یئریندن دوران … (تحت اللفظی: هرکسی که از جایش بلند شد…) = هر کس و ناکسی …، هر کسی که میخواهد…، هر کسی که دلش خواست (با داشتن یا بدون داشتن صلاحیت و دانش) فلان حرف را میزند یا فلان کار را انجام میدهد.
yerindän duran…
یئریندن دوران … (تحت اللفظی: هرکسی که از جایش بلند شد…) = هر کس و ناکسی …، هر کسی که میخواهد…، هر کسی که دلش خواست (با داشتن یا بدون داشتن صلاحیت و دانش) فلان حرف را میزند یا فلان کار را انجام میدهد.
yerindän duran…
یکّه (با تشدید و فتحه روی کاف) = بزرگ؛ یکّه دانیشماخ = گُنده گوئی کردن.
yekkä
الی یاتیپ = (فلن کس به فلان کار) خوگرفته، عادت کرده.
Äli yatîp
بیر الی یاغدا، بیر الی بالدا (ترجمه تحت اللفظی: یک دستش در کره است و دست دیگرش در عسل) = همه کارهایش رو به راه است. همه چیز دارد.
Bir äli yağda, bir äli balda.
یولا گئتماخ (گئتمک) = (با کسی، چیزی، شرایطی) ساختن، کنار آمدن. یولا گئدن آدام = آدم اهل مصالحه و کنار آمدن.
yola getmax (getmäk)
اوزی یولا = کسی که به راحتی قانع میشود و قبول میکند.
üzi yola
تحت اللفظی: پدرت خوب، مادرت خوب، به معنی «خدا پدرت را بیامرزد.»
dädän yaxçi, nänän yaxçi
یاندی قیندی = دماغ سوخته
yandi-qındi
یکّه پَر = آدم درشت بدن، بلند قامت
yekkäpär
یِیین = سریع، تُند، با سرعت
yeyin
آروات یاریم (تحت اللفظی: نیمه خانم) = به دختر بچه هائی گفته میشود که (اغلب قصدا و به شوخی) ادای خانم ها را در می آورند.
arvat-yarım
یئیین = سریع، باسرعت، تند.
yeyin
دده ن یاخچی، ننه ن یاخچی = (تحت اللفظی: پدرت خوب، مادرت خوب) زمانی به کار برده میشود که بخواهند کسی را «سرِ عقل بیاورند» تا از عصبانیت و رفتار غیر منطقی دست بردارد.
dädän yaxçi, nänän yaxçi
یئر به یئر، یئر به یئر ائله ماخ، اولماخ = جابجا، جابجا کردن، جابجا شدن (وقتی هر کس و هرچیز در جای خود قرار میگیرد).
yer-bä-yer, yer-be-yer (elämax, olmax)
یاهالماخ (یاهالماق) = دچار اشتباه شدن، اشتباه کردن. یاهالتماخ = کسی را (دانسته یا ندانسته) دچار اشتباه کردن.
yahalmax (yahalmaq, yahaltmaq, yahalmaq)
یِیخالاماخ= دهان، لیوان، ظرف یا چیز دیگری را آب کشیدن، با آب یا مایع دیگری تمیز کردن، مثلا بعد از شستن ظرفی با مایع ظرفشوئی، آن را آب کشیدن تا کاملا تمیز و از آثار صابون (یا در دهان از آثار غذا) تمیز شود.
yeyxalamaq (yeyxalamax)
تازا یونجا ائششگه باش آغریسی گتیره ر = اگر به خر یونجه تر و تاره بدهی، سردرد میگیرد.
Taza yonca eşşäyä baş ağrısı gätirär.
هامّی یاتیپ، جیتدان آییخ (آییق) = همه در خواب هستند، تنها «جیتدان» بیدار است. (معنا و شخصیت داستانی «جیتدان» هنوز روشن نشده است). وقتی میگویند که در خانواده یا گروهی همه خوابیده باشند، اما تنها یک نفر بیدار باشد. به و یا در باره آن شخص بیدار گفته میشود.
Hammi yatıp, Citdan ayıx
الف ضمن صحبت مرا «یودی آریتدی» یعنی انواع و اقسام خطاکاری های مرا، معایب مرا شمرد و گذاشت کنار. معنی تحت اللفظی این اصطلاح «(مرا) شست و پاک کرد» است.
یاغا، بیته = اگر (باران) ببارد، خواهد روئید. منظور آن که اگر بخت یاور شود و باران ببارد، محصولی عاید خواهد شد. اکثرا به این معنی به کار می رود که عاقبت کار هنوز معلوم نیست و بسته به تصادفات و بخت است.
Yağa, bitä.
