به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi

امثال و اصطلاحات rss

جازلاماق

(0)
06/30/2020

جازلاماق= برای برباد دادن و هدر دادن مال و اموال و پول بکار میرود. مثال : دده سیندن قالان پولی ،ائوی ، باغی بیر ایلدی کی جازلادی گئتدی.

دادار، داردار، دردر

دادار و یا داردار، دردر= (زبان کودکان) به معنی «بیرون از خانه»، مثلا: دردره گئداخ، دادارا گئتدی، دردره گئدک (برویم بیرون، مهمانی). همچنین: دادارلانماق: برای بیرون رفتن، خود را حاضر کردن و آماده شدن، مثلا: هارا گونده دادارلانیسان گئدی سن؟

ایلان هر یئره اَیری گدر

ایلان هر یئره اَیری گدر، اوز یوواسینا دوز گدر= مار به هر جا کج می رود ، اما به خانه خودش راست میرود.

گزمه‌گه غریب اؤلکه

گزمه‌یه غریب اؤلکه، اؤلمه‌یه وطن یاخچی: کشور غریبه برای گردش خوب است، وطن برای مُردن (هر قدر می خواهی در غربت بگرد، اما برای مردن وطن مناسب ترین جاست)

یاخینا گلمه

یاخینا گلمه یانیرام، اوزاغا گئتمه دونورام=زیاد به من نزدیک نشو که مرا می سوزانی، زیاد از من دور نشو که سردم می شود.

دیل چاشار

دیل چاشار دوزونی دییه ر – گاه زبان می لغزد و راستش را می گوید.

بورجلی بورجلونون

بوشلی (بورجلی، بورشلی، بوشلی)  بوشلونون ساغلیغین ایستر.

حکیم محرم دیر

حکیم محرم دیر – حکیم محرم است.

حق الی بیکار قالماز

حق الی بیکار قالماز، گئژ کسر، کارلی کسر – دست حق بیکار ننشیند. دیر میبُرد اما خوب میبُرد.

دوز یئرده یئریه بیلمیر

دوز یئرده یئریه بیلمیر، شوخومدا (شخمده) شیللاق آتیر – نظیر: قاچ زین را بگیر، اسب سواری پیش کشت. و یا: کار زمین را نساخته به آسمان میپردازد.

شیرینجه گل

شیرینجه گل، شیرینجه گئت – ترجمه: با خوشی بیا و با خوشی برو.

شرعده اوتانماخ

شرعده اوتانماق یوخدور – نظیر: لا حیاء فی الدین.

فمن يعمل

شخصى از ديگرى پرسيد: فارسى بلدى؟ مخاطب جواب داد: فمن يعمل! او با اين جمله مي خواست بگويد بله، كمى بلدم. سوال كننده خنديد و گفت: پس معلوم ميشود عربى هم ميدانى!

طرز کاربرد این سايت

این وب سایت دارای بیش از دوهزار و پانصد مثل ترکی آذری ایران است و تعداد روزافزونی واژگان و اصطلاحات ترکی آذری ایران است که معولا در فرهنگ های لغات ترکی یافت نمی شوند. در واقع این سایت از دو بخش عبارت است: یکم: ضرب المثل ها و دوم: لغات و اصطلاحات جالب و نایاب… ادامهٔ مطلب ›

خلقه ایت هورر

خلقه ایت هورر، بیزه چاققال = به مردم سگ پارس می کند، به ما شغال

ئولماخ، خیریلداماخ

ئولماخ (اؤلماخ) ئولماخدی، خیریلداماخ ندی؟! (مرگ مرگ است، دیگر خِر خِر کردن چرا؟) به این معنا که حالا که فلان وضع موجود هست و شما هم باید آن را تحمل کنید شکوه و زاری دیگر چه معنائی دارد؟

دیلی یانان

دیلی یانان، یوغوردی پوفلییه پوفلییه ییه ر: کسی که زبانش سوخته، حتی ماست را فوت میکند و بعد میخورد، به معنی اینکه اگر کسی از نتیجه یک کار ضرری دیده باشد، دفعه بعد قبل از اینکه چنین کاری انجام دهد ده بار فکر میکند که آیا این کار درست است یا نه.

