کاسیبین سؤزو ، یورغونون گؤزو – حرف آدم فقیر مثل چشمان آدم خسته است.
کاسیبین سؤزی
کاسیبین سؤزو ، یورغونون گؤزو – حرف آدم فقیر مثل چشمان آدم خسته است.
به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi
کاسیبین سؤزو ، یورغونون گؤزو – حرف آدم فقیر مثل چشمان آدم خسته است.
ده وه نی چؤمچه ینه ن سووارمازلار – آب شتر را نمیتوان با قاشق داد.
ده وه نین آیاغی آلتیندا قاریشقا ازیلمه ز – مورچه ای که زیر پای شتر بماند له نمیشود.
یئر برک اولاندا ئوکوز ئووکوزدن اینجی یر – زمین که سفت باشد گاو از گاو می رنجد.
یاغ یؤغورتداندی،یؤغورت یاغدان – کره از ماست بعمل اید و ماست از کره.
قونشی قونشویاباخارجانینی اودایاخار – نظیر: خلق را تقلیدشان بر باد داد، ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.
بو خمیر چوخ سو آپارار – این خمیر آب زیاد لازم دارد. نظیر: این رشته سر دراز دارد.
علی بؤرکون ولی یه، ولی بؤرکون علی یه – کلاه علی به سر ولی، کلاه ولی به سر علی.
عزب گؤرمه میسن دییرسن بس کی ددون ده عزب دیر – عزب ندیده ای فکر میکنی پدرت هم عزب است. نظیر: گمان میکند علی آباد هم دهی است.
مربّع وار؟ – وار، آما نه او غلیظلیقدا! – مربا داری؟ – دارم، اما نه به آن غلیظی! گویند طلبه ای که احتیاج به مربا داشت من باب فضل فروشی از بقال پرسد: مربّع! داری؟ بقال هم جواب داد: دارم، اما نه به آن غلظت!
دالیدان فرنگیز قاباخدان چنگیز – از پشت فرنگیس، از جلو چنگیز. به کسانی گفته میشود که از پشت شبیه خانم ها و از جلو شبیه آقایان هستند. معنائی تا حدی توهین آمیز دارد.
عیبلی عیبین بیلسه باشینا پالاز اؤرتر – اگر کسی که عیبی دارد عیبش را میدانست لحاف به سرش میکشید.
مسلمان، سنون آندووا ایناناخ یا خوروزون قویروغونا؟! – ای مسلمان، قسم ترا باور کنیم یا دم خروس را؟! مسلمانی خروس یکی از ارامنه را دزدید و زیر عبایش قایم کرده به راه افتاد. ارمنی خبردار شد و از پشت مسلمان رسید و خروس را مطالبه کرد. مسلمان بی آنکه ملتفت شود که دم خروس از زیر عبا پیداست قسم های موکد میخورد که روح من از این قضیه بیی خبر است. ارمنی نیز میگفت: «مسلمان، به قسمت باور کنیم یا به دم خروس؟»
چالمادان اوينور (چالمامیشدان اوینور) = (تحت اللفظی: نزده ميرقصد): موسیقی شروع نشده، می رقصد. مراد آنکه مثل اینکه مدتها منتظر همین بود. به كسى گفته ميشود كه كارى را بدون خواهش و تمنا و ناز و منت انجام دهد.
Çalmadan oynur.
تات سؤزونو توتارلار، تات سوزینه قویمازلار (اویمازلار؟) – نظیر: به حرف روستائی (در اینجا: انسان یکجا نشین، برعکس چادر نشین) گوش می دهند، اما عمل نمی کنند.
تات آتا میندی، تاریسین تانیمادی – تات سوار بر اسب شد و خالقش را نشناخت (در مقایسه با این مثل که: تورکی آت اؤلدرر، تاتی ات).
دالی یا قالسان دئیرلر گيجدی ، قاباغا گئچسن دییرلر بيج دی – عقب بمانى ميگويند گيج است، جلو بزنى ميگويند زرنگى ميكند.
یاس ییه سی اوغونوب، یاسا گلن اوغونمییپ! – صاحب عزا آرام شده، مهمانی که به عزاداری آمده ول کن نیست! نظیر: کاسه داغ تر از آش.
آغیر اوتور باتمان گل – منظور اینکه زیاد پر حرفی نکن بلكه رفتار بیش از حد با طمانینه و سنگینی از خود نشان بده. این مثل بیشتر با یک لحن طنز آميز گفته میشود به این معنی كه اگر چه نیازی و دلیلی برای این رفتار سنگین نیست اما خودت را طوری نشان بده که گویا خیلی آدم متین و سنگینی هستی تا از تو حساب ببرند.
ایستیرسن بال چؤره ک، آل الووه بئل کوره ک – نظیر: هر که را طاووس باید جور هندوستان کشد.
یازان سن، پوزان سن، کیم دییر یالانسان! – منظور اینکه خودت مینویسی و خودت پاک میکنی یعنی اختیار همه چیز در دست توست حالا چه کسی میتواند بگوید که دروغ میگوئی و حق بجانب تو نیست؟!
یارانین قورویار قانی، گینه قالار قاسناغی،. نظیر مثل فارسی: زخم به گردد ولی ماند نشانش سالها.
مچيدين (مسجدين) قاپيسى آچيخدى، بس پيشيگين حياسينا نه اولوپ؟! – گيرم كه در مسجد باز است، پس شرم و حياى گربه كجا رفته است (كه وارد مسجد ميشود)؟!