یووخ (یو-ووق)= به معنی یاخین، نزدیک (در لهجه اورمیه)
یاخینا گلمه یانیرام، اوزاغا گئتمه دونورام=زیاد به من نزدیک نشو که مرا می سوزانی، زیاد از من دور نشو که سردم می شود.
دیلی یانان، یوغوردی پوفلییه پوفلییه ییه ر: کسی که زبانش سوخته، حتی ماست را فوت میکند و بعد میخورد، به معنی اینکه اگر کسی از نتیجه یک کار ضرری دیده باشد، دفعه بعد قبل از اینکه چنین کاری انجام دهد ده بار فکر میکند که آیا این کار درست است یا نه.
یوققوش = اؤزو یوخاری (سربالایی) یئر.
یددی عباسی لیخ دان چکیر – توتون هفت عباسی میکشد. منظور اینکه اعیان است. توضیح: توتون چپق که قدیم الایام میکشیدند ارزانش سه عباسی و مرغوبش هفت عباسی بود (هر عباسی = یک ریال).
یارا وار باغلارلار، یارا وار داغلارلار – زخم هایی هست که می بندند ( میپوشانند ) تا خوب شود و در مقابل زخم هایی هست داغش میکنند تا خوب شود.
بو حنا (خینا) او حنالارا بنزه مز – این حنا از آن حنا ها که میشناسی نیست!
یاخینا گلمه اییین گلیر ، اوزاغا گئتمه جانیم چیخیر – نزدیک نیا که بو میدهی، دور نرو که دوری ات مرا از پا در میاورد.
یومورتاسیندان چیخمامیشدان باش یاریر – از تخم مرغ بیرون نیامده سر مردم را میشکند.
یئر برک اولاندا ئوکوز ئووکوزدن اینجی یر – زمین که سفت باشد گاو از گاو می رنجد.
یاغ یؤغورتداندی،یؤغورت یاغدان – کره از ماست بعمل اید و ماست از کره.
یاس ییه سی اوغونوب، یاسا گلن اوغونمییپ! – صاحب عزا آرام شده، مهمانی که به عزاداری آمده ول کن نیست! نظیر: کاسه داغ تر از آش.
یازان سن، پوزان سن، کیم دییر یالانسان! – منظور اینکه خودت مینویسی و خودت پاک میکنی یعنی اختیار همه چیز در دست توست حالا چه کسی میتواند بگوید که دروغ میگوئی و حق بجانب تو نیست؟!
یارانین قورویار قانی، گینه قالار قاسناغی،. نظیر مثل فارسی: زخم به گردد ولی ماند نشانش سالها.
یاخینداکی علف ، اوزاخداکی آرپادان یاخشیدیر(و یا:اوزاق یئرین آرپاسیندان ، یاخین یئرین سامانی یاخشیدیر) – نظیر: سیلی نقد به از حلوای نسیه.
یاغیشدان قورتولوپ دولویا دوشدوک – نظیر: از چاه درآمده توی چاله افتادیم.
یانسین چراغی، گلسین ایشیغی – چراغش روشن باشد، نورش بر دوام باشد.
یای وار ، قیش وار، چوخ ایش وار – تابستان هست ،زمستان هست ، کار زیاد است. منظور اینکه این کار طول خواهد کشید.
یئدیلر ایچدیلر، مطلبه یئتیشدیلر – نظیر: قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید.
یاز بوزا قو ی گونه = بنویس روی یخ بگذار جلوی افتاب – کنایه از اینکه :این طلب و پول تو قابل وصول
نیست .
فرستنده: ح – فيس بوك
یابویا تیمار ایلسن شیللاغ آتار – ترجمه: اگر یابو را تیمار کنی جفتک میاندازد!
یاتار یاتار باشی شیشر دوراندا بیتین آختاری – اتی وئره ر پیشیگه، قونشونون ایتین آختاری.
یاتان ئولمز، یئتن ئولر – نظیر: اجل گشته میرد نه بیمار سخت.
یاتان آردینجا اویاق اولماسین؟! ترجمه: مبادا شخص بیداری بدنبال شخصی باشد که در خوابست؟!
یا حسن کچل یا کچل حسن – به معنای: این و آن فرقی نمیکند.
یاخشی اوردووی یئللندیرمیسن، اگر باغبان امرود وئره (ریاحی) – نظیر: کار از استاد میترسد (رومی).
یاغاندا ایچ، کسنده یات – نظیر: نم نم باران به میخواران خوش است.
یاغلی الووی چک ئوزگه لرین باشینا – این دست چربت را بر سر دیگران بکش. نظیر: این شتر را جلوی منزلی دیگر بخوابان.
یاغلییدی، پیشیک آپاردی – چربی بود گربه برد. نظیر: لولو برد.
یاغماسان دا گورولدا – حتی اگر نمیباری لااقل غرشی کن!