نیزه ویراندور – نظیر: چشته خور است. کلاش است.
نيزه ويراندير
نیزه ویراندور – نظیر: چشته خور است. کلاش است.
به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi
نیزه ویراندور – نظیر: چشته خور است. کلاش است.
نیت هارا، منزل اورا – نیت هر کجا باشد منزل آنجاست.
نوکر گئدیر مکه یه، آغا گئدیر سید حمزه یه – ترجمه: نوکر به مکه میرود، اربابش به امامزاده سید حمزه (در تبریز). سید حمزه بقعه ایست در محله سرخاب تبریز که بنا به روایتی مدفن یکی از اولاد امام هفتم حضرت موسی ابن جعفر است و بعضی ها حدس میزنند که قبر سید حمزه وزیر غازان خان مغولی است.
نه تؤکسن آشوا ،چیخار قاشقوا – هرچه به آشت ریزی همان به قاشقت آید.
مال گئدر بیر یانا، ایمان گئدر مین یانا – نظیر: دزد راهی رود و صاحب کالا راهی (هندی)
مال صاحبینه اوخشار – ترجمه: کالا شبیه صاحبش میشود.
مال یئمزین مالینی ییه ر بیر قاللاج – نظیر: هر نخوری یک بخور دارد.
مالووی قیّم توت، قونشووی اوغری توتما – ترجمه: مالت را قیم نگه دار، همسایه ات را دزد مخوان.
مالیمیز یوخ, عرضه میز اولسون – ترجمه: حالا که مال و منال نداریم حداقل عرضه داشته باشیم.
مالین ایتلر ییه جاق، جانین بیتلر – نظیر: نه خود خورد نه کس دهد – گنده کند به سگ دهد.
مالین عزیز توتان جانین ذلیل توتوب – ترجمه: کسی که مالش را عزیز شمرده جانش را ذلیل شمرده.
ماما ایکی اولسا اوشاق ترسه گلر – نظیر: آشپز که دو تا شد غذا یا شور است یا بیمزه.
ماما گتیره نی مرده شور آپارار – نظیر: با شیر اندرون شده با جان بدر رود.
مایه سیز فطیر اولار – نظیر و ترجمه: بی مایه فطیر است.
مایه سی یئلدندیر – نظیر: باد آورده است.
ماوال (مبال) قویوسونا داش سالمیشوق دای اییی کسیلمز – نظير: به او گفتند پالان خر را راست کن، دیگر ول نمیکند.
مثلده مناقشه یوخدور – ترجمه و نظیر: در مثل مناقشه نیست.
محبتدن (یا: مرحمتدن) مرض حاصل اولار – ترجمه: محبت زیادی باعث مرض است.
مربع! وار؟ وار، اما نه او غلیظلیقدا! – ترجمه: مربع! داری؟ دارم، اما نه به آن غلیظی! توضیح: طلبه ای که احتیاج به مربا داشت من باب فضل فروشی از بقال پرسید: مربع داری؟ بقال گفت: دارم، اما نه به آن غلیظی!
مرد ئوزوندن گؤره ر، نامرد ئوزگه دن – مرد اشکال کار را در خود بیند نامرد در دیگری.
مزیقیللی (ويزيقيللى) گئچیر – نظیر: خود را به کوچه علی چپ میزند.
مسجد ائشّک باغلامالی یئر دگیل – مسجد جای خر بستن نیست.
مسجد قاپیسی دیر، نه سؤکماق اولار نه یاندیرماق – در مسجد است نه میتوان آنرا کند و نه سوزانید. نظیر: کبوتر حرم است.
مسجدین قاپیسی آچیقدیر، ایتین حیاسینا نه گلیب؟ – در مسجد باز است اما حیای سگ کجا رفته؟
مسلمان، تویوغومون لله گی گؤروکور. رجوع شود به مثل بالا:
مسلمان، سنون آندووا ایناناق یا خوروزون قویروغونا؟ – ای مسلمان، قسم ترا باور کنیم یا دم خروس را؟ توضیح: مسلمانی خروس یکی از ارامنه را دزدید و زیر عبایش قایم کرده براه افتاد. ارمنی خبردار شد و از پشت مسلمان رسید و خروس را مطالبه کرد. مسلمان بی آنکه ملتفت شود که دم خروس از زیر عبا پیداست قسم های موکد میخورد که «روح من از این قضیه بی خبر است.» ارمنی نیز میگفت: «ای مسلمان، قسم ترا باور کنم یا دم خروس را؟»
مسلمانین ایشی اولماز چوکون کسر ئوزنه ایش آچار – نظیر: ملانصرالدین کار نداشت جوالدوز به تخمش میزد.