سن اوخيينلرى من توخوموشام

سن اوخویانلاری من توخوموشام = «آن چه تو میخوانی آنها را خود من بافته ام (سروده ام).» مجازا این بدان معنی است که آنچه تومیگوئی برای من چیز نوی نیست، میدانم. این البته کمی لحن بی اهمیت جلوه دادن گفته های طرف مقابل را دارد و از این نگاه شاید توهین آمیز تفسیر شود.

سن اوخویانلاری من توخوموشام

اصطلاحی هست میگویند: سن اوخویانلاری من توخوموشام… به این معنی که «آن چه تو میخوانی آنها را خود من بافته ام (سروده ام).» مجازا این بدان معنی است که آنچه تومیگوئی برای من چیز نوی نیست، میدانم. این البته کمی لحن بی اهمیت جلوم دادن گفته های طرف مختطب را دارد و از این نگاه… ادامهٔ مطلب ›

آغزى اولان دانيشير

آغزى اولان دانيشير يعنى هر كسى كه دهانى دارد صحبت ميكند، اگرچه در باره موضوعى كه صحبت ميكند و حتى نظر ميدهد اصلا دانش و تخصصى ندارد.

داغدان گليپ

داغدان گليپ باغداكى نى قوور: از پشت كوه آمده و ميخواهد كسى را كه در باغ است بيرون كند (مجازا به اين معنى كه مهمان آمد صاحبخانه را بيرون كرد).

ايكى اششيين آرپاسى

.(فلان كس) ايكى اششيين آرپاسينى بولنمز (بولممز): (فلانى) حتى قادر نيست يك مقدار جو را بين دو خر هم تقسيم كند (خيلى بى عرضه است)

ساغ الوز بیزیم باشیمیزا

ساغ الوز بیزیم باشیمیزا (ترجمه تحت اللفظی: دست راست شما بالای سر ما) = به معنی امیدوام نصیب ما هم بشود، ما هم مانند شما موفق و از فلان چیز بهره مند شویم.

زیققینا زیققینا

زیققینا زیققینا دانیشماق (zıqqına zıqqına) هر بیش ایشی زیققینا زیققینا گورمک یعنی زورونان ائله مک، یاواش یاواش، تنبل تنبل، گوجنه گوجنه، اکراهینان

آرَک بارَک

در کمیجان به فردی که سخن چین باشد و از اینجا به آنجا حرف ببرد آرک بارک (Arək Barək) اطلاق می‌شود. در واقع معادل کلمه «سؤز گزدیرن» است.

آنا سوتی

(فلان شئی) ننه (آنا) سوتی کیمین حلالدی! = (فلان چیز) مثل شیر مادر حلال است!

عزرائیل اوشاق پایلییر

بیری دییپ: عزرائیل اوشاخ پایلییر. او بیری دییپ: منیمکین آلماسین، وئرمگی باشینا دگسین! یکی میگوید: عزرائیل بچه توزیع میکند. دیگری جواب میدهد: بچه مرا ازدستم نگیرد، توزیع بچه به سرش بخورد!

ایت ده گئتدی

ایت ده گئتدی، ایپ ده – هم سگ از دست رفت و هم طناب. یعنی: همه چیز از دست رفت.

قونشوم شاد

قونشوم شاد، من ده شاد – اگر همسایه من شاد باشد من هم شاد خواهم بود.

خیر ایسته

خیر ایسته قونشووا، خیر گلسین باشووا – نظیر: نیکی را نیکی آید. نیکی کن تا نیکی ببینی.

اؤلى ائششك

(فلان كس) ئوزو اؤلى (ئولى) ائششك آختارير نالين (نعلين) چكسين! – فلانى خودش دنبال خر مُرده ميگودد تا نعلش را بكشد و بردارد! يعنى او خودش محتاج است و از او نميتوان كمكى توقع داشت.

اوز وئرسن

اوز وئرسن آستار ايستر=رو بدهى آسترش را طلب ميكند!

