اللشماخ = جد و جهد کردن، برای نیل به هدفی تلاش نمودن
اللشماخ
اللشماخ = جد و جهد کردن، برای نیل به هدفی تلاش نمودن
به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi
اللشماخ = جد و جهد کردن، برای نیل به هدفی تلاش نمودن
(فلان شئی) ننه (آنا) سوتی کیمین حلالدی! = (فلان چیز) مثل شیر مادر حلال است!
بیری دییپ: عزرائیل اوشاخ پایلییر.
او بیری دییپ: منیمکین آلماسین، وئرمگی باشینا دگسین!
یکی میگوید: عزرائیل بچه توزیع میکند.
دیگری جواب میدهد: بچه مرا ازدستم نگیرد، توزیع بچه به سرش بخورد!
ایت ده گئتدی، ایپ ده – هم سگ از دست رفت و هم طناب. یعنی: همه چیز از دست رفت.
قونشوم شاد، من ده شاد – اگر همسایه من شاد باشد من هم شاد خواهم بود.
خیر ایسته قونشووا، خیر گلسین باشووا – نظیر: نیکی را نیکی آید. نیکی کن تا نیکی ببینی.
(فلان كس) ئوزو اؤلى (ئولى) ائششك آختارير نالين (نعلين) چكسين! – فلانى خودش دنبال خر مُرده ميگودد تا نعلش را بكشد و بردارد! يعنى او خودش محتاج است و از او نميتوان كمكى توقع داشت.
اوز وئرسن آستار ايستر=رو بدهى آسترش را طلب ميكند!
آزا دئديلر هارا گئديرسن؟ دئدى چوخون يانينا! – به «كم» گفتند كجا ميروى؟ گفت پيش «زياد.» به عبارتی دیگر: خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.
آز وار ایدی آج آدام، بیری ده دوشدی باجادان – آدم گرسنه کم بود، یکی هم اضافه شد؛ و یا: مزاحم کم بود یکی دیگر هم آمد! و یا: آز ایدی آریق اوروق،بیری ده گلدی دابانی جیریق. ویا: مشه ده قورد آزدی، بیریده گمی نن گلدی = در جنگل گرگ کم بود یی هم با کشتی آمد! (همه به یک معنی).
یددی عباسی لیخ دان چکیر – توتون هفت عباسی میکشد. منظور اینکه اعیان است. توضیح: توتون چپق که قدیم الایام میکشیدند ارزانش سه عباسی و مرغوبش هفت عباسی بود (هر عباسی = یک ریال).
قویون قوزی ایاغینی باسماز – گوسفند پای بره را لگد نمیکند.
قویون کیمی تویدادا کسیلدیک یاسدادا کسیلدیک – مثل گوسفند سر ما را هم در عروسی بریدند و هم در عزا.
قویون دئیر باشیمی کسدین دینمه دیم، توکومو یولدون دینمه دیم ٬ووردوغون یومروق نه دیر؟ – گوسفند گوید سرم را بریدی چیزی نگفتم، پشمم را بریدی چیزی نگفتم، حالا چرا بمن مشت هم میزنی؟
اونومو اله میشم، قلبیریمی ده آسمیشام – من آردم را بیخته ام و قلبیرم را آویخته ام. یعنی کار من تمام است. من کارم را به سر رسانده ام.
کاسب ایتی نین آدینی قویار «گوموش»! – آدم بی پول نام سگش را میگذارد «نقره»! اشاره به کسانی است که مال خود را بالا تر و بهتر از همه تصور میکنند.
– دادانمیش قودورموشدان پیس دیر! – آموخته از خود باخته بد تر رفتار کند! منظور اینکه کسی که به چیزی عادت کرده از کسی که کنترل خود را از دست داده بد تر عمل میکند.
یارا وار باغلارلار، یارا وار داغلارلار – زخم هایی هست که می بندند ( میپوشانند ) تا خوب شود و در مقابل زخم هایی هست داغش میکنند تا خوب شود.
دیلی (آغزی) اولان دانیشیر دا – هر که زبان (دهان) دارد چیزی میگوید. منظور اینکه نظر دادن و حرف زدن که مسئولیت ندارد هر کس هر چه میخواهد میگوید!
دویماجی خاتین (خاتون) ییه ر، یومروغی یتیم! – نان و کره و پنیر را خاتون میخورد و مشت را یتیم!
