هیچه بنددیر (هئچه بت دی) – نظیر: به تار موئی بسته است.
هیچه بنددیر
هیچه بنددیر (هئچه بت دی) – نظیر: به تار موئی بسته است.
هیچه بنددیر (هئچه بت دی) – نظیر: به تار موئی بسته است.
لولهین (لولیین) سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.
لولیین سفارش وئرمیشم دستماز آلام، قیزیل آفتافا وئرسن قبولوم دگیل.
ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.
ناخیرچی آدین بیر آلا دانا باتیرار – نظیر: اگر گاوی بیافتد در علفزار / بیالاید همه گاوان ده را.
ناخیر کؤکوندن گئدیب، آلا دانا آختاریر – ترجمه: گله کاملا رفته و ناپیدا شده، اما گاو گوساله اش را جستجو
نا حق قان قالماز – ترجمه: خون ناحق از جوش نیافتد
آقا بویورور سور دره یه،سن ده سور دره یه – نظیر: المامور معذور.
آقا توخدور، نوکره بیر چؤره ک چوخدور – نظیر: سیر از گرسنه خبر ندارد.
آقامین برکده الی یوخدی – مولایم را در کار های سخت تخصصی نیست. منظور اینکه: مرا از این کار معاف دارید.
آقانین مالی چیخار، نوکرین جانی – نظیر: شاه می بخشد، شیخعلی خان نمی بخشد.
آغ آغچا (آقچه) قره گون ایچوندور – زر سفید برای روز سیاه است.
آخساق ایت اووا گئتمز، توتسا دا بوراخماز – سگ لنگ به شکار نرود و اگر چیزی صید کرد دیگر ول نکند. رجوع شود به: کور توتدوغون بوراخماز.
آلا ایتدن مشهوردی – نظیر: از کفر ابلیس مشهورتر است.
آل رسول دور، وئر رسول دگیل – نظیر: پای مار و چشم مور و نان ملا کس ندید.
آلماق عیبدور، وئرماق هنر – گرفتن عیب است و دادن هنر.
آم مفته، دام مفته – فرج مفت و خانه مفت. مراد آنکه همه چیز بی زحمت و خرج در دسترس قرار گرفته است.
آنامدان امدیغیم سوت بورنومدان گلدی – شیری که از پستان مادرمکیده بودم از دماغم بیرون آمد. مراد آنکه مشقت بسیار کشیدم.
آناسینا باخ قیزی آل، قیراغینا باخ بئزی – نظیر: مادر ببین دختر بشناس (ایتالیائی).
آنانین امجگین بوراخیب دده نین دا… یاپیشیپ – پستان های مادر را ول کرده و چسبیده از تخم های پدر. نظیر: سوراخ دعا را گم کرده است.
آننامازا (آنلامازا) یومورتانی دوگوننه سؤز قاندیر! – تخم مرغ را گره بزن تا به آدم نفهم حالی کنی!
آننییه ن (آنلایان) بیر گوله ر، آننامییه ن مین – آدم دانا یک بار بخندد آدم نادان هزار بار.
آننییه نه بیر سؤز بسدی – برای آدم فهیم یک حرف کافی است.
آنلییه نه (آنلییانا) بیر سؤز بیر کتابدی – برای آدم فهیم یک کلمه مثل یک کتاب است.
آیاقلار باش اولوب، باشلار آیاق – سر ها پا شده و پا ها سر. نظیر: بر عکس گشته کار ها – شحنه را دزد آورد بازار ها.
آیاغیینن گلیب باشیینن گئده جاق – نظیر: با گیس سیاه آمده و با گیس سفید خواهد رفت. مراد آنکه بهیچ وجه حاضر به طلاق دادنش نیستم. توضیح: اشاره به حرکت دادن جنازه از خانه است که از طرف سر خارج کنند.
آیدان ایلدن بیر نماز، اونو دا شیطان قویماز – پس از سالها خواستیم یک نمازی بخوانیم آن را هم شیطان نگذاشت. نظیر: احمدک مکتب نرفت، روزی که رفت آدینه بود.
آیریلیخ اؤلومدور – جدائی خودش مرگ است.
آی مننن اولسون اولدوزدان نه پروام – ماه با من باشد از ستارگان پروائی ندارم.
آی همیشه بولوت آلتیندا قالماز – ماه همیشه زیر ابر پنهان نشود.
آیا دییر سن بات من چیخیم – به ماه میگوید تو برو تا من درآیم. مراد آنکه بسیار زیباست.
آیی نین اله دوشه نینی اوینادارلار – خرس رام را میرقصانند. نظیر: نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت / هر طفل نی سوار کند تازیانه اش.
چيخان قان داماردا قالماز – خون خارج شدنى (زيادى) در رگ نماند.
هارا گون اولسا قوروتون اورا سرر – نظیر: ابن الوقت است.
هارا ایشیقدی؟ طویله بوجاغی! – ترجمه: کجا تاریک نیست؟ گوشه طویله!
آیین اون بئشی قرانلیق اولسا اون بئشی آیدینلیقدیر- اگر ماه پانزده شبش تاریک باشد پانزده شبش هم روشن است.
بودونیا بیر گوزگودور، هر گلن باخار گئدر – این دنیا مانند آینه است هرکسی میاید و نظری بر آن می افکنو میرود.