پ..ووا گؤره بستان اک

پ..ووا گؤره بستان اک – ترجمه: به اندازه کودت جالیز بکار.

پ… ییه ن ایتی

پ… ییه ن ایتی ئولدورمزلر – نظیر: سگ جلال را نکشند. گ..ی خورده است باید ولش کرد.

پولی پول قازانار

پولی پول قازانار – ترجمه: پول پول آورد.

پول وئرسن

پول وئرسن مسجددن ملا چيخار – ترجمه: اگر پول دهى ملا را از مسجد بيرون آرى. نظير: با پول سر سبيل شاه نقاره ميزنند.

پول وئرميشوق

پول وئرميشوق ميخ طويله يه جان سوره جاغوق – پول داده ايم تا پاى آخور سواره خواهيم رفت.

پوخ میلچگی

پوخ میلچگین عطیر شوشه سینه سالسان باشی گیجله ر!

پیغمبرلر

پیغمبرلر شکسته نفس اولار، داغ گلمیر من گئدیرم – ترجمه: پیامبران شکسته نفس اند، حالا که کوه نمیاید من میروم. نگاه کنید به: داغ یئریمه سه…

پول وئره ن بورانی ییه ر

پول وئره ن بورانی ییه ر – هر که پول دهد بورانی خورد.

پول وئریب سؤز آلان

پول وئریب سؤز آلان پشیمان اولماز – هر که پول دهد و پند خرد پشیمان نشود.

پولدان قونشی

پولدان قونشی پایی اولماز – از پول، کاسه همسایه نشود («کاسه همسایه» هدایائی است که خانواده ها از ماکول و مطبوخ برای هم میفرستادند.)

پول وئریب

پول وئریب سؤز آلان پشیمان اولماز – هر که پول دهد و پند خرد پشیمان نشود.

پولوم جیبیمده

پولوم جیبیمده، عقلیم باشیمدا – عقلم در سر است و پولم در جیب. نظیر: پول گرد و بازار دراز.

پولون اولدی

پولون اولدی اللی آدون اولدی بللی، اولدی یوز گیر ایچینده اوز – پولت که رسید به پنجاه (پنج هزار) نامت مشهور شد، اگر رسید به صدتویش غلط بزن و شنا کن. سابقا پنجاه تومان و صد تومان تجارتی مخصوصا صد تومان ثروت سرشاری بود. مرحوم حاج کریم صدقیانی بار ها میگفت: «صد تومان یکی در دهن آدم و یکی هم در خزانه بانک است.»

پولون وار گیریش

پولون وار گیریش، یوخوندی سوروش – پول داری بفرما تو، نداری بفرما بیرون.

پولووی وئر پولا

پولووی وئر پولا، نه که کال کولا – پول بده پول بخر نه که کال و کول بخر.

پولی آز اولانین

پولی آز اولانین غصه سی ده آز اولار – هر که پولش کمتر درد و غصه اش کمتر.

پولی کاغذدان دوغرامازلار

پولی کاغذدان دوغرامازلار – پول را از ماغذ نمی برند. مراد آنکه در خرج پول نباید اصراف کرد.

پولی یاخشی دیر

پولی یاخشی دیر ئوزی پیس؟ – یعنی پولش خوبست اما خودش بد است؟!

پیاده آتلییه گولمه سه

پیاده آتلییه گولمه سه ایشی گئچمه ز – اگر پیاده بحال سوار نخندد کارش روبراه نشود.

پیچاق ئوز دسته سین کسمه ز

پیچاق ئوز دسته سین کسمه ز – کارد دسته خود را نبرد.

چاق بنده دایانیب

پیچاق بنده دایانیب – کارد به استخوان رسیده.

پیچاق ویرسان

پیچاق ویرسان قانی چیخماز – کاردش بزنی خونش در نمیاید. مراد آنکه اوقاتش بسیار تلخ است.

پیچ پیچ ائو ییخار

پیچ پیچ ائو ییخار – حرفهای بیخ گوشی خانه بر باد میدهند.

پیرووه داش آتیرسان

پیرووه داش آتیرسان؟ – به مرشدت سنگ میپرانی؟ نظیر: به لقمان حکمت میاموزی؟!

پیس اویناماغی بس دگیل

پیس اویناماغی بس دگیل، چؤکور ده – نظیر: میمون هرچه زشت تر بازیش بیشتر.

پیس تویوخ

پیس تویوق برک یومورتدار، ئوزو ده ایکی ساریلی – نظیر: تنبل به آب نمیرفت، وقتیکه میرفت خمره میبرد.

پیس پیسلی

پیس پیسلی بالاسین دووار اوسته گؤردی دئدی آغ بالدیرلارووا نه نون قربان – سوسکه بچه اش را روی دیوار دیده گفت: «قربان ساقهای بلورینت!»

پیس پیسلی نی سوپوره للر

پیس پیسلی نی سوپوره للر گئده ر ائوین اشاغی باشینا، قاییدار باش یوخاری دییه ر ائودی، اشاغیسی دا اولار یوخاریسی دا – سوسکه را جاروب میکنند میرود پائین اتاق، بعد سلانه سلانه رو به بالای اتاق نهاده میگوید: اتاق صدر هم دارد کفش کن هم.

