شعر دییب قافیه سینده قالیب

شعر دییب قافیه سینده قالیب – ترجمه: شعری گفته و در قافیه اش گیر کرده.

شفا پیاله نین تکینده اولار

شفا پیاله نین تکینده اولار – ترجمه: شفا در ته پیاله است.

شفا حقدندور

شفا حقدندور حکیم گؤیول خوشلوغی – ترجمه: شفا کار خداست، طبیب مایه دلخوشی است و بس.

شافتالی گلمه میش

شفتالی گلمه میش طبقی گلدی – نظیر: حوض نساخته قورباغه پیدا شد.

شنبه وئریر

شنبه وئریر چهارشنبه چیخاردیر – منظور آنکه زود زود میزاید.

شوخلوغون آخری

شوخلوغون آخری دعوایا چکر – نظیر: شوخی شوخی آخرش جدی میشود.

شوره کتده قودوخ تاپیلمیشدی

شوره کتده (کندده) قودوق تاپیلمیشدی قالمیشدی ارکک دیشی سی – نظیر: لنگه کفش کهنه در بیابان نعمت خداست. مه در شب تیره آفتاب است.

شورون چیخاردیب

شورون چیخاردیب – ترجمه و نظیر: پاک شورش را در آورده.

شور ییه ن

شور ییه ن سویا گلر – ترجمه: کسی که شور خورد به جستجوی آب میپردازد.

شهری گؤره نه قلاووز

شهری گؤره نه قلاووز نه لازم؟ – ترجمه: کسی که شهر را میبیند راهنما لازم ندارد.

شیخ اوشماز

شیخ اوچماز، مرید لر اوچوردوللار – ترجمه: مرشد نمیپرد مریدانش می پرانند.

شووران مزاج

شووران مزاجدیر – ترجمه: خاکشی مزاج است.

شاهین دوه لری

شاهین دا دوه لری ایاق یالین گزه ر – شتر های شاه هم پا برهنه میگردند.

شادلیغووا شیونلیخ

شادلیقیوا شیونلیق ائله مه – نظیر: خوشی زیر دلت را نزند.

شامی اولمییانین

شامی اولمییانین چاشتی اولماز – ترجمه: آنکه شام ندارد چاشت هم نخواهد داشت.

شاه بیلر، شاهسون بیلر

شاه بیلر، شاهسون بیلر – ترجمه: شاه داند و شاهسون داند نظیر: صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

شاه چیچک چیخاردیب

شاه چیچک چیخاردیب (ریاحی) – ترجمه: شاه آبله درآورده است.

شاه خدا بنده

شاه خدا بنده، سنونکی سنده، منیمکی منده – عینا در میان فارسی زبانان رایج است: تو سی خودت، من سی خودم. توضیح: بین عوام مشهور است که منظور سلطان محمد خدابنده از بنای گنبد سلطانیه آن بود که پس از پایان ساختمان تربت مطهر حضرت امیر علیه السلام را از نجف به آنجا انتقال دهد. یک شب آن حضرت به خواب شهریار مغول آمده و خطاب به وی میفرماید: «شاه خدابنده، سنونکی سنده، منیمکی منده.»

شاه شاه دئدیگیم

شاه شاه دئدیگیم ئوز جانیم ایچوندو رجوع شود به: عمو عمو دییره م که…

شاه گلدیسیندن گئچدی – ترجمه: از شاه گلدی گذشت. مرادآنکه خیلی بطول انجامید.

شاهی خانم

شاهی خانم حب آتیب ماهی خانم اشیگه گئدیر – نظیر: شاه خانم زائیده، ماه خانم درد میکشد.

شاهین دالیسیجان

شاهین دا دالیسیجان چوخ سؤز دییه للر – ترجمه: پشت سر شاه هم خیلی حرفها میزنند.

شبده نی شهد ائلییب

شبده نی شهد ائلییب – نظیر: دسته گل به آب داده است.

شپخترین باشین گتیرمیسن

شپخترین باشین گتیرمیسن یا مظفریه نین قباله سین؟! – ترجمه: سر شپختر را آورده ای یا قباله مظفریه را؟! نظیر: تحفه نطنز آورده ای مگر؟! توضیح: مظفریه یکی از بزرگترین تیمچه های تبریز بود و شپختر (برخلاف تصور عده ای که آنرا ماخوذ از «ایشی پو…دور » (کارش زار است) میدانند تحریف شده کلمه اینسپکتور Inspecteur فرانسوی است. در زمان فتحعلی شاه یکی از سرداران روسیه تژاری با عنوان «اینشپختوری» مامور قفقاز میشود. این انتصاب اسباب وحشت شاه قاجار را فراهم میسازد و از اطرافیانش دفع شر او را میخواهد و بنا به روایتی افسانه آمیز ملا محمد اخباری چله مینشیند و اوراد و اذکار میخواند و تصادفا قبل از پایان چله سر «شپختر» که در توطئه ای بقتل رسیده بود به تهران میرسد.