مشروطه سین آلیب – نظیر: بر اسب مراد سوار شده.
مفته سرکه بالدان شیرین اولار – سرکه مفت شیرین تر از عسل باشد.
من ئولوم سن ئوله سن اینن ایش دوزلمه ز – با من بمیرم و تو بمیری کاری پیش نمیرود.
من گلمیشدیم قنددانلارا قند قویام، گلمه میشدیم اورگیمه درد قویام – نظیر: شوهر کردم وسمه کنم نه اینکه وصله کنم.
مئشه ده قورد آز ایدی بیری ده گمی اینن گلدی – گرگ در بیابان کم بود یکی هم با کشتی آمد.
مئشه دن چاققال اسکیک اولماز – از بیشه شغال کم نشود.
مین ایشچی دن بیر باشچی – از هزار کارگر یک سرپرست اولی تر است.
مین کوزه یه قیرپ قویوپ – هزار کوزه را دسته گذاشته.
وار ائوی کرم ائوی، یوخ ائوی ورم ائوی – خانه ثروتمند جای کَرَم است، خانه فقیر جای وَرَم است.
واجبی بوشلييب مستحبین دالیسیجان گئدیر – ترجمه: واجب را ول کرده عقب مستحب میرود.
واردان زیان گلمز – ترجمه: ازثروت زیان نیاید.
لالین دیلین ننه سی بیلر. نظیر: آشنا داند زبان آشنا.
لوطیلر (لوطولار) قویدولار که یاتام سنی یوخودا گوره م؟ ترجمه: بچه های محله مگر گذاشتند بخوابم و ترا در خواب ببینم! (توضیح: مردی که از سفر برگشته بود زنش را مخاطب قرار داده پرسید هیچ در این مدت مرا بخواب میدیدی؟ زن با ناز و کرشمه گفت: «لوطیلر قویدولار کی…»)
لوطیلیق ترک گوتورمز. نظیر: تعارف آمد نیامد دارد.
وئردوغون بیر عباسی قره پولدور خیالون وار کرمان قالیسی چیخسین؟ – یک عباسی پول سیاه میدهی و میخواهی فرش کرمان بگیری؟ توضیح: شخصی در دکان کله پزی پس از آنکه آب کله را تلیت کرد و خواست لقمه ای بردارد یک تکه از دستمال ظرفشوئی بدستش آمد لذا عصبانی شده شاگرد کله پز را پیش خوانده داد زد که این چیست؟ شاگرد گفت: «یک عباسی پول سیاه داده ای و میخواهی از تویش فرش کرمان درآید؟»
لوطی خرجی اولدی – نظیر: لوطی خور شد.
وئره ن آشی ایچللر (ایچرلر) – نظیر: ناچار خوشه چین شود آنجا که خرمن است. مراد آنکه هر زنی که «ناموسش را بر باد میدهد»، تقصیر خودش است و مرد را بحثی نیست.
لوطونون پولی قورتولاندا پنیر چؤره ک سلامتدور – ترجمه: پول داش مشدی که ته کشید نان و پنیر سالم ترین غذاهاست. نظیر: داش های بی پول، تخمه سیری سه پول.
ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.
نادانلار ائده ر صحبت نادانلا تلذذ ترجمه: نادانها از صحبت با نادانها لذت میبرند. نظیر: خر بنده بخانه شتربان آید.
ناهاردان معلومدور شاما نه وار – نظیر: سالی که نکوست از بهارش پیداست.
گاه شله ننه نی باسار، گاه ننه شله نی – نظیر: گهی پشت زین و گهی زین به پشت.
گتیر باغلا دیلیمه – ترجمه: بیا ببند به زبانم. عینا در نزد فارسی زبانان رایج و از مثنوی مولانا جلال الدین ماخوذ است.