زَهلَه می آپاردی = از او (از آن) منزجز شدم. زهلَم گِتدی = خیلی بدم آمد. زهله زینهار (زنهار) = انزجار.
zählämi apardi
زَهلَه می آپاردی = از او (از آن) منزجز شدم. زهلَم گِتدی = خیلی بدم آمد. زهله زینهار (زنهار) = انزجار.
zählämi apardi
زویولداخ (زویولداق) = سُرسره یخی
züyüldax (züyüldaq)
زیغ = گل و لای (در برخی شهرستان ها: چومور)
zığ (çomur)
قیویر-زیویر = خرت و پرت
qıvır-zıvır
زیرپی (ن. هیوره) – (معنای منفی، زبان کوچه) = آدام درشت اندام، نتراشیده و نا متناسب.
zırpi
زوغ = بخشی (مخصوصا کناره) بعضی گیاهان، مثلا نخ کناره لوبیای سبزکه وقت پاک کردن آن را از بدنه لوبیا جدامیکنند.
zuğ
زایلاماخ (شاید هم: ضایع-لاماخ) ( (مثلا میوه) ضایع شدن، فاسد شدن، به هدر رفتن، ن. زای، همچنین: ئوکوزون تایدی، ایشین زایدی.
zaylamax
زای (احتمالا از ضایع) = فاسد (مثلا میوه)، به هدر رفته. ن. زایلاماخ، ئوکووزون تایدی.
zay
زینقیرو= زنگوله. مثلا: ایله بیل دوه دن زینقیرو آسلانیر=گوئی زنگوله ای است برگردن شتر، به معنی دو آدم نا متناسب با یکدیگر، مانند فیل و فنجان.
zınqırow
زینه زینه و یا زینی زینی=کم کم، مرتبه به مرتبه، آهسته آهسته (مثلا جاری شدن آب از شیر آب، بالا رفتن و یا پائین آمدن از یک پلکان)
zinä-zinä
زیققینا زیققینا دانیشماق
(zıqqına zıqqına)
هر بیش ایشی زیققینا زیققینا گورمک یعنی زورونان ائله مک، یاواش یاواش، تنبل تنبل، گوجنه گوجنه، اکراهینان
زورنا چی نین اؤز تویی دی – یعنی آدم کار بلد دارد برای خودش کار میکند. مثلا نجار برای خودش کمدمیسازد. کنایه از این است که یک نفر -به دلایل شخصی- دارد سنگ تمام میگذارد.
زحمتی مشاطه چکر، لذتی داماد آپاری – زحمت را مشاطه متحمل میشود و لذت نصیب داماد میگردد.
زنجیر اصلان ایچوندور – نظیر: عار ناید شیر را از سلسله.
زورا داغلار دایانماز – ترجمه: کوه ها نیز زور را تحمل نکنند.
زیانین یاریسیندان قاییتماق قازانجدور – نظیر: ضرر را از هر کجایش بگیری نفع است.
زير زميده (زيرزمينده) اوتوروب طنبى يوخوسى گؤرمه – ترجمه: در زير زمين نشسته خواب تالار مبين.
زيرنانى گن باشيندان پوفلور – ترجمه: سورنا را از سر گشادش ميدمد.
زیگمه باخ، حالیمی خبر آل – نظیر: رنگ رخسار خبر میدهد از سّر ضمیر.
زور قاپیدان گیرنده، داد باجادان قاچار – ترجمه: زور که از در وارد شد عدالت از روزنه فرار کند.
زنجیر اصلان ایچوندور – نظیر: عار ناید شیر را از سلسله.
زورا داغلار دایانماز – ترجمه: کوه ها نیز زور را تحمل نکنند.
زیان آجی اولار – ترجمه: زیان تلخ است.
زیرناچی قاباخ دیشی دوشندن سورا توبه ائله ر – سورناچی وقتی توبه میکند که دندان پیشیننش بیافتد.
زیرناچی قاباخ دیشی دوشندن سورا توبه ائله ر – سورناچی وقتی توبه میکند که دندان پیشیننش بیافتد.
زیانین یاریسیندان قاییتماق قازانجدور – نظیر: ضرر را از هر کجایش بگیری نفع است.
زير زميده (زيرزمينده) اوتوروب طنبى يوخوسى گؤرمه – ترجمه: در زير زمين نشسته خواب تالار مبين.
زيرنانى گن باشيندان پوفلور – ترجمه: سورنا را از سر گشادش ميدمد.
زیگمه باخ، حالیمی خبر آل – نظیر: رنگ رخسار خبر میدهد از سّر ضمیر.
زور قاپیدان گیرنده، داد باجادان قاچار – ترجمه: زور که از در وارد شد عدالت از روزنه فرار کند.
زحمت سیز بال ییلمز. نظیر: بی رنج گنج میسر نمیشود.
زر قدرین زرگر بیلر. ترجمه و نظایر: قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری. علی را قدر پیغمبر شناسد.
زری ده وار، زورو دا. ترجمه: هم زر دارد هم زور. مراد آنکه بموقع تشویق میکند و بموقع تنبیه و توبیخ.
زمانییه اویماق گره ک. نظیر: زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز.
زمستان چکمیین بلبل بهارین قدرینی بیلمز – محبت بیر بلا شئی دیر گرفتار اولمییان بیلمز. نظیر: دو دوست قدر شناسند حق صحبت را – که مدتی ببریدند و باز پیوستند.
زور قاپیدان گیرنده، داد باجادان قاچار – ترجمه: زور که از در وارد شد عدالت از روزنه فرار کند.
زيرنانى گن باشيندان پوفلور – ترجمه: سورنا را از سر گشادش ميدمد.