کند ندیر

کت (کند) ندور، قند ندور؟ – ترجمه: ده کجا و قند کجا؟ یا: ده رفتن و قند همراه بردن؟

کند یوخدی

کت (کند) یوخدی که باشینا بلا گلمه سین – ترجمه: دهی نیست که دچار بلا نشده باشد.

کچل باشیما ساققیز

کچل باشیما سقیز سالمیسان یا کور گؤزومه داری؟ مراد آنکه چرا بیخود منت میگذاری؟

کچل دوا بیلسه

کئچل داوا بیلسه ئوز باشینا ائله ر – نظیر: کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.

کچلین آدی

کچلین آدین قویاللار زلفعلی! – ترجمه: نام کچل را میگذارند زلفعلی.

کچلین توکدن

کچلین توکدن آجیغی گلر – ترجمه: کچل از مو بدش آید.

كنكن

کنکن قویونی نه قدر درین قازسا ئوزونی تکینده گؤره ر – نظیر: چاه کن همیشه در قعر چاه است.

كؤچ

کؤچ کؤچر ایت یوگوره ر، ایکی سی بیر منزله چاتار – قافله کوچ میکند و سگ میدود اما هر دو در یک آن به منزل میرسند.

كيچيك داش

کیچیک داش دا باش یارار – سنگ کوچک هم سر بشکند.

كيچيكدن خطا

کیچیکدن خطا بؤیوکدن عطا – نظیر: از بزرگان عفو بوده است و از فرودستان گناه.

كؤرپونى گچنه جان

کؤرپونی گئچنه جن ایی یه دایی دیه – تا از پل نگذشته ای خرس را دائی بخوان. نظیر: از برای مصلحت مرد حکیم / دم خر را بوسه زد خواندش کریم (مولوی).

كور توتدوغون بوراخماز

کور توتدوغون بوراخماز – کور آنچه را که گرفته دیگر ول نمیکند.

كور قوش

کور قوشون یوواسینی تاری ئوز الیینن تیکه ر – لانه مرغ کور را خداوند با دست خودش میسازد.

كور نه ايستر

کور نه ایسته ر، ایکی گؤز، بیری ایری بیری دوز – نظیر: کور از خدا چه خواهد؟ دو چشم بینا.

كوركن سن

کوره کن سن یا نکیر و منکر؟ – دامادی یا نکیر و منکر؟ توضیح: دامادی کم رو و خجول برای آنکه در صحبت را با عروس باز کند دلی بدریا زده و میپرسد: اصول دین چند است؟ عروس هم که بر عکس از آن دختران دریده بود با تمسخر پاسخ میدهد: «بگو ببینم تو دامادی یا نکیر و منکر؟»

كور يا بوردا

کور یا بوردا یا بغداددا – کور چه در اینجا باشد و چه در بغداد فرقی نمیکند.

كورونان چورك يينده

کورونان چؤره ک یینده آللهی آرادا گؤر – وقتی که با کور غذا میخوری خدا را در میانه ببین (خدا میبیند که تو چقدر میخوری و او چقدر میخورد).

كوزه گر

کوزه گر سینیق قابدان سو ایچر – کوزه گر از کوزه شکسته آب خورد. و ینظیر: زن کفاش و نعلبند همیشه پا برهنه است.

کوسه نین پایین ییه للر

کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.

کوسه نین پایین ییه للر – هرکه قهر کند سهمش را میخورند. نظیر: هر کس خواب است حصه اش در آب است.

کوسا گئتدی سققل گتیره

کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.

کوسا (کوسه) گئتدی سققل گتیره، بوغونو دا اوسته قویدی گلدی – کوسه عقب ریش رفت، سبیلش را هم روی آن گذاشت و برگشت.نظیر: بیچاره خر آرزوی دم کرد / نا یافته دم دو گوش گم کرد.

كوفته نى سال

کوفته نی سال، سفره نی سال – نظیر: چلو را دم کن، سفره را پهن کن.

کیش دییرسن گئتمیر، ویریرسان قیچی سینیر – نظیر: کبوتر حرم است.

کیش دییرسن گئتمیر

کیش دییرسن گئتمیر، ویریرسان قیچی سینیر – نظیر: کبوتر حرم است.

کیشی اولان

کیشی اولان توپوردوغون یالاماز – نظیر: مرد سرش میرود، قولش نمیرود.

کیشی اولان

کیشی اولان توپوردوغون یالاماز – نظیر: مرد سرش میرود، قولش نمیرود.

کیشی ده سؤز

کیشی ده سؤز بیر اولار – حرف مرد یکی است.