غیرتلی کیشی بلایه دوشه ر – ترجمه: مرد غیرتمند دچار بلایا شود.
غیرتلی کیشی
غیرتلی کیشی بلایه دوشه ر – ترجمه: مرد غیرتمند دچار بلایا شود.
به کوشش عباس جوادی – Türki Meseller – Azeri Turkish Proverbs & Rare Words collected by Abbas Djavadi
غیرتلی کیشی بلایه دوشه ر – ترجمه: مرد غیرتمند دچار بلایا شود.
غیورلوق کیشی نین گؤرکمی دیر – ترجمه: غیرت نشانه مردی است.
عوضین بدل آدلی اوغلی وار – نظیر: آنچه عوض دارد گله ندارد.
عوض عوض اولدی – این با آن در.
عیبی کیم دییه ر، عیبه جر سوغانی کیم ییه ر درده جر – نظیر: عیب نبینند بجز اهل عیب.
عیبلی عیبین بیلسه باشینا پالاز ئورتر (ریاحی) – اگر کسی عیبش را بداند خود را پنهان میکند.
لوطی ابراهیمین قوطوسودی – نظیر: شهر فرنگ است، ازهمه رنگ است. (توضیح: لوطی ابراهیم از چشمبندان تبریز بود. خرس نیز میرقصاند و صندوقی داشت که مانند شهر فرنگ مناظری از آن را به تماشاچیان نشان میداد.)
لوقما (لقمه) دگیل، بوغمادی – ترجمه: لقمه نیست، بوقمه (خفقان) است. نظیر: آبرو بهر نان نباید ریخت.
لولهین دامیندا اذان وئریر – نظیر: آه در بساط ندارد.
لولهینی چوخ سو توتور – ترجمه: لولهینش زیاد آب برمیدارد – نظیر: بیلش هزار من آب برمیدارد.
منیم پالچیخ دا گوردوغومی سن آینا دا گورمزسن – آنچه را که من در گل و لای میتوانم ببینم تو نمیتوانی در آئینه ببینی.
من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»
من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»
فیشقیراغینان گامیش زمیدن چیخماز – با سوت زدن گاو میش از کشتزار بیرون نرود.
مین ایشچی دن بیر باشچی – از هزار کارگر یک سرپرست اولی تر است.
مین کوزه یه قیرپ قویوپ – هزار کوزه را دسته گذاشته.
نینیره م (نیلیره م) قیزیل طشتی که ایچینه قان قوسام – طشت طلائی را که تویش خون قی خواهم کرد میخواهم چه کنم؟!
نیت هارا، منزل اورا – نیت هر کجا باشد منزل آنجاست.
نه یئمیسن، تورشولی آش! – ترجمه: چه خورده ای؟ آش ترش! (آش گوجه). (در باره کسی میگویند که کتک حسابی بخورد).
نه شيش يانسين نه كباب – نه سيخ بسوزد و نه كباب.
نه توکسن آشوا ،چیخار قاشقوا – هرچه به آشت ریزی همان به قاشقت آید.
روزی سی داردیر – نظیر: گنجشک روزی است.
رومی که دئدون، قضیه معلوم (فضولی).
ریحان مرزه کردی سینه گئتمیر کی! نظیر: به مهمانی که نمیرود، باید متحمل زحمت شود.
ریشخندون بئش مین آلتون خرجی وار. – ترجمه: ریشخند پنج هزار سکه طلا خرج دارد.
هی هی قارپیز مرباسی – نظیر: هی هی هندوانه.
ویردیم (ووردوم) بدنه – نوش جانم کردم (خوراک، نوشیدنی).
ویریب داشا چیخیب باشا – نظیر: به سبیل سگ زده است. بر گند رندان زده است.
ویریب داشا چیخیب باشا – نظیر: به سبیل سگ زده است. بر گند رندان زده است.
ویریجی قوش دیمدیگیندن بللی دیر – مرغ شکاری از نوکش پیداست.
هیچ کیم ئوز آیرانینا ترش دئمز – کس نگوید که دوغ من ترش است.
هیچ کیمین چراغی سحره جان یانمییب – چراغ کسی تا صبح نشوخته.
هیچ کیمین چراغی سحره جان یانمییب – چراغ کسی تا صبح نشوخته.
هیچه بنددیر (هئچه بت دی) – نظیر: به تار موئی بسته است.
لولیین سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.
لولهین (لولیین) سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.
ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.
ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.
ناخیر کؤکوندن گئدیب، آلا دانا آختاریر – ترجمه: گله کاملا رفته و ناپیدا شده، اما گاو گوساله اش را جستجو
نا حق قان قالماز – ترجمه: خون ناحق از جوش نیافتد
آقا بویورور سور دره یه،سن ده سور دره یه – نظیر: المامور معذور.
آقا توخدور، نوکره بیر چؤره ک چوخدور – نظیر: سیر از گرسنه خبر ندارد.
آقامین برکده الی یوخدی – مولایم را در کار های سخت تخصصی نیست. منظور اینکه: مرا از این کار معاف دارید.
آقانین مالی چیخار، نوکرین جانی – نظیر: شاه می بخشد، شیخعلی خان نمی بخشد.
آقانین مالی چیخار، نوکرین جانی – نظیر: شاه می بخشد، شیخعلی خان نمی بخشد.
آغ آغچا (آقچه) قره گون ایچوندور – زر سفید برای روز سیاه است.
آخساق ایت اووا گئتمز، توتسا دا بوراخماز – سگ لنگ به شکار نرود و اگر چیزی صید کرد دیگر ول نکند. رجوع شود به: کور توتدوغون بوراخماز.
آلا ایتدن مشهوردی – نظیر: از کفر ابلیس مشهورتر است.