
هر گئده ن گلسه قبرستانداکی ئولولر ده گلر – ترجمه: اگر قرار باشد هر کسی که میرود برگردد اموات قبرستان هم برمیگردند.
هر نه دئسن ئوزووه قاییدار – هر چه بگوئی بخودت برمیگردد.
هره ئوز قوتورون قاشیر – نظیر: کلب لیسد خویش، ریش خویش را.
هر اوخویان ملا نصرالدین اولماز – هر کسی که در بخواند ملا نصرالدین نمیشود.نظیر: نه هر که آینه سازد سکندری داند.
هارا گون اولسا قوروتون اورا سرر – نظیر: ابن الوقت است.
هاردا آش اولسا اوردا باشدی – نظایر: هرجا آش کچلک فراش. خاله خوش وعده است.
هاردان گلیرسن؟ چین و ماچیندن! تؤکولور پار و پاچندن! – نظیر: آن یکی پرسید اشتر را که هی – از کجا میائی ای فرخنده پی؟ گفت از حمام گرم کوی تو – گفت خود پیداست از زانوی تو!
هاممی دیللنسه، سن دینمه باری! ترجمه: حداقل تو صحبت نکن!
هامیسی بیر بئزین قیراغی دیر – ترجمه و نظیر: همه شان سر و ته یک کرباسند.
هانی پاپاغیم، هانی چماغیم؟ – ترجمه: کو کلاهم، کو چماقم؟
هایی گئدیپ، وایی قالیپ – هایش رفته و وایش باقی مانده. منظور اینکه از پا افتاده است.
هایینان گله ن هویونان گئده ر – ترجمه: آنچه با های آید با هوی نیز رود.
هر آغیزدان بیر آواز گلیر – ترجمه: از هر دهان آوازی میاید.
هر آنقیرانا آخور باغلاسان بوردان اصفهاناجان طویله اولار – نظیر: برای هر خر آخور نمی بندند.
هر انیشین بیر یوقوشی وار – ترجمه و نظیر: هر نشیبی را فرازی است.
هر ایته بیر چؤره ک بورجلودور – ترجمه: (فلان کس) به هر سگ تکه نانی مقروض است.
هر ایشین بیر وقتی وار – ترجمه: هر کاری زمانی دارد.
هر ائوین بیر قبله سی وار – ترجمه: هر خانه ای قبله ای دارد. نظیر: هر خاتونی آشی پزد.
هر چه بد ترینه گولور – ترجمه و نظیر: به جای بدتر خویش میخندد.
هر زادا الیمی ویریرام قیرپی قالیر الیمده – نظیر: نانم آجر شده.
هر زادی قدّه سن گؤده لی، سؤزی قدّه سن اوزانی – هر چیز را که تا کنی کوتاه شود، حرف را که تا کنی طولانی شود.
هرزه سؤزون مرزه جوابی اولار – نظایر: جواب های و هوی است. گل بگو گل بشنو.
هر صقالدان بیر توک چکسن کوسییه صقال اولی – ترجمه و نظیر: یکی یک مو به کچل دهند کچل مودار شود.
هر صقاللی بابان اولماز – ترجمه: هر ریشو بابات نیست.
هر قرانلیغین بیر آیدینلیغی وار – ترجمه: هر تاریکی را روشنائی در پی است.
هر قورولدایان قلیان دگیل – ترجمه: هر چیزی که قر-قر کند قلیان نیست. توضیح: مردی که در خزینه حمام مشغول استحمام بود باد مخالفی از وی خارج شد و آب خزینه را قل قل بجوش آورد. اتفاقا کوری که پهلوی دست وی آب تنی میکرد گفت خدا پدرت را بیامرزد اگر قلیان چاق است بده یک پک هم من بزنم. آن شخص خندید و گفت: «هر قورولدایان قلیان دگیل.»
هر کس ئوز آدینا چکر – نظیر: کس به غلط نام نگیرد.
هر کس ایسته سه آروادین بوشییه اوستونه بیر آد قویار – ترجمه: هر کس بخواهد زنش را طلاق دهد (بهانه ای پیدا میکند و) نامی روی او میگذارد.
هر کسین اوشاغی ئوزونه گؤزه لدیر – ترجمه: فرزند هرکس بنظر او زیبا میاید.
هر کسه بیر ایش وار – نظیر: هر کسی را بهر کاری ساختند.
هر کسه دوست دئدیم دشمن جان اولدی منه – دشمن ئوز بختیم ایدی ایندی عیان اولدی منه – ترجمه: به هر کسی که جان گفتم دشمنم شد – حالا به من عیان شد که دشمن من بختم است.