دولت دووشانی عرابه اینن توتار – دولت خرگوش را با عرابه میگیرد.
دولت دووشانی عرابه اینن توتار – دولت خرگوش را با عرابه میگیرد.
دولت دووشانی عرابه اینن توتار – دولت خرگوش را با عرابه میگیرد.
دولت دولتی گتیره ر – ثروت ثروت آورد.
دولتدیلیغا تله سن تئز کاسیبلیغا دوشه ر – هر که در ثروتمند شدن عجله کند زودتر مستمند میشود.
دومان آلچاقدان قالخار، اوجانی گؤزلر – مه از پائین خیزد ولی متوجه بالا شود.
دوننکی مظنه یه یولداشیم دا حاضردیر – دوستم هم به مظنه دیروزی حاضر است. توضیح: سربازی در دکان قنادی مقدار معتنابهی شیرینی خورد و چون پول نداشت پس از کتکی مفصل او را از دکان بیرون راندند. روز بعد که همراه دوست سربازش از جلوی همان قنادی میگذشت خطاب به صاحب دکان گفت: «دوستم هم به مظنه دیروزی راضی است.»
دونقوزدان بیر قیل – نظیر: از خرس موئی.
دوه اوینایاندا قار یاغار – نظیر: رندی و هوسرانی در عهد شباب اولی.
دوه بیر خیال ائلر، سروان ایکی – شتر را یک خیال است و ساربان را دو خیال.
دوه دگلم که ایکی یئرده ن نحرلنم – مگر من شترم که از دو طرف نحر شوم؟!
دوه دن بؤیوک فیل وار – نظیر: دست بالای دست بسیار است.
دوه سی ئولموش عربم – عرب شتر مرده ام.
دوه سین ساتان کؤشک آلامماز – هر که شترش را بفروشد حتی یک دایلاق هم نتواند خرد.
دوه قوشونا دئدیلر قاچ دئدی قوشام، دئدیلر اوچ دئدی دوه یم – به شتر مرغ گفتند بدو گفت مرغم، گفتند پرواز کن گفت شترم.
دوه لی اینن قوهوملوق ائله ینین دروازاسی گن گره ک – نظیر: یا مکن با پیلبانان دوستی / یا بنا کن خانه ای در خورد پیل.
دوه نظرم، بئله گزه رم!
دوه نه قدر ئولی اولسا دریسی بیر سروانا یوکدور – شتر هر قدر هم که مردنی باشد پوستش برای ساربان یک بار حسابی است.
دوه نی چمچه اینن سوواریر – شتر را با قاشق آب میدهد.
دوه نی هارا چاغیراللار؟ یا مئشه یه اودونا، یا گیلانا دوگویه – نظیر: خر را که به عروسی میبرند برای خوشی نیست، برای آبکشی است.
دوه نی یوکی اینن ییه ر – نظیر: خر را با خور و مرده را باگور میخورد!
دوه نین ده اویناماغینا آز قالیر – وقت زیادی برای رقص شتر هم نمانده است (ماخوذ از ذاستانی که همه میدانند).
ده ده نه نه بمعنی پدر و مادر است. آنچه که در باب «آ» زیر کلمه «آتا آنا» ذکر شده با «ده ده نه نه» هم قابل استفاده است.
ده ده سیندن نه گل دردیم که بالاسیندان نه گلاب چکیم! – از پدرش چه گلی چیدم که از فرزندش چه گلابی بگیرم!
ده ده گؤرمه میسن دییرسن بس که شاهقلی ده بیر ده ده دی! – نظیر: بگمانت علی آباد هم شهری است!
دئسن یوغورت آغدیر، دییه ر قره دیر – اگر بگوئی ماست سفید است، میگوید نخیر، سیاه است.
دیش اینن دیرناغینان ییغیب آغیزینان یئماق گره ک – باید با چنگ و دندان جمع کرد و با دهان خورد.
دیشون آغریر، چک قورتول – اگر دندانت درد میکند بکش و خلاص شو!
دیل باشا بلادیر! – نظیر: زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد!
دیلده سوموک یوخدور – زبان استخوان ندارد (مراد آنکه میتواند هر حرفی را بگوید).
دیلدن گلن الدن گلسه هر فقیر پادشاه اولار!
دیلی ده وار، دیلچگی ده! – هم زبان دارد هم زبان کوچولو!
دیلی نی ساخلییان باشینی دا ساخلار – هر که مواظب زبانش باشد مواظب جانش هم خواهد بود.
دئماق اولمور گؤزون اوسته قاشون وار – نميتوان گفت بالاى چشمت ابروست.
دئماقدان ديليمده توك بيتدى – نظير: بسكه گفتم زبانم فرسود.
دئمين بير اللهى وار، سولونون ايكى – زراعت ديمى را يك خداست، زراعت آبى را دو خدا.
دينسيزين عهده سيندن ايمانسيز گلر – فقط بى ايمان است كه از پس بيدين بر ميايد.
دينمه ينين دينه نى وار – نظير: ظالمى نيست كه بظلم ديگرى گرفتار نشود.
ديوار ييخيلاندا توز قالخار – ديوار كه فرو ريخت گرد و خاك بلند ميشود.
حسابی سؤزون جوابی یوخدور – ترجمه: حرف حساب جواب ندارد.
حسن سوخدی دگیرمانی دی – نظایر: قهوه خانه قبر است. کی به کیه!
حسن یانیر، حسین یانیر، فاطمه ده لولو تپیر.
حسین ده قلیان چکر، حسن ده قلیان چکر، تنباکی بول اولاندا انسم ده قلیان چکر – منظور: وقتی چیزی فراوان شد همه از آن استفاده میکنند.
حق اینجه لر، اوزولمز – ترجمه: حق نازک میشود اما پاره نمیشود.
حق باشی آغیر اولار – ترجمه: کفه حق سنگینتر است.
حق الی بیکار قالماز، گئژ کسر کارری کسر – ترجمه: دست حق دیر بُرد اما کاری بُرد. نظیر: خدا دیر گیر است سخت گیر است.
حقدور یوخدور، دانا نین ائوی ییخیلسون – نظیر: خر برهنه را پالان نگیرند.
حق دییه ندن صونرا آخار سولار دورار – ترجمه: حرف حق که بزبان رانده شد آب روان میایستد.
حق سؤز آجی اولار – ترجمه و نظیر: حرف حق تلخ است.
حق سؤز دانیشانین بؤرکونون تپه سی ییرتیق اولار- ترجمه: کلاه حق گو پاره است (برای آنکه همیشه مورد توبیخ واقع میشود و توسری میخورد.)
حق کمک ائله سه قورد چوبان اولار – ترجمه: اگر حق مدد فرماید گرگ شبان میشود.
حق ییه سینه یاد اولماز – ترجمه: حق برای صاحبش بیگانه نیست.(و یا: مال صاحبینه…)