پیسر همان پیسردی

پیسر همان پیسردی، ال دگیشیلیب – پس گردن همان است که بود فقط دست عوض شده. نظیر: سر زلف تو نباشد سر زلف دگرى است، از برای دل ما قحط پریشانی نیست.

پیسری اگدیخجا

پیسری اگدیقجا سالا للار (سالارلار) – هر قدر گردن خم کنی پس گردنی زنند. نظیر: تا خم شده ای بار گذارند به پشت.

پیسلیغینا گؤره

پیسلیغینا گؤره گؤزی شورلوغو دا وار – بهمان اندازه که بدجنس است نظر باز هم هست.

پیسه پیس دییبلر

پیسه پیس دییبلر یاخشی یه یاخشی – بد را بد گویند و خوب را خوب.

پیشمیشین دادی

پیشمیشین دادی یاغدیر، آشپزین اوزی آغدیر – لذت غذا با روغن است.

راهداردان قاچان

راهداردان قاچان حرامییه توتولار – نظیر: هر که گریزد ز خراجات شاه – بارکش غول بیابان شود.

پیشیک آسقیردی

پیشیک آسقیردی صبر گلدی – گربه عطسه کرد صبر آمد. نظیر خر گوزید و کرایه باطل شد.

پیشیک ئولدورور

پیشیک ئولدورور گؤز قورخودور – گربه میکشد تا مردم را بترساند.

پیشیک ائوده ن چیخاندا

پیشیک ائوده ن چیخاندا سیچانلار باش قوپاردی – وقتی گربه از خانه بیرون رود موشها کله میکنند.

پیشیک بالاسین

پیشیک بالاسین ایسته دیغیندان ییه ر – گربه بچه اش را از فرط محبت میخورد.

پیشیک پیشیگی نوودان

پیشیک پیشیگی نوودان (ناودان) اوسته ایشه توتار – گربه گربه را روی ناودان بکار میگیرد. مقصود آنکه ارباب رجوع هیچوقت زمان و مکان را مراعات نمیکنند.

پیشیک ده ده سی

پیشیک ده ده سی خیرینه سیچان توتماز – گربه بخیر بابایش موش نمیگیرد. منظور اینکه بندرت کاری صرفا برای رضای خدا انجام میگیرد.

پیشیک قویروغون

پیشیک قویروغون نقارییه وئریب – گربه دُمش را به نقاره زده است.

پیشیک کدبانونی

پیشیک کدبانونی کور ایسته ر – گربه کوری کدبانو را خواهد. نظیر: گرگ بازار آشفته میخواهد.

پیشیگه دئدیله ر

پیشیگه دئدیله ر فضله ن درماندی، اوستونی قویلادی (ویا: پیشیگه دئدیلر پ.. درماندیر س.. اوستونی باستیردی) – گربه را گفتند فضله ات درمان است زیر خاک پنهانش کرد.

پیشیگی دارا قیسناسان

پیشیگی دارا قیسناسان ال اوزووی جیرماقلار – گربه را که در تنگنا قرار دهی چنگت زند. نظیر: وقت ضرورت چو نماند گریز / دست برد بر سوی شمشیر تیز.

پیشیگیم پیشیگیم

پیشیگیم پیشیگیم یولا گئتماق اولار – با کجدار و مریز میتوان مماشات کرد.

پیشیگیمیز اوغلان دوغوب؟

پیشیگیمیز اوغلان دوغوب؟ – گربه مان بچه نر زائیده؟ مراد آنکه این همه چراغانی برای چیست؟

پیشیگین آغزی

پیشیگین آغزی اته یتیشمز دییه ر واه واه، نه پیس ایی وئریر! – دهان گربه به گوشت نمیرسد، میگوید وای، چه بوی بدی میدهد! نظیر: اگر لوطی نگوید بگندم عالم میگندد.

پیشیگین دردی

پیشیگین دردی ایتی ئولدوره ر – درد گربه سگ را میکشد.

پیغمبر اول ئوز جانین

پیغمبر اول ئوز جانین دعا ایلییب – پیغمبر اول برای جان خودش دعا کرده. نظیر: چراغی که بخانه رواست به مسجد حرام است.

پیغمبرلرده

پیغمبرلرده بس نیه جرجیسی تاپدون؟ – از میان پیغمبران چرا جرجیس را پیدا کردی؟ توضیح: موشی که در میان دندانهای گربه اسیر گشته بود گربه را گفت: «اگر میخواهی که خون من دامنگیرت نشود نام یکی از انبیای سلف را ببر و آنگاه مرا طعمه خود ساز.» منظورش این بود که گربه را به حرف وادار سازد که بلکه دهان گشاید تا شاید بتواند خود را از مخمصه خلاص کند. ولی گربه که هوشیار بود اسامی پیغمبران را یکی یکی از مد نظر گذرانده و یکدفعه در حالیکه دندانهایش را بیش از پیش فشار میداد گفت: «جرجیس!» موش در حالیکه بخت بد خویش را نفرین میکرد گفت: «از بین پیغمبران حالا چرا جرجیس را پیدا کردی؟!»