هیچ کیم ئوز عیرانینا ترش دئمز

هیچ کیم ئوز عیرانینا ترش دئمز – کس نگوید که دوغ من ترش است.

گئچمه نامرد کؤرپوسوندن

گئچمه نامرد کؤرپوسوندن قوی آپارسین سو سنی – از پل نامرد رد نشو بگذار آب ترا ببرد.

کیشی ده سؤز

کیشی ده سؤز بیر اولار – حرف مرد یکی است.

طویله یه قویمازلار

طؤلییه (طویله یه) قویمازلار که قوشقون اوغورلار – ترجمه: به طویله راهش ندهند که مبادا پاردم بدزدد.

ضررین یاریسندان قییتماخ

ضررین یاریسندان قییتماق منفعتدیر – نظیر: ضرر را از کجایش بگیری منفعت است.

شیطان فعله سی

شیطان فعله سیدیر – نظیر: حمال بی مزد است.

سینمادی داش گتیریم

سینمادی داش گتیریم – اگر نشکست سنگ بیاورم. مراد اینکه: چرا اینقدر مجکم میزنی/پرت میکنی؟

توضیح: حرف «ژ»

مثلی که با حرف «ژ» آغاز شود هنوز یافت نشده است.

زور قاپیدان گیرنده

زور قاپیدان گیرنده، داد باجادان قاچار – ترجمه: زور که از در وارد شد عدالت از روزنه فرار کند.

زيرنانى گن باشيندان

زيرنانى گن باشيندان پوفلور – ترجمه: سورنا را از سر گشادش ميدمد.

ذهنیم کور اولدی

ذهنیم کور اولدی (کورالدی) – ترجمه: ذهنم کور شد.

ديوانه يالقوز

ديوانه يالقوز گئديب – تنها بقاضى رفته.

حیوان، ال ایاغووی ییغیشدور

حیوان، ال ایاغووی ییغیشدور، گئتمه لی سن – ترجمه: حیوان، دست و پایت را جمع کن که رفتنی شدی! توضیح: شخصی را گفتند چند میگیری و این قورباغه زنده را میخوری. وی اول تحاشی میکرد ولی به مرور که مبلغ را میافزودند تمایل نشان میداد تا آنکه گفتند صد تومان بگیر و بخور یا اینکه هنوز پول را بهانه خواهی کرد؟ در این وقت آن شخص رو به قورباغه کرد و گفت: «حیوان، دست و پایت را جمع کن که رفتنی شدی!»

جنّی سید احمدین الینن

جینی (جنّی) سید احمدین الیینن توتانلارداندی- از آنهائیست که اجنّه را بدست سید احمد میگیرد. مراد آنکه خودش به کار های خطرناک و سخت دست نمیزند.

تویوغوووا کیش دئمیشم

تویوغوووا کیش دئمیشم یا پیشیگووه پیش؟ – مرغت را کیش گفته ام یا گربه ات را پیش؟ یعنی: مگر در حق تو چه بدی کرده ام؟

پوخی تولانبار دا

(فلان کسین ده) پوخی تولانبار دا یاندی – (بالاخره) نجاست فلان کس هم در «تل انبار» سوخت. توضیح: در حمام های قدیم آب را با سوزاندن پهن و آشغال و غیره گرم میکردند و البته چون هر هفته و یا هر ماه یکبار به حمام میرفتند و جمعیت هم زیاد نبود این کار برای حمام معمولا تکفی میکرد. معمولا هرکس به حمام میرفت کمی هم با خودش پهن (پیین، یاپبا/یاپما) میبرد. وقتی کسانی که بدرد هیچ کاری نمیخوردند و به کسی کمک نمیکردند روزی پهن برای گرم کردن آب به حمام میبردند در مورد آنها گفته میشد: «بالاخره نجاست فلان کس هم در تل انبار سوخت».

پیغمبرین چراغی

پیغمبرین چراغی قیزدان یانیب – چراغ پیغمبر را دخترش روشن نگاه داشته. مراد آنکه غصه نخور که اولاد ذکور نداری.

بیه بیز ئوگئیوخ

بیه بیز ئوگئیوخ، سیز دوغما؟ – ترجمه: مگر ما ناتنی هستیم، شما تنی؟

بؤیوک تکه

بؤیوک تکه بوغاز ییرتار – ترجمه: لقمه بزرگ گلو را پاره کند.

بیه بیز صیغه دن اولموشوخ

بیه بیز صیغه دن اولموشوق، سیز خانیمنان؟! – ترجمه: مگر مادر ما صیغه بود و مادر شما خانم؟!

گؤبگیمیزی بوردا کسیبلر

بیه بیزیم گؤبگیمیزی بوردا کسیبلر؟! – ترجمه: مگر ناف ما را اینجا بریده اند؟

بیه بیزیم گؤبگیمیزی

بیه بیزیم گؤبگیمیزی بوردا کسیبلر؟! – ترجمه: مگر ناف ما را اینجا بریده اند؟

بیه من جیبیمده

بیه من جیبیمده باش گیزلتمیشم؟! – ترجمه: مگر من در جیبم کلّه بریده پنهان کرده ام؟! مراد آنکه ترا بجیب من چکار؟

بیوقت بانلیان خروس

بیوقت بانلین خروس باشینی باده وئره ر – خروسی که بیوقت خواند سرش را می بازد.

بیه دگییدی!