سن ایچین یه من قابیغین گمیریم. ماخوذ از داستان نوکری است که خربزه را نازک قاچ میکرد و خدمت ارباب میبرد و خودش ته مانده پوست خربزه را میخورد.
چوخ گوله ن چوخ آغلار – کسی که زیاد بخندد زیاد گریه کند.
سن کی لای لای باشاریسان، نیه ئوزوون یوخون توتمور؟ – تو که لالائی بلدی چرا خودت نمیخوابی؟ نظیر: گر تو بهتر میزنی، بستان بزن!
هاداران پاداران دانیشیر – نظیر: پرت و پلا میگوید.
بابا دیی، وبادی – بابا نگو وبا بگو.
سققلیم (ساققالیم) یوخدی (یوخدور)، سؤزومه قولاغ آسمیرلار – ریش ندارم و بخاطر همین به حرفم گوش نمیکنند.
چونکی اولدون دگیرمانچی، چاغیر گلسین دن کوراوغلو – نظیر: خود کرده را تدبیر نیست!
بو حنا (خینا) او حنالارا بنزه مز – این حنا از آن حنا ها که میشناسی نیست!
دونیانی بوغدا توتسادا کهلیگین روزیسی چینقیلدیر – یعنی بعضی ها هستند که دنیا پر از نعمت هم بشود نصیب آنها چیزی بیشتر از نان و پنیر نیست.
آتين ئولومی آرپادان اولسون – کاش مرگ اسب از فرط جو خوردن باشد!
قويونون گره ك ديبينده سويو اولا! – چاه باید در ته اش آب داشته باشد.
سويو بولانديرير باليق توتا! – آب را گل آلود میکند تا ماهی بگیرد!
سو آیدینلیق دیر (آیدینلیخدی) – ریختن آب چیز خوش یمنی است.
تویدان صونرا ناغارانین فایداسی اولماز – منظور: ساز و اواز بعد از عروسی بی فایده است. ن. تویدان سورا حنا…
toydan sora
دادلی سؤز جان آرزوسو، دادسیز سؤز باش آغریسی – حرف شیرین آرزوی جان است و حرف تلخ درد سر.
دادمامیسان قاز اتینی، نه بیلیرسن لذّتینی؟ – تو گوشت غاز را نچشیده ای، البته لذتش را نمیدانی!
من دگیلدیم، الیم ایدی، بقال اوغلی کریم ایدی! – نظیر: کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!
لپه نی دئمه دويونو ده، دونه نی دئمه بويونو ده – از لپه نگو از برنج بگو، از ديروز نگو از امروز بگو. نظیر: داشتم داشتم حساب نيست دارم دارم حساب است.
نسيه موقوف حتي سنه ده – نسيه حتي براي تو ممنوع.
دوستوم منی یاد ائله سین ، بیر ایچی بوش گیردکانلا – کاش دوست ما را یاد کند، حتی با یک گردوی تو خالی!
بَی وئره ن آتین دیشله رینی سایمازلار – دندان های اسبی را که هدیه داده باشند، نمیشمارند.
یاخینا گلمه اییین گلیر ، اوزاغا گئتمه جانیم چیخیر – نزدیک نیا که بو میدهی، دور نرو که دوری ات مرا از پا در میاورد.
یومورتاسیندان چیخمامیشدان باش یاریر – از تخم مرغ بیرون نیامده سر مردم را میشکند.
ساخلا سامانی ، گلر زامانی – کاه را نگه دار تا زمانش سر یرسد.
قویونو قازان گن قازار ، درین قازار ، اؤزونه قازار – کسی که چاه ترا می کند، چاه بزرگی می کند، چاه عمیقی می کند و برای خودش می کند.
آغاج گؤره نده٫ هیز ایت قاچار – سک پررو وقتی چوب را ببیند پا به فرار میگذارد.
آغ یارما٬ قارا گون اوچوندور – گندم سفید برای روز سیاه است.
کاسیب گییسه دییه رلر هاردان تاپدین ، دولتدی (دولتلی) گییسه دییه رلر مبارکدیر – آدم فقیر چیز نوی بپوشد میگویند از کجا پیدا کردی؟ آدم پولدار اگر لباس جدیدی بپوشد میگویند مبارک باشد!
آشاغی دا ایله شمیر ، یوخاریدا یئر یوخدو – پائین نمی نشیندّ بالا هم جا نیست.