غیرتلی کیشی

غیرتلی کیشی بلایه دوشه ر – ترجمه: مرد غیرتمند دچار بلایا شود.

غیورلوخ

غیورلوق کیشی نین گؤرکمی دیر – ترجمه: غیرت نشانه مردی است.

عیبسیز دوست

عیبسیز دوست آختاران دوستسوز قالار – هر که دوست بی عیب جوید بی دوست ماند.

عوضین بدلی

عوضین بدل آدلی اوغلی وار – نظیر: آنچه عوض دارد گله ندارد.

عوض عوض

عوض عوض اولدی – این با آن در.

عیبی کیم دییه ر

عیبی کیم دییه ر، عیبه جر سوغانی کیم ییه ر درده جر – نظیر: عیب نبینند بجز اهل عیب.

عیبلی عیبین بیلسه

عیبلی عیبین بیلسه باشینا پالاز ئورتر (ریاحی) – اگر کسی عیبش را بداند خود را پنهان میکند.

لوطی ابراهیم

لوطی ابراهیمین قوطوسودی – نظیر: شهر فرنگ است، ازهمه رنگ است. (توضیح: لوطی ابراهیم از چشمبندان تبریز بود. خرس نیز میرقصاند و صندوقی داشت که مانند شهر فرنگ مناظری از آن را به تماشاچیان نشان میداد.)

لوقما دگیل

لوقما (لقمه) دگیل، بوغمادی – ترجمه: لقمه نیست، بوقمه (خفقان) است. نظیر: آبرو بهر نان نباید ریخت.

لولهین دامیندا

لولهین دامیندا اذان وئریر – نظیر: آه در بساط ندارد.

لولهینه ویره ویره

لولهینه ویره ویره دوشر آفتافا فا (آفتابه) قیمتینه.

لولهین

لولهینی چوخ سو توتور – ترجمه: لولهینش زیاد آب برمیدارد – نظیر: بیلش هزار من آب برمیدارد.

پالچیخ

منیم پالچیخ دا گوردوغومی سن آینا دا گورمزسن – آنچه را که من در گل و لای میتوانم ببینم تو نمیتوانی در آئینه ببینی.

موتال

من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»

من موتالدان ال چکدیم

من موتالدان ال چکدیم، موتال مندن ال چکمیر (و یا: ایت موتالدان ال چکدی، موتال ایتدن ال چکمیر) – من از خیک دست برداشتم خیک از من دست برداشتنی نیست. توضیح: آخوندی با بچه مکتبی ها به گردش رفته بود. تگرگی سخت باریدن گرفت و سیل مهیبی براه افتاد که در ضمن خرس خفته ای را غافلگیر کرده جاری شد. بچه ها که کنار سیل ایستاده مشغول تماشا بودند خرس را به آخوند نشان داده گفتند: آخوند، سیل تمام دهکده را ویران کرده. نگاه کن که چگونه این خرس به آن خیک پنیر چسبیده آن را با خود میبرد. آخوند طماع فورا توی اب پرید تا خیک را از آن خود کند. وقتی که نزدیک خرس رسید جانور خسته که نقطه اتکائی می جست سفت از آخوند چسبید و دیگر ول نکرد. بچه ها که مدتی منتظر ماندند فریاد زدند: آخوند دیگر دیر است. خیک را ول کن و بیا برویم. آخوند گفت: «من از خیک دست برداشتم اما خیک از من دست بر نمیدارد.»

فیشقیراخ

فیشقیراغینان گامیش زمیدن چیخماز – با سوت زدن گاو میش از کشتزار بیرون نرود.

ایشچی

مین ایشچی دن بیر باشچی – از هزار کارگر یک سرپرست اولی تر است.

کوزه

مین کوزه یه قیرپ قویوپ – هزار کوزه را دسته گذاشته.

قیزیل طشت

نینیره م (نیلیره م) قیزیل طشتی که ایچینه قان قوسام – طشت طلائی را که تویش خون قی خواهم کرد میخواهم چه کنم؟!