پولونی وئرن توتگی چالار، و یا: او اردبیل توتگی دیر، پولون وئرن چالار – هر که پولش را بدهد نی را مینوازد، و یا: نی اردبیل است هرکس پول بدهد آن را مینوازد.
گویند کسی عازم اردبیل بود بچه ها دورش جمع شدند و هر بچه ای میخواست او از اردبیل یک نی برای نواختن بیاورد. یک کودک هم که در عین خواستن نی پولش را هم به آن کس داد. او هم در جواب گفت: سن چالدون! (تو نواختی)، پولونی وئرن توتگی چالار.
————–
با استفاده از یادداشت آقای رضا جنتی راد در فیس بوک
سؤز وار داغا چیخاردار، سؤز وار داغدان اندیرر – منظور اینکه: بفرما و بنشین و بتمرگ همه به یک معنا هستند ولی تاثیرشان کاملا متفاوت است.
آقا دییر سور دره یه، سن ده سور دره یه! – ارباب که میکوید بزن به دره، تو هم بزن به دره! – منظور اینکه هر دستوری که شد باید اجرا کنی (این مثل بیشتر بصورت طنز و در تنقید اطاعت کورکورانه استفاده میشود).
آلاداغدا يير، بالاداغدا س..چير – منظور اينكه زندگى بى خيال و بدون نگرانى دارد، هر جا خواست ميماند و ميرود و هر چه خواست ميكند.
واری اولان تاخار یوخو اولان باخار – کسی که دارد استفاده می کند کسی که ندارد تماشا میکند. نظیر: دارندگی و برازندگی.
اوشاغا ایش دیه، دالیسیجان گئت – به معنی: کار سپردن به بچه کار خود را زیاد کردن است.
سوغان یئمه میسن، ایچون نییه گؤینور؟ – نظیر: آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.
سؤز وار خلق ایچینده، سؤز وار حلق ایچینده – نظیر: هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد.
منه سو چیخماز، سنه پول کی چیخار! – از این کار آب گیر من نمیاید، اما پول که گیر تو میاید! گویند حاجی میرزا آغاسی صدر اعظم محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود. روزی که به بازدید چاه ها رفت مقنی گفت کندن چاه در این منطقه بی حاصل است چون این زمین آب ندارد. حاجی جواب داد آب گیر من نمیاید اما پول که گیر تو میاید!
دوز آدام حیدر تکیه سینده نی نیر ؟ – آدم درست و حسابی در حیدر تکیه سی چکار دارد؟
زمان قاجارها محله (حیدر تکیه سی) درخیابان ثقه الاسلام بین پل گاری و مقبره الشعرا مرکز تجمع روسپیان بود و ادم های معتبرازآنجا عبور نمی کردند.این مثل زمانی مطرح میشود که گفتاروکردار کسی ضد هم باشد.
– رضا جنتی راد، فیس بوک
هر ايته بير سوموك بورجوم وار -،به هر سگى يك استخوان بدهكارم. اين مثل را در اهانت به طلبكار سمج گويند.
– رضا جنتى راد
یاخینداکی علف ، اوزاخداکی آرپادان یاخشیدیر(و یا:اوزاق یئرین آرپاسیندان ، یاخین یئرین سامانی یاخشیدیر) – نظیر: سیلی نقد به از حلوای نسیه.
ایت الینّن (الیندن) سوموک گمیرمخ اولمور! – نمیشود دست به کاری زد از بس که مردم تقلید میکنند.
یاغیشدان قورتولوپ دولویا دوشدوک – نظیر: از چاه درآمده توی چاله افتادیم.
یانسین چراغی، گلسین ایشیغی – چراغش روشن باشد، نورش بر دوام باشد.
یای وار ، قیش وار، چوخ ایش وار – تابستان هست ،زمستان هست ، کار زیاد است. منظور اینکه این کار طول خواهد کشید.
گئچی سنه قوربان دی اما دری سی یوز مین تومن – بزه فدای سرت (قابلی ندارد) ولی پول پوستش 100هزار تومان میشود. این ضرب المثل در نکوهش تعارفات بیجا کاربرد دارد.
یئدیلر ایچدیلر، مطلبه یئتیشدیلر – نظیر: قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید.
دوز یولدا یئریه ممیر، شوخومدا شیللاغ آتیر – در راه صاف نمیتواند راه برود اما در مزرعه لگد میاندازد.
اییرمی دؤرد مین پیغمبره یالوارینجا بیر دانا آللاها یالوار – به جای اینکه به بیست و چهار هزار پیغمبر التماس کنی دست به دامن یك خدا شو.
هاردا آشدی ، اوردا باشدی – هر جا آش هست، آنجا سر (در صدر مجلس) است.
هر زادین تازاسی، دوستون کؤهنه سی – هر چیز تازه اش خوب است دوست کهنه اش.
هرنه سالار سان آشینا، اودا چیخار قاشیقینا – هرچه به آشت بریزی همان به قاشقت میاید. نظیر: هرچه کنی بخود کنی / گر همه نیک و بد کنی.
هئچ ده ن یئی دیر – از هیچی بهتراست. نظیر: کاچی به از هیچی.
ائله بیل نه قورد گلیپ نه زیانکارلیخ ائلی ییپ – نظیر: انگار نه انگار.
واری اولان تاخار، یوخو اولان باخار – کسی که دارد استفاده می کند، کسی که ندارد نگاه می کند. نظیر این نقد بگیر و آن نسیه بدار، و یا: دارندگی و برازندگی.
واریندی گیریش یوخوندی سوروش – اگر داری بفرما، اگر نداری برو بیرون. نظیر: این نقد بگیر و آن نسیه بدار!