بیه دگییدی! – ترجمه: بلکه میخورد! توضیح: طفلی گریه میکرد. همبازیش پرسید چرا گریه میکنی؟ گفت: تو بمن سنگ انداختی! همبازیش گفت: بر فرض سنگ انداختم. بتو که نخورد! طفل گریه را شدید تر کرده گفت: بلکه میخورد! نظیر: بلکه من کاریده بودم، بلکه شتر تو هم چریده بود (یزدی).

بیوقت گلن قوناخ

بیوقت گلن قوناق ئوز کیسه سیندن ییه ر – ترجمه: مهمانی که دیر برسد از کیسه خودش میورد.

بیرینه دئدیلر شاه دانا

بیرینه دئدیلر شاه دانا (شاهدانه)  یمه عقلون آزالیر. دئدی عقیل نمنه دی؟ دئدیلر سن یه!

بیه بیزیم پولوموزون

بیه بیزیم پولوموزون شیری قانجیقدی؟! – مگر شیر روی پول ما ماده است؟! توضیح: تا جمهوری اسلامی نشان شیر و خورشید روی پول های ایران وجود داشت.

فیل پیسیداغیدیر

فیل پیسیداغیدیر، نه ایگی وار نه خاصیتی – چس فیل (ذرت بو داده) است نه بو دارد و نه خاصیتی!

فیل

فیل فره سیدیر- جوجه فیل است.

فیلین بیر فکری

فیلین بیر فکری وار، فیلبانین مین – فیل یک خیال دارد و فیلبان هزار خیال!

 

فین دییب

فین دییب بورنوندان دوشوب- فین گفته و از دماغش افتاده. مراد آنکه کاملا شبیه اش هست.

قورا ایکن

غوره ایکن مویز اولوب – ترجمه: در غورگی مویز شده.

غوره ایکن

غوره ایکن مویز اولوب – ترجمه: در غورگی مویز شده.

غیرتلی کیشی

غیرتلی کیشی بلایه دوشه ر – ترجمه: مرد غیرتمند دچار بلایا شود.

 

قیورلوخ

غیورلوق کیشی نین گؤرکمی دیر – ترجمه: غیرت نشانه مردی است.

غیورلوق

غیورلوخ کیشی نین گؤرکمی دیر – ترجمه: غیرت نشانه مردی است.

قیزیم سنه دییرم

قیزیم سنه دییرم گلینیم سنه آندیریرام – نظیر: به در میگویم دیوار تو بشنو.

قیسیلا قیسیلا

قیسیلا قیسیلا بهشته گئدینجه اوینایا اوینایا جهنمه گئده سن – بجای آنکه با هزار زحمت به بهشت بروی بهتر است که رقصان و کوبان به جهنم بروی.

قیش چیخار

قیش چیخار اوزی قره لیق کؤموره قالار – زمستان تمام شود و روسیاهی به ذغال ماند.

ظالم ایت

ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.

ظالم ایتین قویروغودی

ظالم ایتین قویروغودی. نظیر ابابیل است. به مزاح در مورد بچه های شیطان گفته میشود.

ظالم، بیر وقت گلمیسن که

ظالم، بیر وخت گلمیسن که اللریم بدنیمده دگیل. زبان حال از زبان حضرت قمر بنی هاشم خطاب به شماتت کننده کوفی.

ظالمین رشته اقبالی

ظالمین رشته اقبالینی بیر آه کسر – مانع رزق اولانون رزقنی الله کسر. یک آه رشته اقبال ظالم را قطع میکند رزق کسی که مانع رزق مردم بشود از طرف خدا قطع میشود.

ظلمات داشیدیر

 ظلمات داشیدی، گؤتورن ده پشماندی، قویان دا. ترجمه: مثل سنگ ظلمات است – هم کسی که آنرا برداشته پشیمان است هم کسی که گذاشته. در اساطیر است که وقتی اسکندر از جستن آب حیات مایوس شد و طبل بازگشت زد عده ای از لشکریان در مراجعت بعنوان یادگاری از سنگ ریزه های سرزمین ظلمات چند تائی با خود آوردند و وقتیکه در روشنائی این عالم چشمشان بانها افتاد دیدند که همه آنها سنگهای کریمه هستند بنابراین پشیمان شدند که چرا کمتر برداشته اند و البته پشیمانی آنانکه هیچ برنداشته بودند احتیاج به شرح ندارد.

 

ظلمات داشیدی

 ظلمات داشیدور، گؤتورن ده پشماندور، قویان دا. ترجمه: مثل سنگ ظلمات است – هم کسی که آنرا برداشته پشیمان است هم کسی که گذاشته. در اساطیر است که وقتی اسکندر از جستن آب حیات مایوس شد و طبل بازگشت زد عده ای از لشکریان در مراجعت بعنوان یادگاری از سنگ ریزه های سرزمین ظلمات چند تائی با خود آوردند و وقتیکه در روشنائی این عالم چشمشان بانها افتاد دیدند که همه آنها سنگهای کریمه هستند بنابراین پشیمان شدند که چرا کمتر برداشته اند و البته پشیمانی آنانکه هیچ برنداشته بودند احتیاج به شرح ندارد.

 

ظلمونن آباد اولان

ظلمونن آباد اولان عدلینن برباد (ویران) اولار – نظیر: آبادی ظلم بربادی است.

غم، هارا گئدیرسن

غم، هارا گئدیرسن؟ غصه یانینا! – ای غم، کجا میروی؟ پیش غصه!

غوره ایکن

غوره ایکن مویز اولوب –  در غورگی مویز شده.

غوغاسیز باش

غوغاسیز باش گوردا اولار – ترجمه: سر بی خیال فقط در گور میسر است.