نیت

نیت هارا، منزل اورا – نیت هر کجا باشد منزل آنجاست.

تورشولی آش

نه یئمیسن، تورشولی آش! – ترجمه: چه خورده ای؟ آش ترش! (آش گوجه). (در باره کسی میگویند که کتک حسابی بخورد).

نه شيش يانسين نه كباب

نه شيش يانسين نه كباب – نه سيخ بسوزد و نه كباب.

آش

نه توکسن آشوا ،چیخار قاشقوا – هرچه به آشت ریزی همان به قاشقت آید.

روزی

روزی سی داردیر – نظیر: گنجشک روزی است.

رومی

رومی که دئدون، قضیه معلوم (فضولی).

ریحان مرزه

ریحان مرزه کردی سینه گئتمیر کی! نظیر: به مهمانی که نمیرود، باید متحمل زحمت شود.

ریشخند

ریشخندون بئش مین آلتون خرجی وار. – ترجمه: ریشخند پنج هزار سکه طلا خرج دارد.

قارپیز مرباسی

هی هی قارپیز مرباسی – نظیر: هی هی هندوانه.

بدنه وورماخ

ویردیم (ووردوم) بدنه – نوش جانم کردم (خوراک، نوشیدنی).

داش، باش

ویریب داشا چیخیب باشا – نظیر: به سبیل سگ زده است. بر گند رندان زده است.

ویریپ داشا

ویریب داشا چیخیب باشا – نظیر: به سبیل سگ زده است. بر گند رندان زده است.

قوش

ویریجی قوش دیمدیگیندن بللی دیر – مرغ شکاری از نوکش پیداست.

آیران

هیچ کیم ئوز آیرانینا ترش دئمز – کس نگوید که دوغ من ترش است.

چراغ

هیچ کیمین چراغی سحره جان یانمییب – چراغ کسی تا صبح نشوخته.

هیچ کیمین چراغی

هیچ کیمین چراغی سحره جان یانمییب – چراغ کسی تا صبح نشوخته.

هیچه بنددیر

هیچه بنددیر (هئچه بت دی) – نظیر: به تار موئی بسته است.

لولیین سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.

لولیین سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.

لولیین سفارش وئرمیشم

لولهین (لولیین) سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.

ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.

ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.

ناخیرچی آدین

ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.

ناخیر گئدیب

ناخیر کؤکوندن گئدیب، آلا دانا آختاریر – ترجمه: گله کاملا رفته و ناپیدا شده، اما گاو گوساله اش را جستجو

ناحق قان

نا حق قان قالماز – ترجمه: خون ناحق از جوش نیافتد

سور دره یه

آقا بویورور سور دره یه،سن ده سور دره یه – نظیر: المامور معذور.

آقا توخدور

آقا توخدور، نوکره بیر چؤره ک چوخدور – نظیر: سیر از گرسنه خبر ندارد.

برکده الی یوخدی

آقامین برکده الی یوخدی – مولایم را در کار های سخت تخصصی نیست. منظور اینکه: مرا از این کار معاف دارید.

آقانین مالی

آقانین مالی چیخار، نوکرین جانی – نظیر: شاه می بخشد، شیخعلی خان نمی بخشد.

آغانین مالی

آقانین مالی چیخار، نوکرین جانی – نظیر: شاه می بخشد، شیخعلی خان نمی بخشد.

آغ آغچا

آغ آغچا (آقچه) قره گون ایچوندور – زر سفید برای روز سیاه است.

آخساخ ایت

آخساق ایت اووا گئتمز، توتسا دا بوراخماز – سگ لنگ به شکار نرود و اگر چیزی صید کرد دیگر ول نکند. رجوع شود به: کور توتدوغون بوراخماز.

آلا ایت

آلا ایتدن مشهوردی – نظیر: از کفر ابلیس مشهورتر است.