آزا دئديلر

آزا دئديلر هارا گئديرسن؟ دئدى چوخون يانينا! – به «كم» گفتند كجا ميروى؟ گفت پيش «زياد.» به عبارتی دیگر: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.

مشه ده قورد آز ایدی

مشه ده قورد آزد ایدی، بیری ده گمی نن گلدی – در جنگل گرگ کم بود یكى هم با کشتی آمد! بمعنی: مزاحم کم بود یکی هم اضافه شد! در ضمن نگاه کنید به: آزوارایدیآجآدام……

آز وار ایدی آج آدام

آز وار ایدی آج آدام، بیری ده دوشدی باجادان – آدم گرسنه کم بود، یکی هم اضافه شد؛ و یا: مزاحم کم بود یکی دیگر هم آمد! و یا: آز ایدی آریق اوروق،بیری ده گلدی دابانی جیریق. ویا: مشه ده قورد آزدی، بیریده گمی نن گلدی = در جنگل گرگ کم بود یی هم با کشتی… ادامهٔ مطلب ›

یددی عباسی لیق توتون

یددی عباسی لیخ دان چکیر – توتون هفت عباسی میکشد. منظور اینکه اعیان است. توضیح: توتون چپق که قدیم الایام میکشیدند ارزانش سه عباسی و مرغوبش هفت عباسی بود (هر عباسی = یک ریال).

قویون قوزی

قویون قوزی ایاغینی باسماز – گوسفند پای بره را لگد نمیکند.

قویون کیمی

قویون کیمی تویدادا کسیلدیک یاسدادا کسیلدیک – مثل گوسفند سر ما را هم در عروسی بریدند و هم در عزا.

قویون دئیر

قویون دئیر باشیمی کسدین دینمه دیم، توکومو یولدون دینمه دیم ٬ووردوغون یومروق نه دیر؟ – گوسفند گوید سرم را بریدی چیزی نگفتم، پشمم را بریدی چیزی نگفتم، حالا چرا بمن مشت هم میزنی؟

اونومی اله میشم

اونومو اله میشم، قلبیریمی ده آسمیشام – من آردم را بیخته ام و قلبیرم را آویخته ام. یعنی کار من تمام است. من کارم را به سر رسانده ام.

دادانمیش، قودورموش

– دادانمیش قودورموشدان پیس دیر! – آموخته از خود باخته بد تر رفتار کند! منظور اینکه کسی که به چیزی عادت کرده از کسی که کنترل خود را از دست داده بد تر عمل میکند.

یارا وار

یارا وار باغلارلار، یارا وار داغلارلار – زخم هایی هست که می بندند ( میپوشانند ) تا خوب شود و در مقابل زخم هایی هست داغش میکنند تا خوب شود.

دیلی اولان دانیشیر

دیلی (آغزی) اولان دانیشیر دا – هر که زبان (دهان) دارد چیزی میگوید. منظور اینکه نظر دادن و حرف زدن که مسئولیت ندارد هر کس هر چه میخواهد میگوید!

دویماش (دویماج)

دویماجی خاتین (خاتون) ییه ر، یومروغی یتیم! – نان و کره و پنیر را خاتون میخورد و مشت را یتیم!

سن ایچین یه

سن ایچین یه من قابیغین گمیریم. ماخوذ از داستان نوکری است که خربزه را نازک قاچ میکرد و خدمت ارباب میبرد و خودش ته مانده پوست خربزه را میخورد.

چوخ گولن

چوخ گوله ن چوخ آغلار – کسی که زیاد بخندد زیاد گریه کند.

لای لای

سن کی لای لای باشاریسان، نیه ئوزوون یوخون توتمور؟ – تو که لالائی بلدی چرا خودت نمیخوابی؟ نظیر: گر تو بهتر میزنی، بستان بزن!

هاداران پاداران

هاداران پاداران دانیشیر – نظیر: پرت و پلا میگوید.

بابا دگیل

بابا دیی، وبادی – بابا نگو وبا بگو.

سققلیم یوخدی

سققلیم (ساققالیم) یوخدی (یوخدور)، سؤزومه قولاغ آسمیرلار – ریش ندارم و بخاطر همین به حرفم گوش نمیکنند.