ب ب
فریک = جوجه نورسیده، بین جوجه و مرغ (با تلفظ سخت کامی ک نزدیک به تلفظ ح).
färik, farih
ب ب
فریک = جوجه نورسیده، بین جوجه و مرغ (با تلفظ سخت کامی ک نزدیک به تلفظ ح).
färik, farih
فیرتیخ = آب بینی، خَلط بینی
شخصى از ديگرى پرسيد: فارسى بلدى؟ مخاطب جواب داد: فمن يَعمَل! او با اين جمله مي خواست بگويد بله، كمى بلدم. سوال كننده خنديد و گفت: پس معلوم ميشود عربى هم ميدانى!
فتنه ليخدا مالون ساخلا، ایگیدلیکده باشون – ترجمه: زمان فتنه مواظب مالت باش، زمان قهرمانی مواظب سرت.
فرصتی الدن وئرمه – فرصت را از دست مده.
فشنگ دیواننادیر (دیوانداندیر) – نظیر: از کیسه خلیفه است.
فالچی یا گئتسن دعا وئره ر، حکیمه گئتسن دوا.
فرشی خوابینا سیغارلیر. نظیر: نان را به مظنه روز میخورد.
فهله سن یا مدعی؟ – فعله ای یا مدعی؟
فیل پیسیداغیدیر، نه ایگی وار نه خاصیتی – چس فیل (ذرت بو داده) است نه بو دارد و نه خاصیتی!
فیل فره سیدیر- جوجه فیل است.
فیلین بیر فکری وار، فیلبانین مین – فیل یک خیال دارد و فیلبان هزار خیال!
فین دییب بورنوندان دوشوب- فین گفته و از دماغش افتاده. مراد آنکه کاملا شبیه اش هست.
فیشقیراغینان گامیش زمیدن چیخماز – با سوت زدن گاو میش از کشتزار بیرون نرود.