کاسبین دیواری آلچاق اولار – نظیر: چراغ مفلسی نوری ندارد.
کاسیپ دوواری
کاسبین دیواری آلچاق اولار – نظیر: چراغ مفلسی نوری ندارد.
کاسبین دیواری آلچاق اولار – نظیر: چراغ مفلسی نوری ندارد.
کوتک ییه نین کیسه سیندن گئده ر – ترجمه: هر که کتک خورد از کیسه اش رفت.
کت (کند) ندور، قند ندور؟ – ترجمه: ده کجا و قند کجا؟ یا: ده رفتن و قند همراه بردن؟
کت (کند) یوخدی که باشینا بلا گلمه سین – ترجمه: دهی نیست که دچار بلا نشده باشد.
کچل باشیما سقیز سالمیسان یا کور گؤزومه داری؟ مراد آنکه چرا بیخود منت میگذاری؟
کئچل داوا بیلسه ئوز باشینا ائله ر – نظیر: کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.
کچلین آدین قویاللار زلفعلی! – ترجمه: نام کچل را میگذارند زلفعلی.
کچلین توکدن آجیغی گلر – ترجمه: کچل از مو بدش آید.
کنکن قویونی نه قدر درین قازسا ئوزونی تکینده گؤره ر – نظیر: چاه کن همیشه در قعر چاه است.
کؤچ کؤچر ایت یوگوره ر، ایکی سی بیر منزله چاتار – قافله کوچ میکند و سگ میدود اما هر دو در یک آن به منزل میرسند.
کیچیک داش دا باش یارار – سنگ کوچک هم سر بشکند.
کیچیکدن خطا بؤیوکدن عطا – نظیر: از بزرگان عفو بوده است و از فرودستان گناه.
کؤرپونی گئچنه جن ایی یه دایی دیه – تا از پل نگذشته ای خرس را دائی بخوان. نظیر: از برای مصلحت مرد حکیم / دم خر را بوسه زد خواندش کریم (مولوی).
کور توتدوغون بوراخماز – کور آنچه را که گرفته دیگر ول نمیکند.
کور قوشون یوواسینی تاری ئوز الیینن تیکه ر – لانه مرغ کور را خداوند با دست خودش میسازد.
کور نه ایسته ر، ایکی گؤز، بیری ایری بیری دوز – نظیر: کور از خدا چه خواهد؟ دو چشم بینا.
کوره کن سن یا نکیر و منکر؟ – دامادی یا نکیر و منکر؟ توضیح: دامادی کم رو و خجول برای آنکه در صحبت را با عروس باز کند دلی بدریا زده و میپرسد: اصول دین چند است؟ عروس هم که بر عکس از آن دختران دریده بود با تمسخر پاسخ میدهد: «بگو ببینم تو دامادی یا نکیر و منکر؟»
کور یا بوردا یا بغداددا – کور چه در اینجا باشد و چه در بغداد فرقی نمیکند.
کورونان چؤره ک یینده آللهی آرادا گؤر – وقتی که با کور غذا میخوری خدا را در میانه ببین (خدا میبیند که تو چقدر میخوری و او چقدر میخورد).
کوزه گر سینیق قابدان سو ایچر – کوزه گر از کوزه شکسته آب خورد. و ینظیر: زن کفاش و نعلبند همیشه پا برهنه است.
کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.
کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.
کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.
کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.
کوفته نی سال، سفره نی سال – نظیر: چلو را دم کن، سفره را پهن کن.
کیش دییرسن گئتمیر، ویریرسان قیچی سینیر – نظیر: کبوتر حرم است.
کیش دییرسن گئتمیر، ویریرسان قیچی سینیر – نظیر: کبوتر حرم است.
کیشی اولان توپوردوغون یالاماز – نظیر: مرد سرش میرود، قولش نمیرود.
کیشی اولان توپوردوغون یالاماز – نظیر: مرد سرش میرود، قولش نمیرود.
کیشی ده سؤز بیر اولار – حرف مرد یکی است.