شجانین (شجاعین) آغزین

شجانین (شجاعین) آغزین باغلاماقدان ئوتری دور – (این هم) بخاطر بستن دهان شجاع است. توضیح: شجاع الملک حاکم اهر یکی دو روز پس از ورود به محل ماموریتش میشنود که هیچیک از زنان در حمام لنگ نمی بندند. برای اینکه کر و فری نشان داده و خود نمائی کند دستور میدهد جار بکشند که از این تاریخ هر زنی در حمام لنگ نبندد شوهرش جریمه خواهد شد. با این ترتیب لنگ بستن بین خانم های اهر متداول میگردد. فقط آبگیر پیری که استطاعت خرید لنگ نداشت برای آنکه از حکم حاکم سرباز نزده باشد رسن نازکی را مانند شال دور کمرش میپیچد و دو دستمال کهنه را بعنوان ساتر از عقب و جلو به آن میاویزد و در پاسخ اشخاصی که تعرض میکنند این چه بازی است درآورده ای تو هم مثل سایرین لنگ ببند، میگوید: «آی بابا، این را هم که میبینید برای بستن دهان شجاع است!»

شرابا دوشوب

شرابا دوشوب – نظیر: به چاه ویل افتاده است.

شر ایش

شر ایش قالا قالا خیره دؤنر – ترجمه: شر به مرور تبدیل به خیر میشود.

شرعده اوتانماخ

شرعده اوتانماق یوخدور – نظیر: لا حیاء فی الدین.

شرع ظاهره حکم ائله ر

شرع ظاهره حکم ائله ر – ترجمه: شرع به ظاهر حکم میکند. نظیر: الظاهر عنوان الباطل.

شرع کسه ن بارماخ

شرع کسه ن بارماق آغریماز – نظیر: دستی که حکیم ببرد دیه ندارد.

شرعه گئده ن

شرعه گئده ن ئوز سؤزون دانیشار – نظیر: هر که تنها به قاضی رود راضی برگردد.

شیطان آتینا مینیب

شیطان آتینا مینیب – ترجمه و نشیر: بر خر شیطان سوار شده. مرغ یک پا دارد.

شیطان ئولمییب

شیطان ئولمییب – ترجمه: شیطان نمرده است. مراد آنکه تمام کم نیست.

شیطان باشقا

شیطان باشقا، جن باشقا – ترجمه: شیطان سواست و جن سوا.

شیطان فعله سی

شیطان فعله سیدیر – نظیر حمال بی مزد است.

شیطانینان داری

شیطانینان داری اکمیشوق – با شیطان ارزن کاشته ایم. مراد آنکه با آدم نا اهلی وارد یک شرکت شده ایم.

شییه ر شوخوم

شییه ر شوخوم (شیارو شخم)، هامیسی بیر توخوم (تخم) – نظیر: همه شان سر و ته یک کرباس است.

شیطان فعله سی

شیطان فعله سیدیر – نظیر: حمال بی مزد است.

پالچیخ

منیم پالچیخ دا گوردوغومی سن آینا دا گورمزسن – آنچه را که من در گل و لای میتوانم ببینم تو نمیتوانی در آئینه ببینی.

ایشچی

مین ایشچی دن بیر باشچی – از هزار کارگر یک سرپرست اولی تر است.

کوزه

مین کوزه یه قیرپ قویوپ – هزار کوزه را دسته گذاشته.

تورشولی آش

نه یئمیسن، تورشولی آش! – ترجمه: چه خورده ای؟ آش ترش! (آش گوجه). (در باره کسی میگویند که کتک حسابی بخورد).

آش

نه توکسن آشوا ،چیخار قاشقوا – هرچه به آشت ریزی همان به قاشقت آید.

روزی

روزی سی داردیر – نظیر: گنجشک روزی است.

رومی

رومی که دئدون، قضیه معلوم (فضولی).

ریحان مرزه

ریحان مرزه کردی سینه گئتمیر کی! نظیر: به مهمانی که نمیرود، باید متحمل زحمت شود.

ریشخند

ریشخندون بئش مین آلتون خرجی وار. – ترجمه: ریشخند پنج هزار سکه طلا خرج دارد.

آیران

هیچ کیم ئوز آیرانینا ترش دئمز – کس نگوید که دوغ من ترش است.

هیچه بنددیر

هیچه بنددیر (هئچه بت دی) – نظیر: به تار موئی بسته است.

هارا ایشیقدی؟!

هارا ایشیقدی؟ طویله بوجاغی! – ترجمه: کجا تاریک نیست؟ گوشه طویله!